Melihat juzuk 26
Melihat juzuk 26
Al-Ahqaf
.46
The Wind-Curved Sandhills
حم [حا. میم].
نزول [این] کتاب از جانب الله شکستناپذیرِ حکیم است.
آسمانها و زمین و آنچه را که بین آنهاست بهحق [و هدفمند] و براى مدتى معین آفریدهایم؛ و[لى] کافران از آنچه به آنان هشدار داده شده، رویگردانند.
[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا به چیزهایی که به جاى الله [به نیایش] مىخوانید توجه كردهاید؟ به من نشان دهید چه چیز از [اجزاى] زمین را آفریدهاند. آیا در [آفرینش] آسمانها شركت داشتهاند؟ اگر راست مىگویید، از کتابهای آسمانى پیشین یا بازماندهای از دانش [گذشتگان، دلیل] بیاورید».
كیست گمراهتر از کسی كه به جاى الله، افرادى را به دعا مىخواند كه تا روز قیامت به او پاسخ نمىدهند و آنان [= معبودهای باطل، اساساً] از درخواست آنها [= عبادتگزارانشان] بىخبرند؟
و آنگاه که [در قیامت] مردم احضار شوند، آن [معبودان باطل] دشمنانشان خواهند بود و عبادتشان را انکار خواهند کرد.
و چون آیاتِ روشنگر ما بر کافران خوانده میشود، آنان در مورد سخن حقى كه به آنها رسیده است میگویند: «این جادویى آشكار است»؛
یا میگویند: «[محمد] این [قرآن] را خود جعل كرده [و به الله نسبت داده] است». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر من آن را جعل کرده [و به الله نسبت داده] باشم، شما نمیتوانید در برابر [عذاب و خشم] الله از من دفاع کنید. الله به آنچه شما دربارۀ او [= قرآن، با طعنه] گفتگو میکنید، آگاهتر است، و به عنوان گواه بین من و شما كافى است؛ و او آمرزگارِ مهربان است».
بگو: «من پدیدهاى نوظهور در میان پیامبران نیستم و نمىدانم سرنوشت من و شما چه خواهد شد؛ تنها از آنچه به من وحى مىشود پیروى مىكنم و فقط هشداردهندهاى آشكارم».
بگو: «به من بگویید: اگر قرآن از جانب الله باشد و شما به آن کفر ورزید و شاهدى از بنیاسرائیل، به مشابهت آن [با تورات و با تکیه بر آنچه در تورات در مورد آن آمده بر حقانیّت آن] گواهى داده و ایمان آورده باشد و شما در برابرش [انكار و] تكبر ورزید، [آیا گمراه و ستمگر نیستید]؟ بىگمان، الله ستمکاران را هدایت نخواهد كرد».
و کافران به مؤمنان گفتند: «اگر این [قرآن] خوب بود، کسانی [كه بردگان و فقیرانی ناچیزند] در پذیرش آن بر ما سبقت نمىگرفتند»؛ و چون به وسیله آن هدایت نیافتهاند، مىگویند: «این [قرآن]، دروغى قدیمی است».
و [در حالى كه] پیش از آن [= قرآن]، كتاب موسى راهنما و رحمت بود؛ و این [قرآن،] كتابى است كه [تورات را] به زبان [شیوای] عربی تصدیق مىكند تا به ستمکاران هشدار دهد و براى نیكوكاران بشارت باشد.
كسانى كه گفتند: «پروردگارِ ما الله است»؛ آنگاه [از بندگىِ غیرِ او سر باز زدند و بر اعتقاد خود] پاى فشردند، ترس و اندوهى نخواهند داشت.
آنان اهل بهشتند و جاودانه در آنجا خواهند بود. این، پاداش اعمالی است که انجام دادهاند.
و انسان را به نيكى كردن به پدر و مادرش سفارش كرديم؛ [به ویژه] مادر كه به دشوارى بارِ حمل او را بر عهده دارد و با دشوارى وضع حمل میكند؛ و [دوران] باردارى و شیرخوارگىاش [مجموعاً] سى ماه است؛ [او پرورش مییابد] تا به حد رشد برسد و در چهل سالگى [كه توان جسمی و ذهنیاش کامل است] میگوید: «پروردگارا، به من توفیق بده تا شکرِ نعمتی را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى، به جای آورم و كار شایستهاى انجام دهم كه از آن راضی گردى؛ و فرزندانم را شایسته گردان؛ به درگاهت [توبه نموده و] بازگشتهام و تسلیم [فرمانت] هستم».
آنان کسانی هستند که ما نیکوترین کارهایشان را میپذیریم و از گناهانشان درمیگذریم و در زمرۀ اهل بهشتند. این وعدۀ راستی است که به آن نوید داده شدهاند.
و کسی كه به پدر و مادرش گفت: «اف بر شما! چگونه به من وعده مىدهید كه [از گور] بیرون آورده خواهم شد؛ در حالى كه نسلهای فراوانی پیش از من رفتند [و بازنگشتند]؟» پدر و مادرش به درگاه الهی زاری مىكنند [که فرزندشان را هدایت کند و به او مىگویند:] «واى بر تو! ایمان بیاور كه وعدۀ الهی راست است»؛ [اما] او پاسخ مىدهد: «این [وعدهها] فقط افسانههاى [خیالی] پیشینیان است».
این افراد، در زمرۀ گروههایی از جن و انس هستند كه پیشتر، فرمان عذاب الهی در موردشان تحقق یافته است. بىگمان، آنان زیانكار بودند.
هر گروه [بهشتی یا دوزخی]، درجاتى بر حسب اعمالشان دارند [تا حقى ضایع نگردد]؛ و الله اعمالشان را به تمام و کمال کیفر میدهد؛ بى آنكه در حقشان ستم شود.
روزى كه کافران بر آتش عرضه مىشوند، [به آنان خطاب مىشود:] «نعمتهای پاكیزۀ خود را در زندگی دنیا از بین بردید و از آنها بهرهمند شدید؛ پس امروز به خاطر برتریجوییِ ناحق و انحرافی كه در زمین داشتید، با عذابى خفتبار مجازات مىشوید».
[ای پیامبر، سرگذشت هود،] برادر قوم عاد را یاد کن؛ آنگاه كه در سرزمین «احقاف» [= ریگزاری در جنوب شبه جزیرۀ عربستان] قومش را هشدار مىداد ـ در حالى كه هشداردهندگان [دیگرى نیز] در گذشتههاى دور و نزدیک آمده بودند ـ [و چنین میگفت] كه: «تنها الله را عبادت کنید كه من از عذاب روزى بزرگ بر شما مىترسم».
آنان گفتند: «آیا آمدهاى كه ما را از [عبادت] معبودانمان بازگردانى؟ اگر راست مىگویى، عذابى كه به ما وعده مىدهى پیش آور».
[هود] گفت: «[وقت نزول عذاب را] فقط الله مىداند؛ و من پیامى را كه مأمور [ابلاغ] آن شدهام به شما مىرسانم؛ ولى شما را گروهى نادان مىبینم».
و چون آن [عذاب] را كه به صورت ابرى در جهت [دشت و] درهها[ى حاصلخیز]شان پیش مىآمد، مشاهده كردند، [با شادمانی] گفتند: «این ابرى است كه [رحمت] بر ما مىبارد»؛ [هود گفت: «نه،] بلكه همان [عذابى] است كه براى رسیدنش شتاب داشتید؛ تندبادى است که عذابى دردناک با خود دارد.
[طوفانی است که] هر چیزى را به فرمان پروردگارش در هم مىكوبد»؛ آنگاه چنان [هلاک] شدند كه جز خانههاى [ویران] آنان، اثرى به چشم نمىخورد. ما بزهكاران را این گونه كیفر مىدهیم.
یقیناً به آنها [= قوم عاد]، چنان امکاناتی داده بودیم كه به شما [اهل مکه، چنان] امکاناتی ندادهایم؛ و برای آنان چشم و گوش و دل [نیرومندتر از دیگران] قرار داده بودیم، و[لی] گوش و چشم و دلهایشان سودى به حالشان نداشت؛ زیرا آیات الهی را انكار مىكردند و [سرانجام،] عذابی كه آن را مسخره مىكردند، دامنگیرشان شد.
[بسیارى از مردم] شهرهاى پیرامون شما [مكّیان] را هلاک كردیم؛ و[لى قبلاً] نشانهها [و دلایل توحید] را به شکلهای مختلف در میان آوردیم؛ باشد که [از کفر و گمراهى] بازگردند.
پس چرا کسانی كه [مشرکان آنان را] براى تقرب [به الله،] معبودان خود گرفتند، [به هنگام بلا] یاریشان نكردند؟ بلكه از نظرشان ناپدید شدند؛ و [سرانجامِ] دروغها و تهمتهایشان همین بود.
[ای پیامبر، به یاد آور] هنگامی که گروهى از جن را به سوی تو فرستادیم كه قرآن را بشنوند؛ هنگامی که نزد پیامبر حضور یافتند، [به یكدیگر] گفتند: «خاموش باشید [تا به آیات قرآن گوش فرادهیم] و چون [تلاوتش] به پایان رسید، نزد قوم خود بازگشتند تا به آنان [در مورد عواقبِ سرپیچی از فرمان حق] هشدار دهند.
گفتند: «اى قوم، ما [آیاتِ] كتابى را شنیدیم كه پس از موسى نازل شده است و کتابهای [آسمانیِ] پیش از خود را تصدیق میکند و به [سوى] حق و راه راست هدایت مىنماید.
ای قوم، [سخنان توحیدیِ] این دعوتگر را که به سوی الله فرامیخوانَد بپذیرید و به او ایمان آورید تا [الله] برخى از گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناک در امان بدارد.
و هر کس [سخنان] دعوتگری را که به سوی الله فرامیخوانَد نپذیرد [و به وی ایمان نیاورد، هرگز الله را] در زمین به تنگ نمىآورَد؛ و در برابر الله [یاور و] كارسازى نخواهد داشت. چنین کسانی در گمراهىِ آشكارند».
آیا مشرکان ندیدهاند [و نمیدانند] الله که آسمانها و زمین را آفرید و از آفرینش آنها درمانده نشد، قادر است مردگان را [نیز] زنده كند؟ آرى، او بر هر كارى تواناست.
روزى كه کافران بر آتش عرضه مىشوند، [از آنان پرسیده مىشود:] «آیا این آتش حق نیست [و حقیقت ندارد]؟» آنان میگویند: «آری؛ سوگند به پروردگارمان [که چنین است]»؛ [آنگاه الله] میفرماید: «پس به سزاى آنكه [قیامت را] انكار مىکردید، عذاب را بچشید».
[ای پیامبر،] تو نیز همچون پیامبران اولوالعزم [كه همواره ثابتقدم بودند، در برابر آزار و تکذیبِ قومت] شکیبا باش و در مورد [درخواست عذابِ] آنان شتاب نكن. روزى كه [این کافران] عذابِ موعودشان را [در جهان آخرت] ببینند، [کیفرشان چنان طولانی است که] گویى فقط بخشی از روز را [در دنیا] به سر بردهاند. این قرآن، پیامى [عمومى برای جن و انس] است. آیا جز نافرمانان هلاک مىشوند؟
کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه الله بازمىدارند، [الله] اعمال آنان را تباه میكند.
و کسانی كه ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند و به آنچه بر محمد نازل شده- که آن حق و از جانب پروردگارشان است- ایمان آوردهاند، [الله نیز]، بدیهایشان را میزداید و امور [دنیا و دین]شان را سامان میبخشد [و اصلاح میکند].
این [پاداش و جزا،] به سبب آن است که کافران پیرو باطل شدند و مؤمنان، پیرو [آیات] حقِ پروردگارشان. الله مَثَلهای مردم را اینچنین برایشان بیان مىكند.
[ای مومنان!] هر گاه با کافران روبرو شدید، آنان را گردن بزنید تا آنكه [بسیاری از آنان را] بکشید؛ آنگاه [اسیران را] محکم به بند كشید؛ سپس یا بر آنان منت گذارید [و بدون هیچ عوضی آزادشان کنید] یا [از آنان] فدیه بگیرید [و رهایشان کنید] تا سنگینى جنگ فروكش كند. این [حکم الهی] است؛ و اگر الله مىخواست، خود از آنان انتقام مىگرفت؛ ولى [فرمان جنگ داد] تا شما را در برابر یكدیگر آزمایش كند؛ و کسانی كه در راه الله كشته شدند، [الله هرگز] نتیجه تلاششان را تباه نمىكند.
الله آنان را [به راه راست] هدایت خواهد كرد و امورشان را سامان خواهد بخشید؛
و آنان را به بهشتی که [اوصافش را] برایشان بیان کرده است وارد خواهد نمود.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر [دین و پیامبر] الله را یاری کنید، او نیز شما را یاری میکند و گامهایتان را [ثابت و] استوار میدارد.
و بر کافران، نگونساری و هلاکت باد! [الله] اعمالشان را تباه میگردانَد؛
زیرا آنچه را که الله نازل كرده است نپسندیدند؛ [الله] نیز اعمالشان را تباه نمود.
آیا در زمین گشت و گذار نکردهاند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بوده است؟ الله [خانههایشان را] بر سرشان ویران کرد [و آنان را نابود ساخت] و این کافران [نیز کیفری] همانند آن [در پیش] خواهند داشت.
زیرا الله [یاور و] كارسازِ مؤمنان است؛ و[لى] کافران هیچ كارسازى ندارند.
الله مؤمنان نیكوكار را به باغهایی [از بهشت] وارد میکند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ و کافران [تنها در دنیا] بهرهمند مىشوند و همچون چهارپایان مىخورند و آتش [دوزخ] جایگاهشان است.
و چه بسیار شهرهایی که ساکنانش از [مردم] شَهرت که تو را از آنجا بیرون کردند، توانمندتر بودند؛ ما آنان را نابود کردهایم و هیچ یاوری [در برابر عذاب الهی] نداشتند.
آیا كسى كه بر شیوۀ روشنى از جانب پروردگار خویش است، همچون كسانى است كه زشتىِ رفتارشان در نظرشان آراسته شده و از هوسهای خویش پیروى مىكنند؟
توصیف بهشتى كه به پرهیزگاران وعده داده شده، [چنین است كه:] در آن، جویبارهایی از آبی [خالص و زلال] که بو و مزهاش تغییر نکرده؛ و جویبارهایی از شیری كه طعمش دگرگون نگشته؛ و جویبارهایی از شرابی كه مایۀ لذتِ نوشندگان است؛ و جویبارهایی از عسل ناب است؛ و همۀ [انواع] میوهها، در آنجا در دسترسشان است و [از همه برتر، از] آمرزشِ پروردگارشان [برخوردارند]. [آیا بهشتیان] همانند ساكنان جاودان دوزخند كه آبی چنان جوشان به آنان مینوشانند كه رودههایشان را متلاشى میكند؟
[ای پیامبر،] برخی از منافقان به [گفتار] تو گوش فرامىدهند اما هنگامی که از نزد تو خارج مىشوند، به اهل دانش [با تمسخر] مىگویند: «[فهمیدید] لحظاتى پیش چه مىگفت؟» الله بر دلهایشان مُهر [غفلت] نهاده است و آنان از هوسهای خویش پیروى كردهاند.
الله بر هدایتِ پرهیزگاران مىافزاید و پرهیزكاریشان [را قوّت] مىبخشد.
آیا [کافران] جز این انتظار دارند که قیامت ناگهان بر آنان فرارسد؟ همانا نشانههاى آن آشكار شده است. آنگاه كه قیامت فرارسد پندگرفتنشان چه سودی خواهد داشت؟
[ای پیامبر،] بدان که معبودی [بهحق] جز الله نیست؛ و برای گناه خویش و [گناهِ] مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه؛ و [به یاد داشته باش که] الله، محل رفتوآمدِ [روزانه] و آرمیدن [شبانۀ] شما را مىداند.
مؤمنان میگویند: «چرا سورهای [دربارۀ اجازۀ جهاد] نازل نمیشود؟»؛ اما هنگامى كه آیات صریحی در مورد جنگ نازل مىگردد، [منافقان و] بیماردلان را مىبینى كه همچون كسى كه از [سختى] مرگ دستخوش بیهوشى شده باشد به تو مىنگرند؛ [مرگ و عذاب الهی] بر آنان شایستهتر است.
اطاعت و گفتار شایسته [بهتر است]؛ و چون تصمیم قطعی [جهاد] گرفته شد، اگر [در تعهد خود با] الله صادق باشند، [از نفاق و سرکشی]، برایشان بهتر است.
پس [اى منافقان،] آیا [جز این] انتظار دارید كه اگر [از قرآن و سنت پیامبرش] روی بگردانید، در زمین تباهى كنید و از خویشاوندانتان ببُرید؟ [چنانکه در جاهلیت این حالت را داشتید.]
اینان کسانی هستند که الله [با دور ساختن از رحمتِ خویش] لعنتشان کرده است؛ پس [گوشِ دلِ] آنان را کر، و چشم [دلِ] آنان را کور ساخته است.
آیا در قرآن تدبّر نمیکنند یا قفلها[ی غفلت] بر دلهایشان نهاده شده است؟
کسانی که پس از روشن شدن [راه] هدایت، به راه پیشینِ خویش بازگشتند [و مرتد شدند،] شیطان [اعمال زشتشان را] برایشان آراسته و آنان را [با آرزوهای دراز] فریب داده است.
این [جهل و گمراهی،] بدان خاطر است که منافقان به مشرکانی که از وحی الهی کراهت داشتند گفتند: «ما در برخی از امور از شما پیروی میکنیم»؛ و الله پنهانکاریشان را میداند.
آنگاه كه فرشتگان الهی بر چهره و پشتشان مىزنند و جانشان را مىگیرند، [حال این منافقان] چگونه خواهد بود؟
این [کیفر،] از آن روست که آنان پیرو راهی شدند که الله را به خشم میآورَد و از انجام کارهایی که موجب خشنودی الهی میشود کراهت داشتند؛ پس [الله نیز نتیجۀ] کارهایشان را تباه ساخت.
آیا بیماردلان [منافق] پنداشتهاند كه الله هرگز كینههایشان را آشكار نخواهد ساخت؟
[ای پیامبر،] اگر مىخواستیم، آنان را به تو نشان میدادیم كه [باطن] آنان را از ظاهرشان بازشناسى؛ و مسلّماً از شیوه سخنشان به خوبى آنان را خواهى شناخت؛ و [بدانید که] الله از کارهایتان آگاه است.
قطعاً [همۀ] شما را آزمایش میکنیم تا مجاهدان و شکیبایانتان را بازشناسیم و احوال شما را میآزماییم [تا راستگویان مشخص گردند].
كسانى كه پس از روشن شدن راه هدایت بر آنان، کفر ورزیدند و [مردم را] از راه الله بازداشتند و به مخالفت با پیامبر برخاستند، هرگز زیانى به الله نخواهند رساند؛ و [الله نیز نتیجۀ] اعمالشان را تباه خواهد ساخت.
ای مؤمنان، از الله و پیامبر اطاعت كنید و [با کفر و ریا] اعمال [شایستۀ] خویش را تباه نكنید.
کسانی که کفر ورزیدند و [دیگران را نیز] از راه الله بازداشتند و در حال کفر مردند، الله هرگز آنان را نخواهد آمرزید.
پس [ای مؤمنان، هنگام رویارویی با دشمنان] سستی نورزید و [از ترس جنگ، آنان را] به صلح و آشتی دعوت نکنید؛ در حالى كه شما برترید و الله با شماست و هرگز از [پاداش] اعمالتان نخواهد کاست.
به راستی که زندگی دنیا، بازیچه و سرگرمى است؛ و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید، [الله] پاداشتان را [بیکموکاست] خواهد داد؛ و [تمام] اموالتان را نمیخواهد [بلکه میفرماید که زکاتش را بپردازید].
اگر [تمام] آن را از شما بخواهد و [بر این دستور] اصرار کند، بخل مىورزید و [این کار،] کینههایتان را آشکار میسازد.
آگاه باشید! شما كسانى هستید كه براى انفاق در راه الله دعوت مىشوید؛ ولى برخی از شما بخل مىورزند؛ و هر کس بخل بورزد، به زیان خویش بخل ورزیده است؛ و الله بىنیاز است و [این شما هستید كه] نیازمندید؛ و اگر [از اسلام به سوی کفر] بازگردید، الله گروهى دیگر را جایگزین شما خواهد كرد كه همچون شما [به بخل مبتلا] نباشند.
[ای پیامبر،] به راستی که ما پیروزىِ آشكارى را [در صلح حدیبیه] برایت مقدر كردیم
تا الله گناهِ گذشته و آیندهات را بیامرزد و نعمتش را بر تو تمام گردانَد و تو را به راه راست هدایت نماید؛
و الله به پیروزیِ شکستناپذیری یاریات کند.
اوست که بر دلهای مؤمنان آرامش [و ثبات] نازل کرد تا بر ایمانشان بیفزایند؛ و سپاهیان آسمانها و زمین از آنِ الله است؛ و الله دانای حکیم است.
[آری، چنین کرد] تا مردان و زنان مؤمن را به باغهایی [بهشتی] وارد کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آنجا خواهند بود؛ و گناهانشان را بزداید [و بیامرزد]؛ و این نزد الله كامیابى بزرگى [برای مومنان] است؛
و [نیز به این هدف که] منافقان و مشرکان را ـ اعم از زن و مرد ـ كه نسبت به الله بدگمانند مجازات كند؛ ناگواری [و عذاب الهی] بر آنان باد! الله بر آنان خشم گرفته و آنان را از رحمت خویش دور کرده و دوزخ را برایشان آماده نموده است؛ و [به راستی که دورخ] چه بد جایگاهی است!
سپاهیان آسمانها و زمین از آنِ الله است؛ و الله شکستناپذیرِ حکیم است.
[ای پیامبر،] ما تو را گواه و مژدهدهنده و هشداردهنده فرستادیم
تا [شما مردم] به الله و پیامبرش ایمان بیاورید و [دین] او را یاری کنید و او را بزرگ دارید و بامداد و شامگاه، الله را تسبیح گویید.
بیتردید، كسانى كه با تو بیعت مىكنند، در حقیقت، با الله بیعت مىكنند؛ دست الله بالای دستهای آنان است. هر کس [پس از بیعت] پیمانشكنى كند، به زیان خویش پیمان شكسته است؛ و هر کس به پیمانش [مبنی بر یاری دین الله و پیامبرش] وفا كند، به زودى [الله] پاداش بزرگی به او خواهد داد.
بادیهنشینان متخلف [كه از شركت در سفر مکه و صلح حدیبیه خودداری کردهاند، براى توجیهِ کارِ خود] خواهند گفت: «[محافظت] اموال و خانوادهمان ما را گرفتار كرد؛ برایمان آمرزش بخواه». آنان چیزى كه در دلهایشان نیست بر زبان مىآورند. بگو: «اگر الله اراده كند که به شما زیان یا سودی برسد، كیست كه در مقابل [خواستِ] الله از شما دفاع کند؟ آرى، الله از آنچه مىكنید آگاه است».
[عذرتان این نبود؛] بلكه گمان میکردید كه پیامبر و مؤمنان [همراهش، از این سفرِ خطرناک] هرگز نزد خانوادۀ خویش بازنخواهند گشت؛ و این [توهم] در دلهایتان آراسته شد و گمانِ بد بردید [که الله دین و پیامبرش را یاری نخواهد کرد؛ پس به خطا رفتید] و هلاک شدید.
هر کس به الله و پیامبرش ایمان نیاورد، [بداند که] ما آتشی سوزان برای کافران آماده کردهایم.
فرمانرواییِ آسمانها و زمین از آنِ الله است؛ هر کس را که بخواهد میآمرزد و هر کس را که بخواهد عذاب میکند؛ و الله آمرزندۀ مهربان است.
[ای مؤمنان،] هنگامى كه عازم [خیبر و] گرفتن غنیمت مىشوید، متخلفان [از سفر مکه] خواهند گفت: «اجازه دهید ما [نیز] به دنبال شما بیاییم». آنان مىخواهند كلام الهی را تغییر دهند. [ای پیامبر،] به آنان بگو: «شما هرگز به دنبال ما نخواهید آمد [زیرا این غنیمتها مخصوص کسانی است که در حدیبیه حضور داشتند و دربارۀ این حُکم،] الله قبلاً چنین فرموده است»؛ آنگاه خواهند گفت: «[نه،] بلكه شما نسبت به ما حسد مىورزید». [هرگز چنین نیست؛] بلكه جز عدۀ كمى [از آنان، اوامر الهی را] درنمىیابند.
[ای پیامبر،] به بادیهنشینان متخلف بگو: «به زودى به مقابله با گروهى جنگاور فراخوانده خواهید شد که آنان را از پای درآورید، مگر اینكه تسلیم شوند؛ اگر اطاعت كنید، الله پاداش نیكویى به شما خواهد داد؛ و اگر همچون گذشته سرپیچی نمایید، شما را با عذابى دردناک مجازات خواهد كرد».
بر نابینا و لَنگ و بیمار گناهى نیست [كه در جنگ شركت نكنند]؛ و هر کس از الله و پیامبرش اطاعت كند، [الله] او را به باغهایی [از بهشت] وارد میکند كه جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ و هر کس را که سرپیچی کند، به عذابى دردناک مجازات خواهد كرد.
الله از مؤمنانى كه در كنار آن درخت [در حدیبیه] با تو بیعت كردند، راضی شد و دانست كه در دلشان چه مىگذرد؛ از این روى آرامش [و ثبات] بر آنان فروفرستاد و به پیروزى نزدیک [در خیبر] پاداششان داد؛
و [همچنین] غنیمتهای فراوانی که [از خیبر] به دست میآورند؛ و الله همواره شکستناپذیر [و] حکیم است.
الله غنیمتهای فراوانى را به شما وعده داد كه [در فتوحات اسلامی آینده] به آنها دست خواهید یافت؛ این [پیروزى و غنیمتهای خیبر] را براى شما زودتر فراهم ساخت و دست [تعدی و تجاوز] دشمن [= یهودیان] را از شما کوتاه نمود تا نشانهاى [از لطف الهی] برای مومنان باشد و شما را به راهى راست هدایت كند؛
و [همچنین غنیمتهای] دیگرى [در انتظار شماست] كه هنوز به آنها دست نیافتهاید [و] الله بر آنها احاطه دارد [و از آنها آگاه است]. به راستی که الله بر هر كارى تواناست.
اگر کافران به جنگ شما بیایند، [از توکل و صلابت شما] پشت كرده و مىگریزند؛ سپس هیچ كارساز و یاورى نخواهند یافت.
این سنت الهی است که پیشتر نیز جاری بوده است؛ و هرگز در سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت.
اوست که در دل مکه [= در حدیبیه] دست آنان را از شما کوتاه نمود [و مانع از آن شد که شما را به جنگ وادارند]، و پس از پيروزساختنِ شما بر آنان، دستهای شما را از آنان [بازداشت که آنان را بعد از اسارت، نکشید و آزادشان کنید]؛ و الله همواره به آنچه مىكنید بیناست.
آنان كسانى بودند كه کافر شدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام بازداشتند و نیز نگذاشتند قربانیهایی که با خود داشتید به قربانگاهش برسد؛ و اگر مردان و زنان مؤمنی [بین مردم مکه] نبودند که [در صورت بروز درگیری، ممکن بود] آنان را ندانسته پایمال کنید و ناخواسته مرتکب گناه شوید، [فرمان حمله به مکه میدادیم؛ ولى الله چنین کرد] تا [از اهل مکه] هر کس را که بخواهد، مشمول رحمت خویش قرار دهد؛ و اگر [مؤمنان و کافران در مکه] از یکدیگر جدا بودند، کافرانشان را با عذابى دردناک مجازات مىكردیم.
[به یاد آور] آنگاه كه کافران [مکه در حدیبیه] قلباً دستخوش تعصب، [آن هم] تعصب جاهلیت شده بودند، الله آرامش [خاطرى از جانب] خویش بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد و آنان را به اصل [و اساس توحید و] پرهیزگاری [= لا اله الا الله] پایبند ساخت؛ چرا كه [نسبت به مشرکان،] به آن سزاوارتر و شایستهتر بودند؛ و الله به هر چیزى داناست.
الله رؤیاى رسولش را به درستی تحقق بخشید كه به خواست الهی، در حالى كه سرهایتان را تراشیده و [یا] موهایتان را كوتاه كردهاید، در ایمنی و بدون ترس [از دشمن]، به مسجدالحرام وارد خواهید شد. [الله] چیزهایى را مىدانست كه شما نمىدانستید؛ و علاوه بر فتح مکه، پیروزى نزدیک [خیبر] را [نیز برایتان] مقرر نمود.
اوست كه پیامبرش را با [کتابِ] هدایت و آیین حق فرستاد تا [حقانیت برتر] آن را بر همۀ ادیان آشکار گردانَد؛ و الله به عنوان گواه كافى است.
محمد رسول الله و [صحابۀ مؤمن و فداکارش، همان] کسانی که همواره با او هستند، در برابر كافران [ستیزهجو]، محکم و سختگیرند و با یكدیگر مهربان؛ آنان را در حال رکوع و سجده میبینی كه پیوسته فضل و رضایت الله را مىجویند؛ نشان [ایمان و پرهیزگاری] آنان در چهرههایشان از اثر سجده و عبادت هویداست؛ این وصف آنان در تورات است؛ و توصیفشان در انجیل [نیز] همچون گیاهی است كه جوانهاش را برمیآورد و آن را نیرو میبخشد تا محکم گردد و بر ساقههایش استوار بایستد؛ چنان كه موجب شگفتى كشاورزان شود؛ در نتیجه، [الله] با [تقویت و پیشرفتِ] مؤمنان، کافران را به خشم میآورد. الله به مؤمنان نیكوكار [= صحابه و پیروانشان] وعدۀ آمرزش و پاداشى بزرگ داده است.
ای مؤمنان، در برابر الله و پیامبرش [در هیچ كارى] پیشى نگیرید؛ و از الله پروا کنید كه الله شنواى داناست.
ای مؤمنان، صدایتان را از صداى پیامبر بلندتر نكنید؛ و همچنان كه برخى از شما با برخى دیگر بلند سخن مىگویید، با او به صداى بلند سخن نگویید. مبادا بىآنكه بدانید، اعمالتان تباه گردد.
کسانی که صدای خود را نزد رسول الله پایین میآورند، الله دلهایشان را برای پرهیزگاری آزموده [و خالص گردانده] است. آمرزش و پاداش بزرگی برایشان [در پیش] است.
[ولى] کسانی كه از پشت اطاقها[ی همسرانت] تو را صدا مىزنند، بیشتر آنان بىخردند.
و اگر صبر مىكردند تا خود براى ملاقاتشان خارج شوى، برایشان بهتر بود؛ و الله آمرزگار مهربان است.
ای مؤمنان، اگر شخص منحرفى خبرى برایتان آورد، تحقیق كنید تا مبادا ندانسته به گروهى [بیگناه] آسیب برسانید و از کردۀ خود پشیمان شوید.
بدانید كه رسول الله میان شماست [و صلاحتان را بهتر میداند]؛ اگر در بسیارى از امور از [میل و نظرِ] شما پیروی كند، قطعاً دچار رنج و زحمت میشوید؛ ولى الله ایمان را محبوب شما نمود و آن را در دلهایتان بیاراست [تا اسلام بیاورید] و کفر و نافرمانى و سرکشی را در نظرتان ناخوشایند گرداند. آنان [كه آراسته به این اوصافند] پویندگانِ راه هدایت و کمالند.
[این عنایات،] به عنوان فضیلت و نعمتى از جانب الله [مقرر شده است]؛ و الله دانای حکیم است.
اگر دو گروه از مؤمنان با هم درگیر شدند، میانشان آشتى برقرار كنید؛ و اگر یک گروه بر دیگرى تجاوز كرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله بازآید؛ اگر بازگشت، صلحى عادلانه در میان آنان برقرار كنید و به عدالت رفتار نمایید كه الله عادلان را دوست دارد.
بیتردید مؤمنان برادر یكدیگرند؛ پس میان برادران خویش آشتى برقرار كنید و از الله پروا كنید؛ باشد که مورد رحمت قرار گیرید.
هرگز نباید گروهى [از شما] گروهی دیگر را مسخره کند؛ چه بسا اینان از آنان بهتر باشند؛ و زنان نیز نباید زنان دیگر را مسخره نمایند؛ چه بسا اینان از آنان برتر باشند؛ و از یكدیگر عیبجویى نكنید؛ و یكدیگر را با لقبهای [زشت] خطاب نكنید [که این کار، مصداقِ نافرمانی از اوامر الهی است]؛ و بدترین ویژگی [برای یک مسلمان] این است که پس از ایمانآوردن، [فِسق و] نافرمانی کند؛ و کسانی كه توبه نكنند، [نسبت به نفس خویش] ستمکارند.
ای مؤمنان، از بسیارى از گمانها بپرهیزید؛ چرا كه برخى از گمانها گناه است؛ و دربارۀ یكدیگر تجسس و غیبت نكنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست دارد كه گوشت برادرِ مردهاش را بخورد؟ [حتماً] از آن نفرت دارید، [غیبت نیز به همین زشتى است]؛ از الله پروا كنید كه الله توبهپذیرِ مهربان است.
ای مردم، ما شما را از [آمیزش] مرد و زنى آفریدیم و به تیرهها و قبیلههای مختلف تقسیم كردیم تا یكدیگر را بازشناسید. بیتردید، بزرگوارترین شما نزد الله پرهیزگارترینِ شماست؛ و الله [به آنچه میکنید] دانا و آگاه است.
اعراب [بادیهنشین، در حضور پیامبر] گفتند: «ایمان آوردهایم» [ای پیامبر، به آنان] بگو: «شما ایمان نیاوردهاید؛ ولى بگویید: "اسلام آوردهایم"؛ و هنوز ایمان در قلبهایتان نفوذ نكرده است. اگر از الله و پیامبرش اطاعت كنید، از [پاداش] اعمال شما ذرهای نخواهد كاست. به راستی كه الله آمرزگارى مهربان است».
مؤمنان [حقیقی] كسانى هستند كه به الله و پیامبرش ایمان آوردهاند و [لحظهای در ایمانشان] تردید نكردند و با مال و جانشان در راه الله به مبارزه برخاستند؛ اینانند كه [در اعتقاد و عمل] صداقت دارند.
[ای پیامبر، به بادیهنشینان] بگو: «آیا میخواهید الله را از دین خویش آگاه كنید [که از عمق قلب ایمان آوردهاید؟!] در حالى كه الله هر چه را که در آسمانها و زمین است مىداند؛ و الله به هر چیزى آگاه است».
آنان بر تو منت مىنهند كه اسلام آوردهاند؛ بگو: «منتِ اسلامِ خویش را بر من نگذارید؛ بلكه اگر [در ابراز ایمان] صداقت دارید، این الله است كه بر شما منت دارد كه شما را به سوى ایمان هدایت نموده است».
بیتردید، الله اسرار آسمانها و زمین را مىداند و به آنچه مىكنید بیناست.
ق [قاف]؛ سوگند به قرآن ارجمند [كه رستاخیز آمدنى است].
مشرکان از اینكه هشداردهندهاى از میان خودشان به سراغشان آمده است، ابراز شگفتى میکنند و میگویند: «ماجرای عجیبى است.
آیا هنگامی که مُردیم و خاک شدیم، [دوباره برانگیخته خواهیم شد؟] این بازگشتی بعید است».
بیتردید، ذراتى كه زمین از بدن آنان مىكاهد [همه را] مىدانیم؛ و كتابى نگاهبان در اختیار داریم [که هر چه بر آنان مقدر گشته، در آن ثبت است].
وقتى كه [قرآن، یعنی كلام] حق برایشان آمد، آن را تکذیب كردند؛ پس در حالت سرگردانی [و پریشانی] هستند [و دربارۀ قرآن حیرانند].
آیا کافران، آسمان را برفرازشان نمىنگرند كه چگونه آن را برافراشتیم و [به زیور ستارگان] آراستیم و عارى از [هرگونه خلل و] شکافی است؟
و زمین را گستردیم و کوههای ثابت در آن پى افكندیم و از هر نوع گیاه زیبا [و شادیانگیزی] در آن رویاندیم.
[آنها را آفریدیم] تا برای هر بندۀ توبهکاری، موجب بینش و پند باشد؛
و بارانى پربركت از آسمان فرستادیم و با آن، باغها[ى میوه] و [مزارعِ] دانه[هاى] دروكردنى رویاندیم،
و درختان سركشیدۀ خرما با خوشههاى برهمنشسته.
براى روزى بندگان؛ به وسیلۀ آن [باران،] سرزمین خزانزده و خشک را حیات بخشیدیم؛ خروج از قبرها [در قیامت] نیز همین گونه است.
پیش از آنان نیز قوم نوح و اهالى «رَسّ» [= چاه] و قوم ثمود [پیامبرانشان را] دروغگو شمردند؛
و [همچنین قوم] عاد و فرعون و قوم لوط؛
و اهالی «اَیکه» [= قوم شعیب] و قوم «تُبَّع»؛ هر یک [از آنان] پیامبران [الهی] را دروغگو شمردند؛ پس وعدۀ عذاب من [بر آنان] تحقّق یافت.
آیا ما در آفرینش نخستین فروماندیم [تا از بازآفرینیِ آن عاجز باشیم]؟ [هرگز،] بلكه آنان از آفرینش جدید در [حیرت و] تردیدند.
ما انسان را آفریدیم و از وسوسههاى ضمیرش آگاهیم؛ و از شاهرگ [وی] به او نزدیكتریم.
وقتی دو فرشته که بر سمت راست و چپ مراقب نشستهاند [رفتارش را] ثبت مىكنند؛
هر سخنى که بر زبان مىآورد، [فرشتۀ] مراقبى در کنار او آماده است [و آن سخن را مینویسد].
سختیهای مرگ، به راستى دررسید؛ [ای انسان غافل،] این همان چیزى است كه از آن مىگریختى؛
و [برای دومین بار] در «صور» دمیده میشود [و قیامت برپا میگردد]. آن روز، [روز تحققِ] وعدۀ [عذاب] است.
و هر کس در حالی [که دو فرشته او را همراهی میکنند به عرصۀ محشر] میآید؛ یکی [او را] سوق میدهد و دیگری [بر اعمالش] گواه است.
[به او گفته میشود:] «تو از این [روز] در غفلت بودى و ما [با عذاب دوزخ،] پرده[ی غفلت] را از مقابل [چشمهای] تو برداشتیم؛ اكنون دیدهات تیزبین شده است.
[فرشتۀ] همنشین وى مىگوید: «این همان [نامۀ اعمال او] است كه [آن را ثبت کردهام و] نزدم آماده است».
[الله خطاب به آن دو فرشته مىفرماید:] «هر ستیزهجوی حقستیزی را در دوزخ بیفكنید؛
[هر] مانع خیر و متجاوز و بدگمان را؛
همان كسى كه در كنار الله، معبود دیگرى قرار مىداد. او را در عذابى سخت بیفكنید».
[شیطانِ] همنشینش مىگوید: «پروردگارا، من او را به طغیان نکشیدم؛ بلکه او خود در گمراهیِ بىپایانی بود».
[الله] میفرماید: «در پیشگاه من ستیز نکنید كه پیش از این به شما هشدار داده بودم.
فرمانِ مجازات، نزد من تغییرپذیر نیست؛ و الله [در کیفر و پاداش] به بندگانش ستم نمیکند».
روزى كه به دوزخ مىگوییم: «آیا پُر شدهای؟» [و او] مىگوید: «آیا بیش از این هم هست؟».
[در آن روز] بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک میکنند، و فاصلهای از آنان ندارد [تا نعمتهایش را از نزدیک ببینند].
[به آنان گفته میشود:] «این همان پاداشى است كه به شما وعده داده مىشد که برای هر توبهکاری است که [به سوی پروردگارش بازمیگردد و به پیمان و احکام الهی] پایبند است.
همان كسی كه در نهان از [خشمِ الله] رحمان میترسد و با قلبی توبهکار [به پیشگاهش] بازمیگردد.
با سلامت به بهشت درآیید؛ این است روز جاودانگى».
در آنجا هرچه بخواهند، در اختیار دارند و حتی بیشتر از آن [نیز] در اختیارِ ماست.
و پیش از اینان [= مشرکان مکه]، امتهای زیادی را نابود کردیم که آنان [به مراتب] از اینها قویتر بودند؛ و در گوشه و کنار شهرها به جستجو پرداختند [که ببینند آیا] هیچ پناه و گریزگاهی [از عذاب و هلاکت، برایشان] وجود دارد.
بیگمان در این [سخن] برای صاحبدلان یا کسانی که با حضور [قلب به ندای توحید] گوش فرامیدهند و هوشیارند، اندرز است.
ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، در شش روز آفریدیم و [هرگز] رنج و خستگى به ما نرسید.
[ای پیامبر،] در برابر سخنان مشرکان شکیبا باش؛ و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن، پروردگارت را به پاکی ستایش كن [و نماز بگزار].
و نیز [در پاسى] از شب و پس از هر نماز، او را به پاکی ستایش کن.
و [ای پیامبر،] آنگاه که منادی [قیامت] از مکانی نزدیک ندا میدهد، گوش فرادار.
روزی که همگان بانگِ هولناک [رستاخیز] را بهحق میشنوند، [آن روز،] روزِ خروج [از گورها] است.
ماییم كه حیات مىبخشیم و مرگ مىدهیم؛ و بازگشت [همگان] به سوی ماست.
روزى كه زمین از [فراز] آنان شكافته مىشود، انسانها شتابان [بیرون میآیند]. این احضارى است كه براى ما آسان است.
ما به آنچه [کافران] میگویند داناتریم؛ و تو [ای پیامبر،] بر آنان مسلط نیستی [که بخواهی آنان را به ایمان آوردن وادار کنی]؛ کسی را که از عذاب [و هشدار] من میترسد، به [وسیلۀ] قرآن اندرز بده.
سوگند به بادهاى خاک [و باران] افشان
و سوگند به ابرهای سنگینبار [از باران]
و سوگند به کشتیهای سبکسیر
و سوگند به فرشتگانی که کارها را [به امر الله] تقسیم میکنند
که آنچه [در مورد پاداش و عذاب] به شما وعده داده شده حقیقت دارد؛
و [روز] جزا قطعاً به وقوع مىپیوندد.
سوگند به آسمان که [با ستارگان آراسته شده، و گویی] دارای راههاست،
كه شما [در مورد پیامبر و قرآن] اختلافنظر دارید.
هر کس [از راه حق] بازگردانده شود، از [ایمان به] پیامبر و قرآن نیز بازگردانده خواهد شد.
مرگ [و لعنت] بر دروغگویان!
همان كسانى كه در ورطۀ جهل، غافلند.
آنان [پیوسته و از روى انكار] مىپرسند: «روز جزا چه زمانى است؟»
همان روزى است كه به آتش مجازات مىشوند؛
[و به آنان گفته میشود:] «عذاب خود را بچشید؛ این همان آتشى است كه به شتاب مىخواستید».
[در روز قیامت،] مسلماً پرهیزگاران در باغهایی [از بهشت] و [كنار] چشمهسارها به سر مىبرند؛
آنچه پروردگارشان به آنان عطا كرده است دریافت مىدارند؛ زیرا در [زندگیِ] گذشته نیكوكار بودهاند.
آنان اندكى از شب را مىخفتند [و بقیه را به نماز و نیایش مشغول بودند]
و سحرگاهان [از الله] آمرزش مىخواستند
و در اموالشان براى سائل و محروم، حقى [معیّن از صدقه و زکات] بود.
و در زمین نشانهها[ى قدرت الهى] براى اهل یقین پدیدار است؛
و در وجود خودتان، آیا نمىبینید؟
و رِزق و روزیتان و آنچه [از کیفر و پاداش و خیر و شر که] به شما وعده داده میشود، در آسمان است.
سوگند به پروردگار آسمان و زمین كه وعده[ی قیامت و پاداش و عذاب] همچون سخن گفتنتان، حقیقی و قطعى است.
[ای پیامبر] آیا داستان میهمانان گرامى ابراهیم به تو رسیده است؟
آنگاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند، او گفت: «سلام» [و زیر لب گفت:] «گروهى ناشناسند».
آنگاه آهسته نزد خانوادۀ خود رفت و [گوشتِ بریانِ] گوسالهاى فربه [براى پذیرایى] آورد.
[او غذا را] نزد آنان گذاشت [و چند لحظه بعد] گفت: «آیا نمیخورید؟»
[چون دست به غذا نزدند] از آنان احساس ترس كرد؛ گفتند: نترس [ما فرشتهایم]؛ و او را به [تولد] پسرى دانا بشارت دادند.
همسرش با فریاد [و شگفتى] پیش آمد و در حالى كه به صورت خود مىزد گفت: «پیرزنى نازا [فرزند میزاید]؟!»
[فرشتگان] گفتند: «پروردگارت اینچنین فرموده است؛ و بیگمان، او حکیمِ داناست».
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ