Melihat juzuk 17
Melihat juzuk 17
Al-Anbya
.21
The Prophets
[زمان] حساب مردم نزدیک شده است و آنان در ناآگاهی [از بازخواستِ آخرت] رویگردانند.
هیچ پند تازهای از جانب پروردگارشان برای آنان نمیآید، مگر آنکه بازیکنان به آن گوش میدهند.
[پیام الهی را در حالی میشنوند که] دلهایشان غافل است؛ و کسانی که [کافر و] ستمکار بودند، نجواهایشان را پنهان کردند [و گفتند:] «آیا این [مدعى پیامبرى،] جز بشرى همچون شماست؟ آیا در حالی که [حقیقت را] میبینید، به جادو روی میآورید؟»
[پیامبر] گفت: «پروردگارم هر سخنی را که در آسمان و زمین باشد میداند و او شنوای داناست».
بلکه [کافران در ستیز با قرآن] گفتند: «[آنچه محمد میگوید] خوابهایی آشفته است؛ بلکه آن را به دروغ [به الله] نسبت میدهد؛ [نه،] بلکه او شاعر است. پس [اگر راست میگوید،] معجزهای برایمان بیاورد، چنان که پیامبران پیشین [نیز با معجزات] فرستاده شدند».
پیش از آنان [نیز ساکنان هر] شهری که نابودش میکردیم [به آیات و معجزاتِ ما] ایمان نیاورده بودند. پس آیا [اینها] ایمان میآورند؟
و [ای پیامبر،] پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی میکردیم [برای هدایت مردم] نفرستادیم؛ پس [ای کافران،] اگر نمیدانید، از اهل کتاب بپرسید.
و [ما] آنان را پیکرهایی [مخالف سرشت و طبیعت بشری] که غذا نخورند قرار ندادیم و [در دنیا نیز] جاودان نبودند.
سپس وعدهای را که [دربارۀ پیروزی و نجات] به آنان داده بودیم تحقق بخشیدیم و آنان را به همراه هرکس که خواستیم نجات دادیم و اسرافکاران [کافر] را نابود کردیم.
بیتردید، کتابی به سویتان نازل کردیم که عزت [و شرف دنیا و آخرتِ] شما در آن است. آیا نمیاندیشید؟
چه بسیار شهرهایی را که [ساکنانش] ستمکار بودند در هم شکستیم و پس از آنان گروهی دیگر پدید آوردیم.
هنگامیکه عذاب ما را احساس میکردند [و به چشم میدیدند،] ناگاه از آنجا میگریختند.
[به تمسخر گفتیم:] «فرار نکنید. به سوی خانههایتان و نعمتهایی که در آن آسوده بودید بازگردید؛ باشد که [فقط دربارۀ امور دنیوی] بازخواست شوید».
گفتند: «وای بر ما [که] قطعاً ستمکار بودهایم!»
پس گفتارشان پیوسته همین بود تا آنکه آنان را [چون گیاهی] درو شده [و] بیجان ساختیم.
و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازیچه نیافریدهایم.
اگر [به فرض] میخواستیم که سرگرمیای [مانند فرزند یا همصحبت برای خود] برگزینیم، آن را [نه از معبودهای شما بلکه] از نزد خویش برمیگزیدیم.
بلکه ما حق را بر باطل میافکنیم؛ که آن را در هم میشکند و ناگاه آن [باطل] نابود میشود؛ و [ای کافران،] وای بر شما از آنچه توصیف میکنید!
هر کس [و هر چه] در آسمانها و زمین است از آنِ اوست و کسانی که نزد او هستند [= فرشتگان] از عبادتش سرکشی نمیکنند و خسته نمیشوند.
آنان شب و روز [الله را] به پاکی میستایند و سستی نمیورزند.
آیا [این مشرکان] معبودانی از زمین برگزیدهاند که [مردگان را] زنده میکنند؟
اگر در آنها [= آسمان و زمین] معبودانی جز الله وجود داشت، [در اثر ناسازگاریِ آنها] قطعاً هر دو تباه مىشدند؛ پس الله ـ پروردگار عرش ـ از توصیفی که [مشرکان] میکنند پاک و منزه است.
[الله] به خاطر آنچه میکند بازخواست نمیشود؛ [ولی] آنان [در برابر رفتارشان] مسئولند.
آیا [مشرکان] معبودانی جز او برگزیدهاند؟ [به آنان] بگو: «دلیلتان را بیاورید. این [قرآن] کتابی است که همراه من است و [اینها نیز] کتابهایی است [متعلق به پیامبرانی] که پیش از من بودند؛ [و در هیچ کدام دلیلی بر حقانیتِ شما وجود ندارد]»؛ بلکه بیشتر آنان [به جهل و تقلید استناد میکنند و] حق را نمیدانند و [از آن] رویگردانند.
و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که [به مردم بگوید]: «معبودی [بهحق] جز من [= الله] نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید».
[مشرکان با این تصور که فرشتگان دخترانِ الله هستند] گفتند: «[الله] رحمان فرزندی [برای خویش] برگزیده است». او منزّه است؛ [چنین نیست که میپندارند؛] بلکه [فرشتگان] بندگان گرامی[اش] هستند.
آنان هرگز در سخن بر او پیشی نمیگیرند و [پیوسته] به فرمانش عمل میکنند.
[الله] گذشته و آیندۀ آنان را مىداند و آنان جز براى كسى كه [الله] بپسندد [و از او راضی باشد] شفاعت نمىكنند و خود از بیم او هراسانند.
و هر یک از آنان بگوید: «جز او، من [نیز] معبود هستم»، وی را به دوزخ كیفر مىدهیم. [آرى،] ستمكاران را اینچنین کیفر مىدهیم.
آیا کسانی که کفر ورزیدند، ندانستهاند که آسمانها و زمین به هم چسبیده بودند؛ [نه بارانی میبارید و نه گیاهی میرویید؛] سپس [ما] آن دو را [به قدرت خویش] از هم جدا کردیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم؟ پس آیا [باز هم] ایمان نمیآورند؟
و کوههایی استوار در زمین نهادیم تا مبادا آنان را بلرزانَد و راههایی [وسیع] در آن پدید آوردیم؛ باشد كه [در سفرهایشان، به مقصد] راه یابند.
و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم و[لی] آنان [= مشرکان] از [تفکر در] نشانههایش رویگردانند.
اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید [و چنان منظم ساخت که] هر یک [از اینها] در مداری [معیّن] شناورند.
[ای پیامبر،] ما پیش از تو برای هیچ بشری جاودانگی [در دنیا] قرار ندادیم. آیا اگر تو بمیری، آنان جاودانند؟
هر کسی چشندۀ [طعم] مرگ است؛ و [ای مردم،] شما را با بدی و نیکی میآزماییم و [سرانجام] به سوی ما بازگردانده میشوید.
کسانی که کفر ورزیدند، هر گاه که تو را میبینند، فقط به مسخرهات میگیرند [و می گویند:] «آیا این همان کسی است که از معبودانتان [به بدی] یاد میکند؟» و حال آنکه آنان خود یاد [الله] رحمان را انکار میکنند.
انسان [ذاتاً] عجول آفریده شده است [و همه چیز را پیش از زمان مقررش میخواهد]. به زودی نشانههای [عذابِ] خویش را به شما نشان خواهیم داد؛ پس [نزولِ عذاب را] به شتاب نخواهید.
[کافران] میگویند: «اگر راستگویید، این وعده[ی قیامت] کی خواهد بود؟»
کسانی که کفر ورزیدند اگر میدانستند زمانی که [به دوزخ میافتند] نمیتوانند [شعلههای] آتش را از چهرهها و پشتهایشان بازدارند و [از سوی هیچ کس] یاری نمیشوند، [هرگز این گونه شتابان عذاب را نمیخواستند].
بلكه [آتش، چنان] ناگهانى به آنان مىرسد و آنان را [چنان سرگشته و] بهتزده مىكند كه نه مىتوانند آن را [از خود] دفع کنند و نه مهلت [توبه] به آنان داده مىشود.
یقیناً پیامبران پیش از تو [نیز] مورد تمسخر قرار گرفتند؛ آنگاه بر سرِ کسانی که آنها [= عذابهای الهی] را به ریشخند میگرفتند، همان چیزی آمد که آن را مسخره میکردند.
[ای پیامبر، به کافران] بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از [عذاب الله] رحمان محافظت میکند؟ بلکه [حق این است که] آنان از یاد پروردگارشان رویگردانند.
آیا آنان معبودانی دارند که [میتوانند] در برابر ما از آنان دفاع کنند؟ [هرگز!] آنان نه میتوانند خود را یاری دهند و نه از [عذاب] ما در امانند.
بلکه [ما] آنان و پدرانشان را [از نعمتهای دنیوی] بهرهمند ساختیم تا عمرشان به درازا کشید [و مغرور شدند]. آیا نمىبینند كه ما [همواره] به سراغ زمین مىآییم و آن را از هر طرف مىكاهیم [و مردمش را نابود میکنیم]؟ پس آیا آنان [بر قدرتِ الله] پیروزند؟
بگو: «من فقط شما را به وسیلۀ وحی [از عذاب الهی] بیم میدهم» و[لى] چون به كران بیم داده شود، دعوت [حق] را نمىشنوند.
اگر اندکی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، قطعاً میگویند: «ای وای بر ما [که] یقیناً ستمکار بودهایم!».
روز قیامت، ما ترازوهای عدل را [برای حسابرسی در میان] مینهیم؛ آنگاه به هیچ کس [کمترین] ستمی نمیشود؛ و اگر [کردارشان] همسنگِ دانۀ خَردَلی باشد، آن را [به حساب] میآوریم؛ و کافی است که ما حسابرس باشیم.
به راستی، ما به موسی و هارون فُرقان [= تورات] دادیم و [این کتاب] برای پرهیزگاران، روشنایی و اندرزی است.
[همان] کسانی که در نهان از پروردگارشان میترسند و از قیامت بیمناکند.
و این [قرآن،] پند مبارکی است که آن را نازل کردیم. آیا [باز هم] انکارش میکنید؟
و بیتردید، پیش از آن، ما به ابراهیم [رشد فکری و] هدایتش را عطا کردیم و به [شایستگیهای] او دانا بودیم؛
آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: «این مجسمهها چیست که به عبادت آنها ایستادهاید؟»
آنان گفتند: «ما پدرانمان را دیدیم که آنها را عبادت میکردند».
[ابراهیم] گفت: «قطعاً شما و پدرانتان در گمراهیِ آشکار بودهاید».
آنان گفتند: «آیا [سخن] حق برایمان آوردهای یا شوخی میکنی؟»
[ابراهیم] گفت: «[نه،] بلکه [سخنم حق است:] پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمین است؛ همان ذاتی که آنها را پدید آورده است و من بر این [سخن] گواهم».
و [با خود گفت:] «به الله سوگند، پس از آنکه پشت کردید و [به جشن] رفتید، برای [نابودی] بُتهایتان تدبیری میاندیشم».
و [در غیابِ بتپرستان،] همۀ آنها جز [بُت] بزرگشان را خُرد کرد؛ شاید به سراغ آن بروند [تا حقایق را برایشان بازگو کند].
[وقتی آنان معبودان خویش را چنین دیدند] گفتند: «چه کسی با معبودان ما چنین کرده است؟ قطعاً او ستمکار است».
[برخی] گفتند: «ما شنیدیم جوانی که او را ابراهیم مینامند از آنها [به بدی] یاد میکند».
گفتند: «پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید؛ باشد که [بر اعترافش به گناه] گواه باشند».
[وقتی ابراهیم را آوردند] گفتند: «ای ابراهیم، آیا تو این [کار] را با معبودان ما کردهای؟»
[او] گفت: «بلکه بزرگشان چنین کرده است. اگر سخن میگویند، از آنها بپرسید».
آنگاه [آنان] به خود آمدند و [به یکدیگر] گفتند: «واقعاً شما [مشرک و] ستمکارید».
سپس [باز هم] سر به دشمنی و انکار برداشتند [و گفتند:] «تو خوب میدانی که اینها سخن نمیگویند».
[ابراهیم] گفت: «آیا به جای الله چیزهایی را عبادت میکنید که نه سودی برایتان دارد و نه زیانی به شما میرساند؟
اُف بر شما و بر آنچه به جای الله عبادت میکنید! آیا نمیاندیشید؟»
آنان گفتند: «اگر مىخواهید [برای مجازاتش] كارى كنید، او را بسوزانید و معبودانتان را یاری دهید».
[سرانجام او را در آتش انداختند؛ ولی ما] گفتیم: «ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش».
و خواستند برای [نابودی] او نیرنگی به کار برند؛ ولی ما آنان را زیانکارترین [مردم] ساختیم؛
و او و لوط را [با هجرت] به سرزمینی که برای جهانیان در آن برکت نهادهایم [= شام] نجات دادیم؛
و اسحاق و [نوهاش] یعقوب را [نیز به عنوان بخشش] افزونی به او بخشیدیم و همگیشان را [افرادی] شایسته گرداندیم؛
و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت میکردند و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنان وحی کردیم؛ و آنان [همه] عبادتکننده ما بودند.
ما به لوط، [اجازۀ] قضاوت و علم [دین] دادیم و او را از شهری که [ساکنانش] اعمال زشت [و پلید] مرتکب میشدند نجات بخشیدیم. به راستی که آنان گروهی پلید و نافرمان بودند.
و او را در رحمت خود وارد کردیم. بیگمان، او از شایستگان بود.
و نوح را [یاد کن] هنگامی که پیشتر [از سایر پیامبران، ما را] ندا داد؛ ما [نیز دعای] وی را اجابت کردیم آنگاه او و خاندانش را از اندوهِ بزرگ نجات دادیم.
و در برابر قومی که آیات ما را تکذیب کرده بودند یاریاش کردیم. بیتردید، آنان گروه بدکاری بودند؛ پس همگیشان را غرق کردیم.
و [یاد کن از] داود و سلیمان، آنگاه که دربارۀ کشتزاری داوری میکردند که گوسفندان قوم، شبانه در آن چریده بودند و ما بر داوری آنان گواه بودیم.
آن [حقیقت] را به سلیمان فهماندیم و به هر یک از آنان پیامبری و دانش [عمل به احکام دین] عطا کردیم؛ و کوهها و پرندگان را در خدمت داود گماشتیم که [همراه با او، پروردگار را] تسبیح میگفتند و ما بودیم که این [همه] را انجام دادیم.
و ساختن زره را به او [= داود] آموختیم تا شما را از [آسیب] جنگهایتان حفظ کند؛ پس آیا شکر میگزارید؟
و تندباد را برای سلیمان [به خدمت گماشتیم] که به فرمانِ او به سوی سرزمینی که در آن برکت نهادهایم [= شام] روان بود؛ و ما همه چیز را میدانستیم.
و [نیز] از شیاطین کسانی را [گماشتیم] که برایش غواصی میکردند [و جواهر استخراج مینمودند] و کارهایی غیر از این [نیز] انجام میدادند؛ و ما مراقب [رفتار و تعداد] آنان بودیم.
و ایوب را [یاد کن] آنگاه که پروردگارش را [چنین] ندا داد: «رنج [و بیماری] به من رسیده است و تو مهربانترینِ مهربانانی».
ما [دعای] او را اجابت کردیم و رنجی را که به او رسیده بود برطرف ساختیم و خانوادهاش و [نیز تعدادی] همانندشان را به همراه آنان به وی بازگرداندیم [تا] رحمتی از جانب ما و پندی برای عبادتکنندگان باشد.
و [یاد کن از] اسماعیل و ادریس و ذوالکِفل که همگی از شکیبایان بودند.
و [ما] آنان را در رحمت خویش وارد کردیم. بیتردید، آنان از شایستگان بودند.
و [یاد کن از] ذوالنون [= یونس] آنگاه که خشمگین [از میان قومش] رفت و چنین پنداشت که ما هرگز بر او سخت نمیگیریم [و به خاطر این کار مجازاتش نمیکنیم]؛ [وقتی ماهی او را بلعید] در تاریکیها ندا داد که: «[پروردگارا،] هیچ معبودی [بهحق] جز تو نیست. تو منزّهی. بیتردید، من از ستمکاران بودهام».
دعایش را اجابت کردیم و او را از اندوه نجات دادیم و مؤمنان را [نیز] اینچنین نجات میدهیم.
و [یاد کن از] زکریا، آنگاه که پروردگارش را [این گونه] ندا داد: «پروردگارا، مرا تنها [و بیفرزند] مگذار و تو بهترین وارثانی».
دعایش را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را [که نازا بود] برایش شایسته [و آمادۀ بارداری] نمودیم. آنان همواره در کارهای خیر میشتافتند و در حال بیم و امید ما را میخواندند و پیوسته برای ما [فرمانبردار و] فروتن بودند.
و [یاد کن از مریم،] زنی که دامانِ خود را پاک نگاه داشت و [ما] از روح[ی از جانب] خویش در [وجودِ] او دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان نشانهای [از قدرت الهی] قرار دادیم.
[ای مردم،] به راستی، این آیین شما، آیینی یگانه [و مبتنی بر یکتاپرستی] است و من پروردگارتان هستم؛ پس مرا عبادت کنید.
و[لی مردم] میان خود در امر [دین]شان فرقهفرقه شدند؛ [ولی سرانجام،] همگی به سوی ما بازمیگردند.
هر کس کارهای شایسته انجام دهد و مؤمن باشد، در برابر کوشش او ناسپاسی نخواهد شد و ما کارهایش را مینویسیم.
و [مردم] هر شهری را که [بر اثر کفر و گناه] نابودش کردیم، محال است که [بتوانند به قصدِ توبه به دنیا] بازگردند.
تا زمانی که [سدّ] یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر بلندی [و تپهای] شتابان سرازیر گردند.
و وعدۀ حق [= قیامت] نزدیک گردد؛ در آن هنگام، چشمهای کسانی که کفر ورزیدند [از شدت وحشت] خیره میمانَد [و میگویند:] «ای وای بر ما! قطعاً ما از این [حادثه] در غفلت بودیم! بلکه [کافر و] ستمکار بودیم».
[به آنان گفته میشود:] «قطعاً شما و آنچه که به جای الله عبادت میکنید، هیزمِ دوزخید [و همگی] در آن وارد خواهید شد».
اگر اینها معبودانی [بهحق] بودند، هرگز وارد آن نمیشدند؛ و حال آنكه همگی در آن [عذاب سوزان] جاودانند.
در آنجا نالههایى [دردناک] دارند و [از شدت درد و ترس] چیزى نمىشنوند.
[امّا] کسانی که پیشتر، وعدۀ نیکو [= بهشت] از جانب ما به آنان داده شده است، یقیناً از آن [آتش جهنم] دور نگه داشته میشوند.
آنان صدای آن [آتش هولناک و فریادهای دوزخیان] را نمیشنوند و در آنچه میل داشته باشند، جاودانه [در آسایش] هستند.
وحشت بزرگ [قیامت] آنان را اندوهگین نمیسازد و فرشتگان به استقبالشان میآیند [و به آنان میگویند:] «این همان روزی است که به شما وعده داده میشد».
روزی که آسمان را در هم میپیچیم همانگونه که طومار نوشتهها را درهم میپیچد، [و] همان گونه که نخستین [بار] آفرینش را آغاز کردیم، [بار دیگر] آن را بازمیگردانیم. [این] وعدهای است بر عهدۀ ما که قطعاً انجامش خواهیم داد.
و به راستی پس [از اینکه در] لوح محفوظ [ثبت شده بود]، در [تمام] کتابهای [آسمانی] نوشتیم که: «زمین را بندگان شایستهام به ارث میبرند».
بیگمان، در این [سخن، عبرت و] پیام روشنی برای عبادتکنندگان است.
و [ای محمد،] تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.
بگو: «در حقیقت به من وحی میشود که: "بیتردید، معبود شما معبودی یگانه است؛ پس آیا تسلیم [دعوتِ حق] میشوید؟"»
اگر رویگردان شدند، بگو: «من [همۀ] شما را به طور یکسان آگاه کردم [و دربارۀ عذاب الهی هشدار دادم] و نمیدانم آنچه که به شما وعده داده میشود نزدیک است یا دور.
یقیناً او تعالی سخن آشکار را میداند و [نیز] آنچه را [در دل خویش] پنهان میکنید میداند.
و نمیدانم؛ شاید این [تأخیر عذاب، مایۀ] آزمایش و بهرهمندیِ شما تا مدتی [معیّن] باشد».
[پیامبر] گفت: «پروردگارا، [بین ما و کافران] به حق داوری کن؛ و پروردگار ما، [الله] رحمان است که در برابر آنچه [از کفر و شرک] میگویید از او یاری میخواهیم».
ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید. بیتردید، زلزلۀ قیامت امر بزرگی است.
روزی که آن را میبینید، [آنچنان وحشتناک است که] هر مادرِ شیردهای [فرزندِ] شیرخوارش را فراموش میکند و هر [موجودِ] بارداری جنین خود را [بر زمین] مینهد و مردم را مست میبینی، در حالی که مست نیستند؛ بلکه عذاب الله شدید است.
و از [میان] مردم کسی هست که بدون [هیچ] دانشی، دربارۀ الله مجادله میکند و از هر شیطان سرکشی پیروی مینماید.
[در قضای الهی بر شیطان] مقرر شده است که هر کس او را به دوستى بگیرد، قطعاً گمراهش مىسازد و به عذاب آتش مىكشاند.
ای مردم، اگر دربارۀ برانگیخته شدن [در قیامت] تردید دارید، [بدانید که] بیتردید، ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه و آنگاه از خون بستهشده، سپس از پارهگوشتی دارای خلقت کامل و [بعضاً] خلقت ناقص؛ [چنین کردیم] تا [قدرت خویش را] برایتان آشکار سازیم؛ و هر چه را که بخواهیم، تا مدتی معیّن در رَحِم [مادران] نگه میداریم، آنگاه شما را به صورت نوزادی بیرون میآوریم، سپس [پرورش مییابید] تا به حد رشد [و بلوغ] خود برسید؛ و از شما کسی هست که [در دوران جوانی] میمیرد و کسی نیز هست [که آنقدر عمر میکند تا] به نهایت فرتوتی [و کهنسالی] میرسد، چنان که پس از [آن همه] دانش، [همه را فراموش میکند و] چیزی نمیداند؛ و [اما مثالی دیگر:] زمین را خشکیده میبینی؛ ولی چون آب [باران] بر آن فرو میفرستیم، به جنبش درمیآید و رشد میکند و از هر نوع [گیاه] زیبایی میرویاند.
این [شگفتیهای خلقت،] از آن روست که [بدانید] الله حق است و اوست که مردگان را زنده میکند و او بر هر کاری تواناست.
و اینکه قیامت آمدنی است [و] تردیدی در آن نیست و اینکه الله [همۀ] کسانی را که در گورها هستند، برمیانگیزد.
و از مردم کسی هست که بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنیبخشی، دربارۀ الله مجادله میکند.
[از روی تکبر] سر خویش را برمیگرداند تا [مردم را] از راه الله گمراه سازد. براى او در این دنیا رسوایی و خوارى است و روز قیامت [نیز] عذاب آتش سوزان را به او مىچشانیم.
این [کیفر،] به سزای کارهایی است که از پیش فرستاده است و الله هرگز نسبت به بندگان [خود] ستمکار نیست.
و از [میان] مردم کسی هست که الله را با تردید عبادت میکند [و ایمانش ضعیف است]؛ پس اگر خیری به او برسد، [دلش] به آن آرام میگیرد [و بر ایمانش باقی میماند] و اگر بلایی [برای آزمایش] به او برسد، روی میگرداند [و به کفر بازمیگردد]. او در دنیا و آخرت زیان کرده است. این همان زیان آشکار است.
[انسان کافر،] به جای الله چیزی را میخوانَد که نه به او زیانی میرساند و نه سودی میبخشد. این همان گمراهی دور و دراز است.
او کسی را میخوانَد که قطعاً زیانش نزدیکتر از سودش میباشد؛ و چه بد دوست و چه بد همدمی است!
بیتردید، الله کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، به باغهایی [از بهشت] وارد میکند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است. به راستی، الله آنچه را که میخواهد، انجام میدهد.
کسی که گمان میکند الله او [= پیامبر] را در دنیا و آخرت هرگز یاری نخواهد کرد [و اکنون حمایت الله را میبیند و خشمگین است]، باید ریسمانی به سقف [خانهاش] بیاویزد و [خود را دار بزند تا راه نفَس] را قطع کند [و تا سر حد مرگ پیش رود]؛ آنگاه بنگرد که آیا [این ترفند و] نیرنگ او، خشمش را از میان میبَرد.
و اینگونه، ما این [قرآن] را [به صورت] آیاتی روشن نازل کردیم و الله هر کس را بخواهد، هدایت میکند.
کسانی که ایمان آوردهاند و کسانی که یهودی شدند و صابئان [= پیروان برخی پیامبران] و نصاری و زرتشتیان و کسانی که شرک ورزیدند، یقیناً روز قیامت الله میانشان داوری میکند. بیگمان، الله بر هر چیزی گواه است.
آیا ندیدی که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای الله سجده میکنند؟ و بسیاری نیز هستند که [در نتیجۀ سرپیچی از عبادت، فرمانِ] عذاب بر آنان تحقق یافته است؛ و هر کس که الله او را خوار سازد، کسی گرامیاش نمیدارد. بیتردید، الله هر چه بخواهد انجام میدهد.
این دو [گروه مؤمن و کافر،] دشمنان یکدیگرند و دربارۀ پروردگارشان ستیز میکنند. پس کسانی که کفر ورزیدند، برایشان جامههایی از آتش بریدهاند [و] از بالای سرشان [بر آنان] آب جوشان میریزند.
آنچه در درونشان هست و [نیز] پوستهایشان با آن گداخته میشود.
و گرزهای آهنین برایشان [مهیّا] است.
هرگاه بخواهند از [شدت] اندوه از آنجا [= دوزخ] خارج شوند، به آن بازگردانده میشوند و [به آنان گفته میشود:] «عذاب سوزان را بچشید».
بیتردید، الله کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، به باغهایی [از بهشت] وارد میکند که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است. در آنجا به دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته میشوند و لباسشان در آنجا ابریشم است.
و [در دنیا] به سوی گفتار پاک [توحید و تکبیر و تحمید] هدایت میشوند و به راهِ ستوده [اسلام] راهنمایی میگردند.
بیگمان، كسانى كه كفر ورزیدند و [مانند ماجرای حدیبیه، مردم را] از راه الله بازمىدارند [عذابی دردناک در پیش دارند]؛ و مسجد الحرام كه آن را براى مردم [قبله و عبادتگاه] قرار دادیم، مقیم و مسافر در آن یكسانند؛ و هر کس در آنجا با ستمکاری [و گناه،] انحراف بخواهد، از عذابى دردناک به او میچشانیم.
و [یاد کن از] آنگاه که محلِ خانه [کعبه] را برای ابراهیم تعیین کردیم [و به او گفتیم] که: «چیزی را شریک من قرار نده و خانهام را برای طوافکنندگان و قیامکنندگان و رکوعکنندگان [و] سجدهکنندگان پاک گردان.
و بین مردم برای [ادای] حج ندا بده تا پیاده و [سوار] بر هر [وسیلۀ سفر یا] شتر لاغری، از هر راه دوری به سویت بیایند.
تا شاهد منافع [گوناگون] خویش باشند و در روزهایی معیّن، [به هنگام قربانی] نام الله را بر چهارپایانی که به آنان روزی دادهایم، یاد کنند؛ پس [خودتان] از [گوشتِ] آن بخورید و به درماندۀ فقیر [نیز] غذا بدهید.
سپس باید آلودگیهایشان را برطرف سازند و به نذرهای خویش وفا کنند و [گرداگردِ] این خانۀ کهن [= کعبه] طواف کنند».
این است [حکمِ الله]؛ و هر کس [مُحرّمات و] مقررات الهی را بزرگ بدارد، این [کار] نزد پروردگارش برای او بهتر است؛ و [ای مردم،] چهارپایانی برای [مصرف] شما حلال شده است، مگر آنچه [حُکمش] بر شما خوانده میشود؛ پس از پلیدیِ بُتها [و معبودان باطل] دوری کنید و از گفتار باطل [و دروغ] اجتناب نمایید.
در حالی که [بندۀ مخلصِ الله و] حقگرا باشید و به او شرک نورزید؛ و هر کس به الله شرک ورزد، چنان است که گویى از آسمان افتاده و مرغان [شكارى] وی را بربایند یا باد او را به جایى دورافتاده بیندازد.
این است [فرمان الله]، و هر کس دستورهای دینی و الهی را بزرگ بشمارد، یقیناً این [بزرگداشت، نشانهای] از پرهیزگاری دلهاست.
در آن [چهارپایانِ ویژۀ قربانی،] تا زمان معیّن [= هنگام ذبح] برای شما منافع [و بهرههایی] است. سپس قربانگاه آنها خانۀ قدیمی و گرامی [کعبه] است.
و برای هر امتی آیینی [در قربانی کردن] قرار دادیم تا نام الله را [وقت ذبح] بر چهارپایانی که روزیشان کرده است ذکر کنند. معبود شما، معبود یگانه است. [همه] در برابر او تسلیم باشید؛ و [ای پیامبر، خیر دنیا و آخرت را] به فروتنان بشارت بده.
[همان] کسانی که چون نام الله برده شود، دلهایشان میترسد و [کسانی که] در برابر مصیبتهایی که به آنان میرسد شکیبا هستند و کسانی که نمازگزارند و از آنچه روزیشان کردهایم انفاق میکنند.
[قربانی کردنِ] شتر [و گاو در موسمِ حج] را برای شما از شعایر دین [و نشانههای عبادت الله] قرار دادیم. در این [کار،] خیر [و برکت] برایتان است. [هنگام قربانی،] در حالی که [شتران] بر پا ایستادهاند، نام الله را بر آنها ببرید [و نحرشان کنید]. آنگاه چون بر خاک افتادند، از [گوشت] آنها بخورید و نیازمندان آبرومند و گدایان را نیز اطعام کنید. آنها [=چهارپایان] را اینچنین به خدمت شما گماشتیم؛ باشد که شکر به جای آورید.
گوشت و خون این [قربانیها] هرگز به الله نمیرسد؛ بلکه پرهیزگاری شماست که به او میرسد. او تعالی آنها را اینچنین به خدمت شما گماشت تا الله را به [شکرانۀ] آنکه شما را هدایت کرده است، به بزرگی یاد کنید؛ و نیکوکاران را [به خیر و رستگاری] بشارت بده.
الله از کسانی که ایمان آوردهاند قطعاً [در برابر دشمنانشان] دفاع میکند. بیتردید، الله هیچ خیانتکارِ ناسپاسی را دوست ندارد.
به کسانی که [مشرکان] با آنان جنگیدهاند اجازۀ [جهاد] داده شده است؛ چرا که ستم دیدهاند؛ و یقیناً الله بر یاریشان تواناست.
[همان] کسانی که به ناحق از دیارشان رانده شدند [و گناهی نداشتند] جز اینکه میگفتند: «پروردگارِ ما الله است». و اگر الله [ظلم و کفرِ] برخی از مردم را به وسیلۀ برخی دیگر دفع نمیکرد، صومعهها[ی راهبان] و کلیساهای [نصاری] و عبادتگاهها[ی یهود] و مساجدی که نام الله در آنان بسیار برده میشود حتماً ویران میگردید؛ و الله کسی را که [دین] او را یاری دهد، یقیناً یاری میکند. بیتردید، الله قدرتمندِ شکستناپذیر است.
[همان] کسانی که هر گاه در زمین به آنان قدرت [و حکومت] ببخشیم، نماز برپا میدارند و زکات میپردازند و [مردم را] به نیکی فرمان میدهند و از کارهای ناپسند بازمیدارند؛ و سرانجامِ کارها از آنِ الله است.
[ای پیامبر،] اگر [کافران،] تو را دروغگو میانگارند، [شکیبا باش.] قطعاً پیش از آنان، قوم نوح و عاد و ثمود [نیز پیامبرانشان را] دروغگو میانگاشتند.
و [همچنین] قوم ابراهیم و قوم لوط.
و [نیز] اهل مَدیَن [شعیب را دروغگو میدانستند] و موسی [نیز توسط فرعونیان] دروغگو خوانده شد. به کافران مهلت دادم؛ آنگاه آنان را [به عذاب] فروگرفتم. پس [بنگر که نتیجۀ] انکار [آیات و مجازات] من چگونه بود.
چه بسیار شهرهایی را که [چون مردمش کافر و] ستمکار بودند نابودشان کردیم و [اینک] سقفهایش فروریخته است؛ و چه بسیار چاه[های] متروک و قصر[های] استوار [و باشکوه که ساکنانش را از عذاب الهی نجات نداد].
آیا آنان در زمین گردش نکردهاند، تا دلهایی داشته باشند که [حقیقت را] با آن دریابند یا گوشهایی که [اخبار گذشتگان را] با آن بشنوند؟ به راستی، تنها چشمها نیست که نابینا میگردد؛ بلکه دلهایی که در سینههاست [بیبصیرت گشته و برای دیدنِ حق،] نابینا میشود.
[ای پیامبر، کافران] به شتاب از تو درخواستِ عذاب میکنند و الله هرگز وعدهاش را خلاف نمیکند؛ و در واقع، یک روز [از عذاب آخرت] نزد پروردگارت، با هزار سال كه شما مىشمارید یكسان است.
و چه بسیار [اهالی] شهرهایی که به آنان مهلت دادم، در حالی که ستمکار بودند [اما باز هم سرپیچی کردند]؛ پس آنان را [به عذاب] فروگرفتم و بازگشت [همه] به سوی من است.
بگو: «ای مردم، جز این نیست که من برای شما بیمدهندهای آشکارم».
کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، آمرزش و روزیِ نیک [در پیش] دارند.
و كسانى كه در [راهِ انكار و تکذیب] آیات ما میكوشند تا [به پندار خویش] ما را درمانده کنند، آنان اهل دوزخند.
و [ما] هیچ رسول و پیامبری را پیش از تو نفرستادیم، مگر اینکه چون [آیات الهی را] تلاوت میکرد، شیطان در تلاوتش [کلمات اشتباه] القا میکرد؛ آنگاه الله آنچه را که شیطان القا نموده بود از میان میبُرد و سپس آیات خویش را استوار میساخت؛ و الله دانای حکیم است.
تا [بدین وسیله، الله] آنچه را که شیطان القا میکند، برای کسانی که در دلهایشان بیماری [شک و نفاق] است و [همچنین برای] سنگدلان، وسیلۀ آزمایش قرار دهد؛ و یقیناً ستمکاران [مشرک] در دشمنیِ دور و درازی [با الله و پیامبرش] هستند.
و تا کسانی كه دانش یافتهاند، بدانند كه این [قرآن] حق است [و] از جانب پروردگار توست و به آن ایمان بیاورند و دلهایشان برایش [نرم و] فروتن گردد؛ و بیتردید، الله كسانى را كه ایمان آوردهاند، به راهى راست هدایت میکند.
کسانی که کفر ورزیدند همواره در مورد آن[چه در قرآن نازل کردهایم] تردید دارند تا آنگاه که ناگهان قیامت فرارسد یا عذاب روزی بیخیر و رحمت بر آنان [فرود] آید.
در آن روز، فرمانروایی از آنِ الله است [و] میان آنان داوری میکند. کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، در باغهای پرنعمت [بهشت] هستند.
و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، عذاب خوارکنندهای [در پیش] دارند.
و کسانی که در راه الله هجرت کردند، سپس کشته شدند یا وفات کردند، یقیناً الله به آنان روزیِ نیکویی میدهد. به راستی که الله بهترین روزیدهنده است.
بیتردید، آنان را به جایگاهی وارد میکند که از آن راضی باشند؛ و به راستی که الله دانای بردبار است.
این است [حكم الهی دربارۀ كافر و مؤمن]؛ و هر کس به همان مقدار که به او ستم شده است مجازات کند، سپس [باز] مورد ستم قرار گیرد، الله یاریاش خواهد کرد. بیتردید، الله بخشندۀ آمرزنده است.
این [یاریِ مظلومان] از آن روست که الله [بر هر کاری تواناست؛ چنان که] شب را در روز، و روز را در شب داخل میکند؛ [و از یکی میکاهد و بر دیگری میافزاید]؛ و بیتردید، الله شنوای بیناست.
این به سبب آن است که الله حق است و آنچه را که [مشرکان] جز او میخوانند [همه] باطل است و الله بلندمرتبۀ بزرگ است.
آیا ندیدی که الله آبی از آسمان فروفرستاد و زمین [بر اثر آن، خرم و] سرسبز میگردد؟ بیتردید، الله باریکبینِ آگاه است.
آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست؛ و بیتردید، الله بینیازِ ستوده است.
آیا ندیدی که الله آنچه را در زمین است به خدمت شما گماشته است و کشتیها به فرمانش در دریا در حرکتند و آسمان را نگه میدارد که جز به اجازۀ او بر زمین نیفتد؟ بیتردید، الله [نسبت] به مردم، دلسوزِ مهربان است.
و او تعالی ذاتی است که شما را زنده کرد، سپس میمیرانَد، و آنگاه [بارِ دیگر] زنده میکند. به راستی که انسان [نسبت به نعمتهای الهی] بسیار ناسپاس است.
برای هر امتی آیینی مقرر کردهایم كه به آن عمل كنند؛ پس [ای پیامبر، پیروان سایر ادیان] نباید با تو در این امر ستیز کنند. به راه پروردگارت دعوت كن؛ [چرا که] تو یقیناً بر [آیینی درست و] راهی راست قرار دارى.
و اگر [دربارۀ حقانیت دین] با تو مجادله کردند، بگو: «الله به آنچه انجام میدهید داناتر است.
الله روز قیامت در مورد آنچه دربارهاش اختلاف میکردید، میان شما داوری میکند».
آیا ندانستهای که الله آنچه را در آسمان و زمین است میداند؟ بیگمان [همۀ] اینها در کتابی= [لوح محفوظ، ثبت] است. مسلماً این [کار،] بر الله آسان است.
و [مشرکان] به جای الله چیزی را عبادت میکنند که هیچ دلیلی بر [حقانیت] آن نازل نکرده است و به آن آگاهی [و شناختی نیز] ندارند؛ و ستمکاران [در برابر عذاب الهی] هیچ یاریگری ندارند.
و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده میشود، در چهرۀ کسانی که کفر ورزیدهاند [آثار کراهت و] ناخوشایندی میبینی. نزدیک است به کسانی که آیات ما را برایشان میخوانند حملهور شوند. [ای پیامبر، به کافران] بگو: «آیا شما را به بدتر از این [که در انتظارتان است] خبر دهم؟ آتش [دوزخ] است که الله آن را به کسانی که کفر ورزیدند وعده داده است؛ و چه بد سرانجامی است!»
ای مردم، [دربارۀ ناتوانیِ معبودان باطل] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش دهید: کسانی را که به جای الله [به عبادت و یاری] میخوانید، هرگز نمیتوانند [حتی] مگسی را بیافرینند، حتی اگر [همگی] برای این [کار] جمع شوند؛ و اگر آن مگس چیزی از آنان برُباید، نمیتوانند آن را بازپس گیرند. [آری،] طالب و مطلوب [= معبود باطل و مگس یا عابد و معبود باطل] هر دو ناتوانند.
[آنان] الله را چنان که سزاوارِ [بزرگداشتِ] اوست نشناختهاند. بیتردید، الله نیرومندِ شکستناپذیر است.
الله از میان فرشتگان، فرستادگانی [برای ابلاغ وحی به پیامبران] برمیگزیند و از میان انسانها نیز [پیامبرانی برای رساندنِ پیام الهی به مردم انتخاب میکند]. بیتردید، الله شنوای بیناست.
او تعالی آینده و گذشتۀ آنان را میداند و [همۀ] کارها به الله بازگردانده میشود.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، رکوع کنید و سجده گزارید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید؛ باشد که رستگار شوید.
و در راه الله ـ چنان که سزاوارِ جهاد [در راه] اوست ـ جهاد کنید. او شما را برگزید و هیچ سختی [و تنگنایی] در دین برایتان قرار نداد. [این آیین سهل و آسان،] آیین پدرتان ابراهیم [است]. او [= الله] پیش از این [در کتابهای آسمانیِ گذشته] و در این [قرآن] شما را مسلمان نامید تا پیامبر بر [ابلاغِ پیامش به] شما گواه باشد و شما [نیز] بر مردم گواه باشید [که همۀ پیامبران، پیام الهی را به قومِ خود رساندهاند]. پس نماز برپا دارید و زکات بپردازید و به الله پناه ببرید [و بر او توکل کنید] که او [دوست و] کارسازِ شماست؛ و چه نیکو کارساز و چه نیک یاوری است!
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ