Melihat juzuk 2
Melihat juzuk 2
Al-Baqarah
.2
The Cow
به زودی گروهی از مردمِ کمخرد [یهودی] خواهند گفت: «چه چیزی آنها [=مسلمانان] را از قبلهشان [= بیتالمقدس] که بر آن بودند [به سوی کعبه] بازگردانْد؟» [ای پیامبر،] بگو: «مشرق و مغرب از آنِ الله است؛ هرکس را بخواهد، به راه راست هدایت میکند».
همانگونه [که قبلهای پسندیده برای شما برگزیدیم] شما را نیز، امتی میانه[رو و اهل اعتدال] قرار دادیم تا [در روز قیامت] بر مردم گواه باشید [که پیامبران الهی پیامشان را به درستی ابلاغ کردند]؛ و پیامبر بر شما گواه باشد [که کلام الله را به شما رسانده است]؛ و ما قبلهاى را كه پیشتر بر آن بودى [= بیتالمقدس، قبله] قرار ندادیم، مگر به این هدف تا كسى را كه از پیامبر پیروى مىكند، از كسى كه به عقب بازمىگردد [و از اطاعت الله و رسولش رویگردان میشود] مشخص کنیم. مسلّماً این [حکم،] جز بر کسانی که الله هدایتشان کرده باشد، سنگین و دشوار است. الله هرگز ایمان [و نماز] شما را ضایع نمیگردانَد. به راستی که الله نسبت به مردم، دلسوز و مهربان است.
[ای پیامبر،] به راستی که ما گرداندنِ رویت به [سوی] آسمان را [که در انتظار وحی الهی برای تغییر قبله هستی] میبینیم. اکنون تو را به [سوی] قبلهای بازمیگردانیم که به آن راضی شوی؛ پس روی خود را به سوی مسجدالحرام کن و [شما نیز ای مؤمنان، برای ادای نماز] هر جا بودید، روی خود را به سوی آن بگردانید. کسانی که کتاب [آسمانی] به آنها داده شد، به خوبی میدانند که این [تغییر قبله، فرمانی] حق [و] از جانب پروردگارشان است؛ و الله از آنچه میکنند غافل نیست.
اگر برای کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده است هر گونه نشانه [و دلیلی برای حقانیتِ تغییر قبله] بیاوری، [باز هم] از قبلۀ تو پیروی نمیکنند و تو [نیز] از قبلۀ آنان پیروی نخواهی کرد و برخی از آنان نیز از قبلۀ برخی دیگر پیروی نمیکنند؛ و اگر پس از آنکه علم و دانش به تو رسیده است، از خواستههای [نفسانیِ] آنان [در مورد قبله و سایر احکام] پیروی کنی، مسلماً از ستمکاران خواهی بود.
کسانی که به آنان کتاب [آسمانی] دادهایم، او [= محمد صلی الله علیه وسلم] را چنان میشناسند که فرزندان خود را میشناسند [و میدانند که سخنش برحق است]؛ و[لی] گروهی از آنان ـ در حالی که خود نیز میدانند ـ حق را کتمان میکنند.
[ای پیامبر، آنچه بر تو نازل میگردد، حکمِ] حق از جانب پروردگارِ توست؛ پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.
هر [امتی] جهتی دارد که [هنگام نماز] به آن رو میکند؛ پس [شما ای مؤمنان] در نیکیها [بر یکدیگر] سبقت بگیرید. هر جا که باشید، الله [در روزِ قیامت،] همۀ شما را حاضر میکند. همانا الله بر هر چیزی تواناست.
[ای پیامبر،] از هر مکانی که [به قصدِ سفر] خارج شدی، [هنگام نماز] روی خود را به سوی مسجدالحرام کن؛ و به درستی که این [قبله] حق [و] از جانب پروردگارت است؛ و الله از آنچه میکنید غافل نیست.
و از هر مکانی که بیرون رفتی، [هنگام نماز] روی خود را به سوی مسجدالحرام کن و [شما ای مؤمنان،] هر جا که بودید، روی خود را به سوی آن [مسجد] کنید تا مردم علیه شما حجتی نداشته باشند [تا با استناد به آنها بهانهتراشی کنند]؛ مگر کسانی از آنان که ستم کردند [و همواره دشمنتان خواهند بود]؛ پس از آنان نترسید و از من بترسید [این تغییر قبله به این هدف بود] که نعمتم را بر شما تمام کنم [و شما را متمایز سازم]؛ باشد که هدایت شوید.
همچنان که [نعمت دیگری نیز به شما ارزانی داشتیم و] پیامبری از خودتان به میانتان فرستادیم که آیات ما را بر شما میخوانَد و شما را [با امر به معروف و نهی از منکر، از پلیدیها] پاک میگردانَد و کتاب [= قرآن] و حکمت به شما میآموزد و آنچه را [که از امور دین و دنیایتان که] نمیدانستید به شما آموزش میدهد.
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر مرا به جای آورید و از من ناسپاسی نکنید.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از شکیبایی و نماز یاری بجویید [که] بیتردید، الله با شکیبایان است.
و به کسانی که در راه الله کشته میشوند، مُرده نگویید؛ بلکه آنان [نزد پروردگارشان] زندهاند؛ ولی شما نمیفهمید.
و قطعاً شما را با چیزی از [قبیل] ترس و گرسنگی [= قحطی] و زیان مالی [= نابودی یا دشواریِ کسبِ آن] و جانی [= مرگ و میر یا شهادت] و زیان محصولات [کشاورزی] میآزماییم؛ و [ای پیامبر،] شکیبایان را [به آنچه در دنیا و آخرت برایشان فراهم میآید] بشارت بده؛
همان کسانی که هر گاه مصیبتی به ایشان میرسد [از روی رضایت و تسلیم] میگویند: «به راستی که ما از آنِ الله هستیم و به سوی او بازمیگردیم».
اینها هستند که درودها و رحمتی از پروردگارشان برایشان است و همینان هدایتیافتگانند.
«صفا» و «مروه» از نشانههای [ظاهریِ شریعتِ] الله است؛ پس هر کس که حج خانه [کعبه] یا عمره به جای میآورد بر او گناهی نیست که طواف [= سعی] بین آن دو را [نیز] انجام دهد [و این کار، از رفتارهای جاهلیت تلقی نمیگردد]؛ و کسی که به میلِ خود کارِ نیکی انجام دهد، [بداند که] بیتردید، الله سپاسگزار و داناست.
کسانی که دلایل روشن و هدایتی را که نازل کردهایم ـ پس از آنکه در کتاب [= تورات و انجیل] برای مردم بیان نمودیم ـ پنهان میدارند، الله آنان را لعنت میکند و لعنتکنندگان [ـ اعم از فرشتگان و مؤمنان ـ نیز] بر آنان لعنت میکنند؛
مگر کسانی که توبه کنند و [کارهای ناشایستِ خود را] اصلاح نمایند و [حقیقت را] آشکار سازند؛ اینان هستند که توبهشان را میپذیرم و من توبهپذیرِ مهربانم.
کسانی که کفر ورزیدند [و به انکار حق کوشیدند] و در حال کفر مُردند، لعنتِ الله و فرشتگان و همۀ مردم بر آنها خواهد بود.
در آن [لعنت و عذاب] جاودانه باقی میمانند و نه از عذابشان کاسته میشود و نه مهلت [عذرخواهی] مییابند.
[ای مردم،] معبودِ شما معبودی یگانه است [که] جز او [هیچ] معبودی [بهحق] نیست؛ [او] بخشندۀ مهربان است.
به راستی، در آفرینش آسمانها و زمین و گذرِ شب و روز و کشتیهایی که برای بهرهبرداریِ مردم در دریا روانند و آبی که الله از آسمان نازل نموده است که با آن زمین را پس از مردنش [و نابود شدن گياه آن] زنده کرده و انواع جنبندگان را در آن پراکنده است و [همچنین] در تغییر مسیرِ بادها و ابرهایی که در میان آسمان و زمین به خدمت [انسان] گماشته شدهاند، برای کسانی که میاندیشند، نشانههایی [واضح از قدرت پروردگار] است.
[با وجود این آیات روشن،] برخی از مردم، همتایانی غیر از الله را [برای عبادت] برمیگزینند و آنها را همچون الله دوست میدارند؛ و[لی] کسانی که ایمان آوردهاند الله را بیشتر دوست دارند؛ و کسانی که [با ارتکاب شرک و گناهان، بر خود] ستم کردند، هنگامی که عذاب [قیامت] را ببینند، [خواهند دانست] که تمام قدرت از آنِ الله است و اینکه الله سختکیفر است.
آنگاه که رهبران [گمراهگر،] از پیروان خود بیزاری میجویند و عذاب را میبینند و اسباب [و تمام روابطی که موجب نجاتشان میشد، همگی] قطع شود.
و [در آن هنگام،] کسانی که [در دنیا از رهبران گمراهگر] پیروی کرده بودند میگویند: «کاش بازگشتی [به دنیا] برای ما بود تا همان گونه که آنان از ما بیزاری جستند [ما نیز] از آنها بیزاری میجستیم». الله اینچنین رفتارشان را که مایۀ حسرتشان است به آنان نشان میدهد و [کافران] هرگز از آتش [دوزخ] بیرون نخواهند آمد.
ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید و از [راهها و] گامهای شیطان [که به وسیلۀ آنها به تدریج شما را به سوی عذاب میکشد] پیروی نکنید که به راستی او دشمن آشکارِ شماست.
[او] شما را فقط به بدی و زشتی فرمان میدهد و اینکه [بر آن میدارد تا] آنچه را که نمیدانید به الله نسبت دهید.
و هنگامی که به آنان [= کافران] گفته شود: «از آنچه الله نازل کرده است پیروی کنید»، میگویند: [نه،] بلکه ما از چیزی که پدران خود را بر آن یافتیم پیروی میکنیم. آیا اگر پدرانشان [از حقیقت] چیزی نفهمیده و هدایت نیافته باشند [باز هم کورکورانه از آنان پیروی میکنند]؟
مَثَل [دعوت تو ـ ای محمد ـ برای هدایتِ این] کافران، همچون کسی است که چهارپایی را صدا میزند ولی آن [چهارپا] چیزی جز صدا و آوایی نمیشنود؛ [و حقیقت آن را درک نمیکند. این کافران نیز چنیناند که در مواجهه با حق،] کر و لال و کور هستند و از این رو نمیاندیشند.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از نعمتهای پاکیزهای که روزیِ شما کردهایم بخورید و شکرِ الله را به جای آورید اگر تنها او را عبادت میکنید.
به تحقیق، [الله] مُردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام ذبح،] نامِ غیر الله بر آن برده شود بر شما حرام کرده است؛ پس هر كس [برای حفظ جان خود، به خوردن آنها] ناچار شود، در صورتی که سركش و زیادهخواه نباشد، بر او گناهی نیست. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است.
کسانی که آنچه را الله در کتاب [تورات دربارۀ نبوت محمد صلی الله علیه وسلم] نازل کرده است کتمان میکنند و آن را [برای کسبِ مال و مقامِ دنیا] به بهای اندکی میفروشند، [در حقیقت] جز آتش در شکمهایشان فرو نمیبرند و الله روز قیامت با آنان سخن نمیگوید و [از پلیدیِ گناه] پاکشان نمیکند و عذاب دردناکی خواهند داشت.
اینان همان کسانی هستند که گمراهی را به [بهای] هدایت و عذاب را به [بهای] آمرزش خریدند؛ پس بر [تحمّل] آتش [دوزخ] چه شکیبا هستند!
این [مجازات بر کتمان حق،] به خاطر آن است که الله کتاب[های آسمانی] را بهحق نازل کرده است و کسانی که در آن اختلاف کردند، دشمنی بسیار دور و درازی [با حقیقت] دارند.
نیکی [فقط] این نیست که [برای نماز] روی خود را به سوی مشرق و [یا] مغرب بگردانید؛ بلکه نيكى آن است كه كسى به الله و روز قیامت و فرشتگان و کتاب [آسمانی] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را ـ با وجود دوست داشتنشـ به خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و در راهماندگان و درخواستکنندگان [= گدایان] و در [راه آزادیِ] بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات بپردازد؛ و [نیز] کسانی که چون عهد میبندند به پیمانشان وفا میکنند و [کسانی که] در فقر و سختی و زیان و بیماری و به هنگام [شدت گرفتنِ] نبرد، [پایداری و] شکیبایی میکنند؛ آنان [که به این ویژگیها آراستهاند] کسانی هستند که راست گفتند و همانان پرهیزگارانند.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، در [مورد] کشتگان[ی که از روی عمد به قتل رسیدهاند، حکمِ] قصاص بر شما مقرر گشته است: آزاد در برابرِ آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن. پس اگر کسی از جانب برادر [دينى]اش [يعنى ولىّ مقتول]، چيزى [از حق قصاص] به او گذشت شود، [از سوی عفو کننده] باید خوشرفتاری شود [و سختگیری و بدرفتاری نشود، و از سوی قاتل نیز به ولی مقتول] پرداختِ [دیه] با نیکی انجام گیرد [و در آن کم و کاست نباشد]. این [حکم،] تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان؛ پس اگر کسی بعد از آن [گذشت و قبول دیه] تجاوز کند، عذابی دردناک [در انتظار] دارد.
ای خردمندان، در قصاص برای شما [تداومِ] زندگی است؛ باشد که تقوا پیشه کنید.
بر شما مقرر شده است که هر گاه زمانِ مرگِ یکی از شما فرا رسید، اگر مالی از خود به جای گذاشته است، برای پدر و مادر و خویشاوندان، به شیوهای شایسته وصیت کند. این [کار،] حقی است بر پرهیزگاران [که باید انجام دهند].
پس هر کس آن [وصیت] را پس از شنیدنش تغییر دهد، گناهش تنها بر [عهدۀ] کسانی است که آن را تغییر میدهند. به راستی که الله شنوای داناست.
اما کسی که از بیعدالتی [و تمایل بیجای] وصیتکننده [نسبت به بعضی ورثه] یا از گناه او [در وصیت نامشروع] بترسد و [با اصلاحِ وصیت] میان آنان [= وارثان]، سازش برقرار کند، بر او گناهی نیست [و مشمولِ حکم تبدیلِ وصیّت نمیباشد]. همانا الله آمرزندۀ مهربان است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، روزه بر شما واجب شده است همانگونه که بر کسانی که پیش از شما بودند [نیز] واجب شده بود؛ باشد که پرهیزگار شوید.
روزهایی معین [را روزهدارى كنید]؛ و هر کس از شما که بیمار یا مسافر باشد، [به اندازۀ آن روزهایی که نتوانسته است روزه بگیرد] تعدادی از روزهای دیگر [را روزه بگیرد]؛ و بر کسانی که توانایی آن را ندارند، لازم است فدیه بدهند [و آن، به ازای هر روز،] خوراکدادن به یک مسکین است؛ و هر کس به میلِ خود [بیشتر] نیکویی کند، آن [افزونبخشی، به سودِ اوست و] برایش بهتر است؛ و اگر [فضیلت روزهداری را] بدانید، روزه برایتان بهتر [از افطار و پرداختِ فدیه] است.
ماه رمضان، [ماهی] است که قرآن در آن نازل شده است؛ [کتابی] که راهنمای مردم است و دلایل آشکاری از هدایت [با خود دارد] و جداکننده [حق از باطل] است. پس هر یک از شما [که مُقیم و سالم است و] این ماه را دریابد، باید آن را روزه بدارد و هر کس که بیمار یا در سفر باشد، [باید به تعداد روزهایی که روزه نگرفته است] روزهای دیگری [را روزه بگیرد]. الله [با بیان این احکام،] برایتان آسانی میخواهد و دشواری نمیخواهد تا [بتوانید روزه ماه رمضان] را کامل کنید و الله را برای آنکه شما را هدایت کرده است، به بزرگی یاد کنید؛ باشد که شکر گزارید.
و [ای پیامبر،] هرگاه بندگانم دربارۀ من از تو بپرسند، [به آنان بگو] من نزدیکم و دعای دعاکننده را ـ هنگامی که مرا بخوانَد ـ اجابت میکنم؛ پس [آنان فقط] باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند؛ باشد که راه یابند.
[ای مؤمنان،] آمیزش با همسرانتان در شب[های] روزه، بر شما حلال گردیده است. آنان لباس شما هستند و شما لباس آنان [= مایه آرامش و سبب پاکدامنی یکدیگر] هستید. الله میدانست که شما به خود خیانت میکردید [و با آنکه در اوایل اسلام، آمیزش پس از نماز عشاء در شب روزه حرام بود، شما به آن بیتوجه بودید]؛ پس توبهتان را پذیرفت و از شما درگذشت؛ پس اکنون [در شبهای روزه میتوانید] با آنان آمیزش کنید و آنچه را که الله برایتان مقرر داشته است [از ایشان] طلب کنید. بخورید و بیاشامید تا رشتۀ سپیدِ صبح [= فجرِ صادق] از رشتۀ سیاه [شب] برایتان آشکار گردد؛ آنگاه روزه را تا شب به پایان برسانید؛ و در حالی که در مساجد معتکف هستید با زنان آمیزش نکنید. این مرزهای [احکامِ] الهی است؛ پس به آنها نزدیک نشوید. الله اینچنین آیات [و احکامِ] خود را برای مردم روشن میسازد؛ باشد که پرهیزگار شوند.
و اموالتان را بین خود به باطل [و ناحق] نخورید و برای آنکه بخشی از مال مردم را به گناه بخورید، قضیه را به حاکمان ارجاع ندهید، در حالی که خودتان میدانید [که این کار، گناه است].
[ای پیامبر،] از تو دربارۀ هلالها[ی ماه] میپرسند؛ بگو: «آنها بیان اوقات [و تقویم طبیعی] برای مردم و [وسیلۀ تعیینِ وقتِ] حج هستند». نیکوکاری آن نیست که [مانند دوران جاهلیت، در حال احرام،] از پشت خانهها وارد شوید؛ بلكه نيكى آن است كه شخص تقوا پيشه كند؛ [پس پرهیزگار باشید] و به خانهها از درهایشان وارد شوید و از الله بترسید؛ باشد که رستگار شوید.
و در راه الله با کسانی که با شما میجنگند، بجنگید و[لی با مُثلهکردن و کشتن کودکان و زنان و کهنسالان] از حد تجاوز نکنید [که] به راستی، الله تجاوزگران را دوست ندارد.
و آنان [= مشرکان] را هر کجا یافتید، بکشید و از آنجا [= مکه] که شما را بیرون کردهاند اخراجشان کنید؛ زیرا فتنه [کفر و شرک و آزار رساندن به مسلمانان،] بدتر از قتل است؛ و [با وجود این،] در کنار مسجدالحرام با آنان پیکار نکنید مگر اینکه در آنجا با شما بجنگند؛ پس اگر [در آنجا] با شما جنگیدند، آنان را بکشید [که] سزای کافران چنین است.
پس اگر [از کفرشان] دست برداشتند [از نبرد دست بکشید که] بیگمان، الله آمرزندۀ مهربان است.
و با آنها بجنگید تا فتنه [= شرک] باقی نمانَد و دین، [خالصانه] از آنِ الله گردد. پس اگر دست برداشتند، [ستم نکنید که] ستم، جز بر ستمکاران روا نیست.
[این] ماه حرام [(سال هفتم هجری) که امکان عمرهگزاردن یافتید]، در برابر ماه حرام [سال گذشته] است [که مشرکان شما را از ادای حج بازداشتند] و [هتکِ] حُرمتها[ی سرزمین و ماه حرام] قصاص دارد؛ پس هرکس که دشمنی کرد، همان گونه که بر شما دشمنی کرده است، با او دشمنی نمایید و از الله پروا کنید؛ و بدانید که الله با پرهیزگاران است.
و در راه الله انفاق کنید و [با فرار از میدان جهاد و ترک انفاق،] خود را با دست خویشتن به هلاکت نیفکنید؛ و نیکی کنید [که] به راستی الله نیکوکاران را دوست دارد.
و حج و عمره را برای الله به پایان رسانید و اگر [به سبب مانعی مانند ترس از دشمن یا ابتلا به بیماری از این کار] بازماندید، آنچه از قربانی [اعم از شتر، گاو یا گوسفند] میسر شد [ذبح کنید و آنگاه از احرام خارج شوید] و سرهایتان را نتراشید تا قربانی به جایگاهش [در قربانگاه] برسد؛ و اگر کسی از شما بیمار بود و یا ناراحتیای در سر داشت [که ناچار بود به سبب آن، در حال احرام سرش را بتراشد،] فدیه بدهد؛ از [قبیل: سه روز] روزه یا صدقه [= خوراک دادن به شش مسکینِ حرم] یا قربانی کردن گوسفندی [که میان فقرای حرم تقسیم شود]. پس هنگامی که در امان بودید، هر کس از عمره بهرهمند گردید و سپس [اعمال] حج را آغاز کرد، آنچه از قربانی [برایش] میسر شد [ذبح کند]؛ و هر کس [قربانی] نیافت، [باید] سه روز در [ایام] حج و هفت روز [دیگر] هنگامی که [به خانه] بازگشتید روزه بگیرد. این، ده [روزِ] کامل است. این [حکم] برای کسی است که خانوادهاش ساکن مسجدالحرام [= مکه و اطراف آن] نباشد؛ و از الله پروا کنید و بدانید که الله سختکیفر است.
[موسمِ] حج ماههای مشخصی است [از آغاز شوال تا دهم ذیحجه]؛ پس کسی که در این ماهها حج را [بر خود] واجب گردانَد، [باید بداند که] در حج، آمیزش جنسی و [ارتکابِ] گناه و درگیری [و جدال، روا] نیست؛ و هر کار نیکی که انجام دهید، الله آن را میداند؛ و [خوراک و پوشاک مورد نیاز حج را برای خود فراهم کنید و] توشه برگیرید [ولی به یاد داشته باشید که] به راستی، بهترین توشه، پرهیزگاری است؛ و ای خردمندان، از من پروا کنید.
گناهی بر شما نیست که [در ایام حج، با خرید و فروش] از فضل پروردگارتان [منفعت و روزی] طلب کنید؛ و هنگامی که [روز نهم، پس از وقوف] از عرفات کوچ کردید، الله را در «مَشعَر الحرام» یاد کنید؛ و او را یاد کنید، زیرا شما را که پیشتر از گمراهان بودید [به ادای مناسک حج و دیگر اعمال عبادی] هدایت کرد.
سپس از همانجا که مردم [= پیروان ابراهیم] روانه میشوند [شما نیز از عرفات به سوی مِنی] حرکت کنید و از الله آمرزش بخواهید [زیرا] بیتردید، الله آمرزندۀ مهربان است.
پس چون مناسک [حج] خود را به جای آوردید، همان گونه که پدرانتان را [با فخر و غرور] یاد میکردید ـ بلکه [بهتر و] بیشتر از آن ـ الله را یاد کنید؛ و برخی از مردم [کافرانی] هستند که میگویند: «پروردگارا، در دنیا [مال و فرزند] به ما عطا کن». این شخص در آخرت بهرهای [از نعمتهای الهی] ندارد.
و برخی [دیگر] از ایشان [مؤمنانی] هستند که میگویند: «پروردگارا، در دنیا نیکی [= روزی، سلامتی، دانش و ایمان] به ما عطا کن و در آخرت [نیز] نیکی [عطا فرما] و ما را از عذاب آتش نگه دار».
اینانند که از دستاوردشان بهرهای دارند؛ و الله در حسابرسى، سریع است.
الله را در روزهای معیّن [= سه روز ایام تَشریق (یازدهم تا سیزدهم ذیحجه)] یاد کنید؛ پس کسی که شتاب کند و طی دو روز [اعمال را انجام دهد،] گناهی بر او نیست؛ و کسی که تأخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد،] گناهی بر او نیست. [این حق اختیار،] برای کسی است که تقوا پیشه کند؛ و [ای مؤمنان،] از الله پروا کنید و بدانید که به سوی او محشور خواهید شد.
و [ای پیامبر،] از مردم کسی هست که گفتارش در [مورد] زندگی دنیا تو را به شگفت میاندازد و الله را بر [ایمان قلبی و] آنچه در دلش دارد گواه میگیرد [تا جایی که او را راستگو میپنداری] و حال آنکه او [در زمرۀ] سرسختترینِ دشمنان [و بدخواهانِ اسلام و مسلمین] است.
او هنگامی که [از تو] روی برمیگردانَد و [از نزدت] میرود [یا به ریاستی میرسد،] در راهِ فساد در زمین میکوشد و [محصولات] کشاورزی و چهارپایان را نابود میسازد؛ و الله فساد و [تباهکاری] را دوست ندارد.
و هنگامی که به او گفته میشود: «از الله بترس»، خودبزرگبینی [و غرور] او را به [استمرار بر انجام] گناه میکشانَد؛ پس [آتش] جهنم برایش کافی است و چه بد جایگاهی است!
و از مردم کسی [نیز] هست که جان خود را برای کسبِ خشنودی الله میفروشد؛ و الله نسبت به بندگان مهربان است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، همگی به اسلام [و اطاعتِ الله] درآیید و از [راهها و] گامهای شیطان پیروی نکنید. به راستی که او دشمن آشکار شماست.
و اگر پس از آنکه نشانههای روشن و آشکار برایتان آمد، لغزش کردید و [منحرف شدید]، بدانید که الله شکستناپذیرِ حکیم است.
آیا انتظارِ [پیروان شیطان] غیر از این است که الله [در روز قیامت، برای داوری] در سایبانهایی از ابر به سویشان بیاید و فرشتگان [نیز برای اجرای عذاب الهی آنان را احاطه کنند] و کار یکسره شود؟ و [آگاه باشید كه همۀ] کارها به سوی الله بازگردانده میشود.
[ای پیامبر،] از بنیاسرائیل بپرس [که] چه اندازه نشانههای آشکار به آنها دادهایم؛ و کسی که نعمتِ الله را ـ پس از آنکه نصیبش شدـ [به کفر و ناسپاسی] تبدیل کند، [عذاب سختی خواهد داشت و باید بداند که] الله سختکیفر است.
زندگی دنیا برای کافران آراسته شده است و [آنان] مؤمنان را مسخره میکنند؛ و [حال آنکه] پرهیزگاران در روز قیامت بالاتر از آنان هستند؛ [زیرا در بهشت جاودانند] و الله هر کس را بخواهد، بیشمار روزی میدهد.
[در آغاز،] مردم یک امت [و پیرو یک دین] بودند [اما پس از آنکه اختلاف کردند]؛ آنگاه الله پیامبران را بشارتبخش و بیمدهنده برانگیخت و همراه با آنان کتاب [آسمانی] را بهحق نازل کرد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کنند؛ و فقط کسانی که [تورات] به آنان داده شده بود ـ پس از آنکه نشانههای روشن به آنها رسیدـ به خاطر ستم و حسادتی که بینشان بود، در مورد آن اختلاف کردند؛ پس الله به فرمانِ خویش کسانی را که ایمان آورده بودند، به حقیقتی که در آن اختلاف داشتند هدایت نمود؛ و الله هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت میکند.
[ای مؤمنان،] آیا پنداشتهاید که وارد بهشت میشوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر [سرِ] پیشینیان شما آمد، بر [سرِ] شما نیامده است؟ دشواری و زیان به آنان رسید و [چنان سختی کشیدند و] به لرزه افتادند که پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند گفتند: «یاریِ الله کی فرا خواهد رسید؟» آگاه باشید! بیتردید، یاریِ الله نزدیک است.
[ای پیامبر، یارانت] از تو میپرسند چه چیزی انفاق کنند؛ بگو: «هر مالی که انفاق کردید، باید به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و نیازمندان و درراهماندگان باشد؛ و هر کار نیکی که میکنید، الله به آن داناست».
[ای مؤمنان،] جهاد [در راه الله] بر شما واجب شده است، در حالی که [به سبب هزینۀ مالی و جانی] برایتان ناخوشایند است. چه بسا از چیزی خوشتان نیاید، حال آنکه برایتان بهتر است و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه برایتان شرّ است؛ و الله [خیر و شرِّ امور را] میداند و شما نمیدانید.
[ای پیامبر،] دربارۀ [حکم] جنگ در ماه حرام [= محرم، رجب، ذیقعده و ذیحجه] از تو میپرسند؛ بگو: «جنگ در این [ماهها، گناهی] بزرگ است و بازداشتن از راه الله و کفر ورزیدن به او و [جلوگیری از ورود مردم به] مسجدالحرام و بیرون راندن اهلش از آنجا، نزد الله [گناهی] بزرگتر است؛ و فتنه[ی شرک] از قتل بزرگتر است». و [ای مؤمنان، مشرکان] پیوسته با شما میجنگند تا اگر بتوانند، شما را از دینتان برگردانند؛ و کسانی از شما که از دینشان بازگردند و در حال کفر بمیرند، اعمالشان در دنیا و آخرت تباه میگردد و اینان اهلِ آتشند و همیشه در آن خواهند بود.
کسانی که ایمان آوردند و کسانی که [برای برپاییِ دین حق] هجرت نمودند و در راه الله جهاد کردند، آنان به رحمتِ الله امیدوارند و الله [نسبت به اینان] آمرزندۀ مهربان است.
[ای پیامبر، اصحابت] دربارۀ شراب و قمار، از تو میپرسند؛ بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ و [نیز] سودهایی برای مردم وجود دارد؛ ولی گناهِ آن دو، از سودشان [بیشتر و] بزرگتر است»؛ و از تو میپرسند: چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: «مازاد [از نیازمندی خود را]». الله اینچنین آیات [خود] را برای شما روشن میسازد؛ باشد که بیندیشید.
دربارۀ دنیا و آخرت [بیندیشید]؛ و [ای پیامبر،] از تو در مورد [نحوۀ سرپرستیشان بر] یتیمان میپرسند؛ بگو: «اصلاحِ [کار و پرهیز از درآمیختن اموالِ] آنان بهتر است؛ و اگر با [تجمیع اموال آنان با داراییِ خود، در هزینههای زندگی و مسکن با] آنان همزیستی کنید، [ایرادی در این کار نیست؛ زیرا] آنها برادرانِ [دینی] شما هستند». و الله تبهکار را از درستکار میشناسد؛ و اگر الله میخواست، [در مورد یتیمان سختگیری میکرد و] شما را به زحمت میانداخت. به راستی که الله شکستناپذیرِ حکیم است.
و [ای مؤمنان] با زنان مشرک تا ایمان نیاوردهاند ازدواج نکنید؛ و بیگمان، کنیزِ مؤمن، از زنِ [آزادِ] مشرک بهتر است؛ گرچه [زیبایی یا داراییاش] مورد پسندتان واقع گردد؛ و [زنان مسلمان را] به ازدواج مردان مشرک درنیاورید، مگر آنکه ایمان بیاورند؛ و قطعاً بردۀ مؤمن، از مردِ [آزاد] مشرک بهتر است؛ گرچه شیفتۀ [دارایی و موقعیتِ] او شده باشید. آنان به سوی آتش [دوزخ] فرا میخوانند و الله به فرمان [و توفیق] خویش به سوی بهشت و آمرزش دعوت میکند و آیات [و احکام] خویش را برای مردم روشن میسازد؛ باشد که پند گیرند.
و [ای پیامبر،] از تو دربارۀ حیض [= عادت ماهانۀ زنان] میپرسند؛ بگو: «آن پلید و زیانبار است؛ پس در حالت قاعدگی از [آمیزش با] زنان کنارهگیری کنید و با آنان نزدیکی نکنید تا پاک شوند. پس هنگامی که پاک شدند [و غسل کردند،] از همان جا که الله به شما فرمان داده است [یعنی از راه قُبُل و نه از راه دُبُر] با آنان آمیزش کنید. به راستی که الله توبهکنندگان را دوست دارد و پاکیزگان را [نیز] دوست دارد».
زنان شما، [در حُکمِ] کشتزاری برای شما هستند؛ پس هر گونه که میخواهید به کشتزار [= رَحِمِ همسرِ] خود درآیید، و [توشهای همچون فرزند صالح] برای خود پیش بفرستید و از الله پروا کنید و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و [ای پیامبر، دربارۀ نعمتهای الهی] به مؤمنان بشارت بده.
و الله را دستاویز سوگندهایتان قرار ندهید تا [به این بهانه] از نیکوکاری و پرهیزگاری و آشتیدادن میان مردم [دست بردارید]؛ و [بدانید که] الله شنوای داناست.
الله شما را به خاطر سوگندهایی که بیهوده و بدون قصد یاد میکنید، مؤاخذه نمیکند؛ ولی به خاطر آنچه دلهایتان [عمداً] کسب کرده است [و سوگندهای دروغی که آگاهانه بر زبان آوردهاید] بازخواست میکند؛ و [اگر توبه کنید،] الله آمرزندۀ بردبار است.
براى كسانى كه [به رسم جاهلیت] بر ترک آمیزش با زنان خود سوگند یاد كنند [= ایلاء میکنند] چهار ماه انتظار [و مهلت] است. پس اگر [در مدت چهار ماه یا کمتر، پشیمان شدند و به زنانشان] بازگشتند، [بدانند که] الله آمرزندۀ مهربان است.
و اگر [بر ترک زنانشان پافشاری کردند و] تصمیم به طلاق گرفتند، [بدانند که] همانا الله شنوای داناست.
زنان مطلّقه [پیش از ازدواج مجدد] باید به مدت سه بار پاکی [= دیدن سه بار عادت ماهیانه] انتظار بکشند؛ و اگر به الله و روز قیامت ایمان دارند، بر آنان روا نیست که آنچه را الله در رحِمهایشان آفریده است کتمان کنند؛ و اگر شوهرانشان خواهان آشتی هستند، برای بازگرداندن آنان [به زندگی زناشویی] در این [مدت، از دیگران] سزاوارترند؛ و زنان حقوق شایستهای [بر عهده مردان] دارند همانند [و همسنگِ وظایفی] که بر عهده دارند و مردان [در سرپرستی و امرِ طلاق] بر آنان برتری دارند؛ و الله شکستناپذیرِ حکیم است.
طلاق [رجعی] دو بار است؛ پس [از آن، مرد یا باید همسرش را] به طرزی شایسته نگاه دارد یا به نیکی رها کند؛ و [ای مردان مسلمان،] برایتان حلال نیست که [ذرهای] از آنچه را به آنان دادهاید [= مهریه و مانند آن] پس بگیرید؛ مگر آنکه [زن و شوهر] بترسند که نتوانند [حقوق زناشویی و] حدود الهی را بر پا دارند؛ پس [حل اختلاف را به خویشاوندان یا دوستان خود میسپارند؛ و شما ای مؤمنان] اگر ترسیدید که [ممکن است زوجین] حدود الهی را برپا ندارند، گناهی بر آن دو نیست که زن [برای کسب رضایت مرد به طلاق و آزاد کردن خود، مهریهاش را ببخشد یا به او] فدیهای بپردازد [و طلاق خُلع بگیرد]. اینها حدودِ [احکامِ] الهی است؛ پس از آنها تجاوز نکنید؛ و هر کس از حدود الله تجاوز کند، ستمکار است.
اگر [شوهر برای بار سوم] او را طلاق داد، پس از آن، [زن] برایش حلال نیست؛ مگر اینکه [به قصد ازدواج حقیقی و نه برای حلالشدن] با شوهری غیر از او ازدواج کند [و با وی همبستر شود. در این صورت،] اگر [شوهر دوم فوت کرد یا] او را طلاق داد، اگر [آن دو زوجِ سابق] میپندارند که حدود [احکامِ] الله را برپا میدارند، گناهی بر آن دو نیست که [با ازدواج مجدد،] به یکدیگر بازگردند. اینها حدود الله است که آنها را برای مردمی که میدانند [و به اسلام ایمان دارند] بیان میکند.
و هنگامی که زنان را طلاق [رجعی] دادید و به پایان [روزهای] عدۀ خویش رسیدند، آنان را به شایستگی نگه دارید یا به نیکی و خوبی رهایشان سازید؛ و [همچون دوران جاهلیت،] آنان را به قصد [آزار و] زیانرساندن نگه ندارید تا [به حقوقشان] تجاوز کنید؛ و هر کس چنین کند، قطعاً بر خویشتن ستم کرده است؛ و آیات الله را به مسخره نگیرید و نعمتِ الله را بر خود و آنچه را که از کتاب [= قرآن] و حکمت بر شما نازل کرده است و شما را با آن پند میدهد به یاد بیاورید و از الله پروا داشته باشید و بدانید که الله به همه چیز داناست.
و هنگامی که زنان را طلاق دادید و [مدت] عدّۀ خود را به پایان رساندند، [شما ای سرپرستان،] آنان را بازندارید که اگر [بر اساس موازین شرعی] به طرز پسندیدهای بین خویش به توافق رسیده بودند، با شوهران [سابق] خود ازدواج کنند. این [دستوری است] که هر یک از شما که به الله و روز قیامت ایمان دارد، به آن [حکم] پند داده میشود؛ و این [دستور،] برایتان پربرکتتر و پاکیزهتر است؛ و الله [خیر و صلاح شما را] میداند و شما نمیدانید.
و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. [این دستور،] برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی [فرزندش] را تکمیل کند؛ و بر صاحبِ فرزند [= پدر] لازم است خوراک و پوشاک آنان [= مادران] را [در مدت شیردادن] به طور شایستهای [فراهم کند]. هیچ کس جز به اندازۀ تواناییاش مکلف نمیشود؛ نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان ببیند و نه پدر به سبب فرزندش. [اگر پدر کودک فوت کرده بود و مالی هم نداشت] مانند همین [تعهدات پدر] بر وارث [نیز] لازم است؛ پس اگر آن دو [= پدر و مادر] با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند [کودک را زودتر] از شیر بازگیرند، گناهی بر آنها نیست؛ و اگر خواستید که برای فرزندانتان دایهای بگیرید، گناهی بر شما نیست؛ به شرط اینکه آنچه [از حقوق و دستمزد] مقرر کردهاید، به طور شایسته بپردازید؛ و از الله پروا کنید و بدانید که الله به آنچه انجام میدهید بیناست.
و افرادی از شما که میمیرند و همسرانی [غیرباردار از خود] باقی میگذارند، [آن زنان برای ازدواج مجدد] باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند [و عده نگه دارند] و هنگامی که مدت عدۀ خود را به پایان رساندند، در مورد آنچه آنان به طور شایسته [و مشروع] دربارۀ [زندگیِ] خود انجام دهند، گناهی بر شما [سرپرستان] نیست؛ و الله به آنچه میکنید آگاه است.
و گناهی بر شما نیست که به طور کنایه، از زنانی [که در عده وفات یا عده طلاق بائن قرار دارند] خواستگاری کنید و یا در دل [بر این کار] تصمیم بگیرید [بدون اینکه آن را بیان کنید]. الله میدانست که شما به زودی به یاد آنان خواهید افتاد؛ ولی پنهانی به آنها وعدۀ [زناشویی] ندهید مگر اینکه [به کنایه و اشاره] سخنی پسندیده بگویید و [همچنین] تصمیم به عقد ازدواج نگیرید تا مدت مقرر [= عدّه] به سرآید؛ و بدانید که الله آنچه را که در دلهای شماست میداند؛ پس از [مخالفت با] او پروا کنید و بدانید که به راستی الله آمرزندۀ بردبار است.
اگر زنان را قبل از آمیزش و قبل از تعیین مهریه، [به دلایلی] طلاق دادید، گناهی بر شما نیست و [در این صورت، دلجویی کنید و] آنان را [با اهدای هدیهای مناسب] بهرهمند سازید؛ توانگر به اندازۀ توانش و تنگدست به اندازۀ توانش. [اجرای این حُکم،] بر نیکوکاران [حقی ثابت و] الزامی است.
اگر پیش از نزدیکی با آنان، خواستید طلاقشان بدهید و مهریهای برایشان تعیین کرده بودید، نصف آنچه را که تعیین کردهاید [به آنان بپردازید]؛ مگر اینکه [حق خود را] ببخشند یا [شوهر، یعنی] کسی که [تصمیمگیری در مورد] پیوند ازدواج با اوست، گذشت کند [و تمام مهریه را بپردازد]. گذشتِ شما [و بخشیدن تمام مهریه به زنان] به پرهیزگاری نزدیکتر است. [ای مؤمنان، هنگام پرداخت حقوق، آسانگیری و] نیکی را میان خود فراموش نکنید [و بدانید که] به راستی الله به آنچه میکنید بیناست.
[ای مسمانان،] بر [ادای] همه نمازها و [به خصوص] نماز عصر کوشا باشید و با فروتنی و فرمانبرداری برای الله به پا خیزید.
اگر [از خطر] ترسیدید، در حال پیاده یا سواره [یا حتی با ایما و اشاره نماز را به جای آورید] و چون ایمن شدید، الله را [چنان که به شما آموخته است] یاد کنید [و شکر او تعالی را به جای آورید] که آنچه را نمیدانستید به شما یاد داد.
کسانی از شما که مرگشان فرامیرسد و همسرانی [از خود] به جا میگذارند، باید به نفع همسرانشان وصیت کنند که [وارثان] تا یک سال آنان را [با پرداختن هزینۀ زندگی] بهرهمند سازند، بدون آنکه [آنان را از خانۀ شوهر] بیرون کنند. اما اگر [به میل خود، پیش از پایان یک سال، خانه را ترک کنند و] بیرون بروند، دربارۀ آنچه که نسبت به [ظاهر و زندگی] خود به طور شایسته [و مشروع] انجام میدهند [از قبیل زینتکردن و ازدواج مجدد] گناهی بر شما نیست؛ و الله شکستناپذیرِ حکیم است.
و برای زنان مطلّقه، هدیهای مناسب و شایسته لازم است [که از طرف شوهر پرداخت شود تا دلشکستگیاش جبران گردد. اجرای این حکم،] حقی است بر مردان پرهیزگار.
[ای مؤمنان،] الله اینچنین آیات خویش را [که مشتمل بر حدود و احکام است] به روشنی برایتان بیان میکند؛ باشد که بیندیشید.
[ای پیامبر،] آیا نمیدانی [داستانِ] افرادی [از بنیاسرائیل] را که هزاران نفر بودند و از ترسِ [بیماری و] مرگ از خانههایشان فرار کردند؟ آنگاه الله به آنان فرمود: بمیرید؛ [پس مُردند.] سپس الله آنها را زنده کرد [تا برایشان روشن گرداند که تمام کارها به دست اوست]. به راستی که الله نسبت به بندگانش صاحب بخشایش است؛ ولی بیشتر مردم شُکر [نعمتهایش را] به جای نمیآورند.
و [ای مؤمنان،] در راه الله بجنگید و بدانید که بیتردید، الله شنوای داناست.
کیست که به الله قرض دهد؛ قرضی نیکو [و از اموالش در راه خشنودیِ پروردگار انفاق کند] تا [الله] آن را برایش چندین برابر کند؟ و الله است که [از روی حکمت و عدالت، در روزیِ بندگانش] تنگی و گشایش پدید میآورد؛ و [همگی در آخرت] به سوی او بازگردانده میشوید.
[ای پیامبر،] آیا [از داستان] گروهی از [اشراف و بزرگان] بنیاسرائیل پس از موسی خبر داری که به پیامبر خود گفتند: «فرمانروایی برایمان انتخاب کن تا [به دستورش] در راه الله بجنگیم»؟ [پیامبرشان] گفت: «شاید اگر جهاد بر شما مقرر شود، [سرپیچی کنید و] جهاد نکنید»؛ گفتند: «چرا در راه الله جهاد نکنیم، در حالی که از خانههایمان رانده شدهایم و پسرانمان [را به اسارت بردهاند]؟» اما هنگامی که جنگ بر آنان مقرر شد ـ جز عدۀ کمی از آنان ـ [همگی] سرپیچی کردند؛ و الله به [حالِ پیمانشکنان و] ستمکاران داناست.
پیامبرشان به آنان گفت: «الله طالوت را به فروانرواییِ شما برگزیده است». [آنان] گفتند: «چگونه او بر ما فرمانروایی کند در حالی که ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم و از مال [دنیا نیز] بهرۀ چندانی [به وی] داده نشده است؟» [پیامبرشان] گفت: «به راستی که الله او را بر شما برگزیده و دانش و نیروى جسمىاش را فزونی بخشیده است؛ و الله فرمانرواییِ خود را به هر کس بخواهد میدهد و الله گشایشگرِ داناست».
پیامبرشان به آنها گفت: «نشانۀ [راستی و درستیِ] فرمانرواییِ او، این است که صندوق [عهد] به شما مىرسد که مایۀ آرامشی از سوی پروردگارتان است و بازماندۀ میراث خاندان موسی و هارون [همچون عصا و برخی الواح تورات] در آن قرار دارد و در حالى [مىرسد] که فرشتگان آن را حمل میکنند. اگر مؤمن باشید، مسلماً در این [امر،] نشانهای [در مورد حقانیتِ طالوت] برایتان وجود دارد».
پس هنگامی که طالوت با لشکریان رهسپار شد، به آنان گفت: «الله [شکیباییِ] شما را به وسیلۀ یک نهر [آب] آزمایش میکند؛ هر کس از آن بنوشد، از [یاران] من نیست و هر کس از آن ننوشد، قطعاً از [یاران] من است؛ مگر كسى كه با دست خود مُشتی [از آن آب] برگیرد [و به اندازۀ كف دستى بیاشامد]». پس جز عدۀ کمی، همگی از آن [آب] نوشیدند؛ و هنگامی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از آن [نهر] گذشتند [از کمیِ افراد خود ناراحت شدند و برخی] گفتند: «امروز ما توانایی [مقابله] با جالوت و سپاهیانش را نداریم». [در این هنگام،] کسانی که به دیدار الله [در آخرت] یقین داشتند گفتند: «چه بسا گروه کوچکی که به فرمان الله بر گروهی بسیار پیروز شدند و [بدانید که همواره] الله همراه شکیبایان است».
و هنگامی که [طالوت و همراهانش] برای [مبارزه] با جالوت و سپاهیانش به میدان آمدند، گفتند: «پروردگارا، بر [دلهای] ما صبر و شکیبایی فرو ریز و گامهایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان».
پس به فرمان الله، آنها را شکست دادند و داود [= جوان نیرومند و شجاعی که در لشکر طالوت بود] جالوت را کشت و الله فرمانروایی و نبوت را به او بخشید و از آنچه میخواست به او آموخت؛ و اگر الله [فتنۀ] برخى از مردم را توسط برخى دیگر دفع نمیکرد، قطعاً زمین تباه میگردید؛ ولی الله نسبت به جهانیان فضل [و بخشش] دارد.
[ای پیامبر،] اینها، آیات الله است که آن را بهحق بر تو میخوانیم و به راستی، تو از پیامبران هستی.
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ