Melihat juzuk 29
Melihat juzuk 29
Al-Mulk
.67
The Sovereignty
پربرکت [و بزرگوار] است کسی که فرمانرواییِ جهانِ هستی به دست اوست، و او بر همه چیز تواناست.
[همان] ذاتی که مرگ و زندگی را آفرید، تا شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر است؛ و او پیروزمندِ بخشنده است.
آن ذاتی که هفت آسمان را بر فرازِ یکدیگر آفرید. در آفرینشِ [الله] رحمان هیچ بینظمی و خللی نمیبینی. بار دیگر نگاه کن؛ آیا هیچ شکاف [و نقصی] میبینی؟
بار دیگر [به عالم هستی] نگاه کن؛ [خلل و نقصی نخواهی دید و] چشمت در حالی که خسته و ناتوان است به سوی تو بازمیگردد.
و به راستی ما آسمان دنیا را با چراغها آراستیم و آنها را برای راندن شیاطین قرار دادیم، و عذاب [آتش] سوزان را برایشان آماده ساختیم.
و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، عذاب جهنم است؛ و چه بد جایگاهی است!
هنگامی که در آن انداخته شوند، نعرهای [وحشتناک] از آن میشنوند، در حالی که میجوشد.
از شدت خشم، نزدیک است [جهنم] پارهپاره شود. هر گاه گروهی در آن انداخته میشوند، نگهبانانش از آنان میپرسند: «آیا بیمدهندهای به سراغتان نیامد؟»
میگویند: «بله؛ بیمدهنده به سوی ما آمد، اما ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: «هرگز الله چیزی نازل نکرده است. شما جز در گمراهی بزرگ نیستید».
و [باز] میگویند: «اگر ما میشنیدیم یا عقلمان را به کار میبردیم، در [زمرۀ] دوزخیان نبودیم».
اینجاست که به گناه خود اعتراف میکنند. پس دوری [از رحمت الله] بهرۀ دوزخیان باد!
بیگمان، کسانی که در نهان از پروردگارشان میترسند، آمرزش و پاداش بزرگی دارند.
[خواه] گفتار خود را پنهان دارید یا آن را آشکار سازید، [به هر حال،] او به آنچه در دلهاست آگاه است.
آیا کسی که [همۀ موجودات را] آفریده است، [حالِ بندگان را] نمیداند؟ در حالی که او باریکبین و آگاه است.
او ذاتی است که زمین را برای شما رام [و هموار] گردانید، پس در گوشه و کنارِ آن راه بروید و از روزیِ او بخورید؛ و بازگشت [همه] به سوی اوست.
آیا خود را از [عذاب] ذاتی که در آسمان است، در امان میدانید، که [فرمان دهد] زمین شما را فرو بَرد و ناگهان به لرزش درآید؟
یا خود را از ذاتی که در آسمان است در امان میدانید، که طوفان شن بر شما فرستد؟ آنگاه به زودی خواهید دانست که هشدار من چگونه است!
همانا کسانی که پیش از آنان بودند [نیز دعوت پیامبران را] تکذیب کردند؛ پس [بنگر که] عقوبت من چگونه بود!
آیا به پرندگانی که بر فرازِ سرشان است نگاه نکردند که [گاهی] بالهایشان را میگشایند و [گاهی] فرومیبندند؟ جز [الله] رحمان [کسی] آنها را [بر فرازِ آسمان] نگاه نمیدارد؛ بیگمان او به همه چیز بیناست.
آیا این کسی که لشکر شماست، میتواند شما را در برابر الله یاری دهد؟ کافران جز در فریب [و غرورشان] نیستند.
یا آن ذاتی که شما را روزی میدهد، اگر روزیاش را بازدارد، [چه کسی میتواند نیاز شما را تأمین کند؟] ولی آنها در سرکشی و فرار از حقیقت، لجاجت میورزند.
آیا کسی که به رو افتاده [و نگونسار] حرکت میکند، به هدایت نزدیکتر است، یا کسی که راست و استوار بر راهِ راست گام برمیدارد؟
بگو: «او ذاتی است که شما را آفرید و گوش و چشمان و دل برایتان قرار داد؛ [اما شما] اندکی سپاسگزاری میکنید».
بگو: «او ذاتی است که شما را در زمین پراکند، و به سوی او محشور میشوید».
و میگویند: «اگر راست میگویید، این وعده [قیامت] چه زمانی است؟»
بگو: «علم [قیامت] تنها نزد الله است و من فقط بیمدهندهای آشکارم».
هنگامی که آن [وعده و عذاب الهی] را از نزدیک ببینند، چهرۀ کسانی که کافر شدند، سیاه و اندوهگین میگردد و [به آنان] گفته میشود: «این همان چیزی است که درخواست میکردید».
[ای پیامبر،] بگو: «به من خبر دهید، اگر الله مرا و کسانی را که با من هستند، نابود کند یا بر ما رحمت آورد، کیست که کافران را از عذاب دردناک پناه دهد؟»
بگو: «او [الله] رحمان است؛ به او ایمان آوردهایم و بر او توکل کردهایم؛ [ای کافران،] به زودی خواهید دانست که چه کسی در گمراهیِ آشکار است».
[ای پیامبر،] بگو: «به من خبر دهید اگر آب [آشامیدنیِ] شما [در زمین] فرو رود، چه کسی میتواند آب روان [و گوارا] برایتان بیاورد؟»
نون. سوگند به قلم و آنچه مینویسند،
که تو [ای پیامبر،] به نعمت [و فضلِ] پروردگارت، دیوانه نیستی،
و پاداشی بیپایان برای تو [درپیش] است؛
و یقیناً تو اخلاقِ بسیار نیکو و والایی داری.
به زودی خواهی دید و آنها [نیز] خواهند دید
که کدام یک از شما دیوانه است.
پروردگارت بهتر میداند چه کسی از راه او گمراه گشته، و او به هدایتیافتگان [نیز] داناتر است.
پس از تکذیبکنندگان اطاعت مکن.
آنها دوست دارند [و میخواهند] که نرمی [و مدارا] کنی، تا آنان [نیز] نرمی [و مدارا] کنند.
و از هر فرومایهای که بسیار سوگند [دروغ] یاد میکند، اطاعت مکن.
[همان کسی که] بسیار عیبجوست و به سخنچینی آمد و شد میکند.
و بسیار مانع کار خیر، و متجاوز و گناهکار است.
به علاوه، خشن و بیتبار و بدنام است.
به خاطر آن که صاحب مال و فرزندان بسیار است.
هنگامی که آیات ما بر او خوانده میشود، میگوید: «[اینها] افسانههای [خیالی] گذشتگان است».
به زودی داغ [ننگ و رسوایی] بر بینی او مینهیم.
ما آنها را آزمایش کردیم، همانگونه که صاحبان باغ را آزمودیم؛ هنگامی که سوگند یاد کردند که صبحگاهان [که مستمندان نباشند،] میوههای باغ را بچینند.
و[لی] «ان شاء الله» نگفتند.
عذابی [فراگیر] از سوی پروردگارت بر [باغِ] آنها فرود آمد، در حالی که همه در خواب بودند.
و آن باغ [سبز و خرم، پس از آتشسوزی] همچون شبِ سیاه شد.
آنگاه صبحگاهان یکدیگر را ندا دادند
که اگر میخواهید میوه بچینید، به سوی کشتزار [و باغ] خویش بروید.
آنگاه [به سوی کشتزار] حرکت کردند، در حالی که آهسته با هم میگفتند:
«[مراقب باشید] که امروز هیچ [نیازمند و] بینوایی در آن [باغ] وارد نشود!»
و صبحگاهان با تصمیم جدی بر جلوگیری [از ورود مستمندان، به سمتِ باغ] بیرون شدند.
اما هنگامی که آن [باغ] را دیدند، گفتند: «یقیناً ما [اشتباه آمدهایم و] راه را گم کردهایم؛
[نه؛] بلکه ما [از حاصلِ آن] بیبهره و محروم هستیم».
بهترین [و خردمندترین] آنان گفت: «آیا به شما نگفتم چرا [شکر و] تسبیح [الله را] نمیگویید؟».
گفتند: «پروردگار ما پاک و منزّه است؛ مسلّماً ما ستمکار بودیم».
آنگاه ملامتکنان به یکدیگر روی آوردند
[و] گفتند: «وای بر ما که طغیانگر [و سرکش] بودیم!
امیدواریم که پروردگارمان [ما را ببخشد و] در عوض، چیزی بهتر از آن [باغ] به ما دهد؛ [چرا که] بیگمان، ما به سوی پروردگار خود روی آوردهایم».
عذاب [الله در دنیا] اینچنین است؛ و اگر میدانستند، عذاب آخرت مسلماً بزرگتر [و بیشتر] است.
به راستی برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان باغهای پرنعمت است.
آیا ما مسلمانان را همچون مجرمان [و گناهکاران] قرار میدهیم؟
شما را چه شده است؟ چگونه داوری میکنید؟
آیا شما کتابی [آسمانی] دارید که در آن [میخوانید و] فرامیگیرید؟
و [آیا] آنچه را انتخاب میکنید، در آن [کتاب] برای شما [نوشته شده] است؟
یا اینکه بر [عهدۀ] ما عهد و پیمان استواری تا روز قیامت دارید که هر چه را حکم کنید، [حق] برای شما باشد؟
[ای پیامبر،] از آنها بپرس کدامیک از آنان در برابر این [ادعاها] متعهد است؟
و یا اینکه [معبودان و] شریکانی دارند؟ اگر راست میگویند، باید شریکان [و معبودان] خویش را بیاورند.
روزی که [الله متعال برای داوری میان خلایق بیاید،] ساق [او تعالی که هیچ چیز مانند آن نیست] آشکار میگردد و [مردم] به سجده فراخوانده میشوند؛ ولی [کافران و منافقان] نمیتوانند [سجده کنند].
[در حالی که] دیدگانشان [از ترس و ندامت] فرو افتاده و ذلت و خواری وجودشان را فراگرفته است؛ و یقیناً پیش از این [در دنیا] در حالی که تندرست بودند، به سجده فراخوانده میشدند.
[ای پیامبر،] مرا با آن کسی که این سخن [= قرآن] را تکذیب میکند واگذار. ما آنان را اندکاندک [و] به گونهای که درنیابند [و از جاییکه متوجه نگردند]، به سوی عذاب خواهیم کشاند.
و به آنها مهلت میدهم. بیگمان، مکر [و تدبیرِ] من استوار [و محکم] است.
[ای پیامبر،] مگر تو از آنان مزدی درخواست میکنی که [از ادایِ آن در رنجند و] برایشان سنگین است؟
یا [اسرار] غیب نزد آنهاست و آنان [آنچه را میگویند از روی آن] مینویسند.
[ای پیامبر،] در برابر فرمان [و حکم] پروردگارت صبر کن، و مانند صاحبِ ماهی [= یونس] مباش که با دلی سرشار از خشم و اندوه، [الله را] ندا داد.
اگر نعمت [و رحمتی] از سوی پروردگارش به یاری او نیامده بود، یقیناً در حالی که نکوهیده بود، [از شکم ماهی،] به صحرای خشکیده بیرون افکنده میشد.
آنگاه پروردگارش او را برگُزید و از صالحان قرار داد.
و [ای پیامبر،] نزدیک است کسانی که کافر شدند، هنگامی که آیات قرآن را میشنوند، تو را چشمزخم زنند؛ و [به خاطر خشم و حسدشان] میگویند: «قطعاً او دیوانه است»؛
در حالی که این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست.
[روزِ] واقعشدنیِ [رستاخیز]
آن واقعشدنی چیست؟
و تو چه دانی آن واقعشدنی چیست [و چگونه است]؟
[قوم] ثمود و [قوم] عاد، [قیامتِ] درهمکوبنده را تکذیب کردند.
و اما [قوم] ثمود، به بانگِ سهمگین هلاک شدند.
و اما [قوم] عاد، با تندبادی سرکش و سرد به هلاکت رسیدند.
[الله] هفت شب و هشت روز پیاپی آن [عذاب] را بر آنها مسلط نمود؛ پس [اگر آنجا بودی، آن] قوم را [در اثرِ آن تندباد،] مانند تنههای پوسیده و توخالی درختان خرما، بر زمینافتاده [و هلاکشده] میدیدی.
آیا کسی از آنها را میبینی که باقی مانده باشد؟
و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و [مردم] شهرهای ویران شده [= قوم لوط،] مرتکب گناهان [بزرگ] شدند.
آنها از [فرمان] فرستادۀ پروردگارشان سرپیچی کردند، آنگاه [الله] آنان را به عذاب بینهایت سختی گرفتار کرد.
هنگامی که آب طغیان کرد، ما شما را در کشتی سوار کردیم،
تا پندی برای شما قرار دهیم و گوشهای شنوا آن را بشنوند و به یاد بسپارند.
آنگاه که یک بار در صور دمیده شود،
و زمین و کوهها از جا کنده شده و یکباره درهمکوبیده [و متلاشی] شوند.
در آن روز، واقعۀ [عظیمِ] قیامت به وقوع میپیوندد
و آسمان شکافته میشود و در آن روز، سست میگردد [و فرو میریزد].
و فرشتگان بر کنارههای آن [= آسمان] قرار میگیرند؛ و آن روز، هشت [فرشته] عرش پروردگارت را بر سرِ خود حمل میکنند.
در آن روز، شما [همگی برای حسابرسی، به پیشگاه الله] عرضه میشوید و هیچ چیز از [کارهای] شما پنهان نخواهد ماند.
اما کسی که نامۀ [اعمالش] را به دست راستش دهند، میگوید: «بیایید نامۀ [اعمال] مرا بخوانید.
من یقین داشتم که با حساب [اعمال] خود مواجه خواهم شد».
پس او در یک زندگی پسندیده [و رضایتبخش] خواهد بود؛
در بهشتی برین
که میوههایش [برای چیدن] در دسترس است.
[و به آنها گفته میشود: «به [پاداش] آنچه در ایام گذشته پیش فرستادهاید، بخورید و بیاشامید؛ گوارایتان باد».
و اما کسی که نامۀ [اعمالش] را به دست چپش دهند، میگوید: «ای کاش هرگز نامه[ی اعمالم] را به من نمیدادند،
و نمیدانستم حسابم چیست!
ای کاش [با مرگ،] همه چیز تمام میشد [و پایان کار بود]!
مال و داراییام مرا بینیاز نکرد [و سودی نبخشید].
قدرت و فرمانرواییام [نیز] از [دست] من رفت [و به کلی نابود شد]».
[به فرشتگان گفته میشود:] «او را بگیرید و در بند و زنجیر کنید.
سپس او را به [آتش] دوزخ بیفکنید.
آنگاه وی را در زنجیری ببندید که طولش هفتاد ذِراع است.
بیگمان، او هرگز به الله بزرگ ایمان نمیآورد،
و هرگز [مردم را] بر اطعام بینوا[یان] تشویق نمیکرد.
بنابر این، امروز دوست صمیمی [و مهربانی] در اینجا ندارد [که یاریاش کند]،
و غذایی جز چرک و خون [جهنمیان] ندارد؛
[غذایی که] جز گناهکاران آن را نمیخورند».
سوگند به آنچه میبینید
و به آنچه نمیبینید.
بیتردید، این [قرآن، سخن الله است که ابلاغش به پیامبر، بر عهدۀ] فرستادهای بزرگوار [=جبرئیل] است.
و اینها گفتار شاعری نیست؛ [اما شما کافران] کمتر ایمان میآورید.
و [نیز] گفتار کاهنی نیست؛ [اما شما] کمتر پند میگیرید.
[این قرآن،] از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است.
اگر [پیامبر] سخنانی [به دروغ] بر ما میبست،
مسلّماً ما دست راست او را میگرفتیم،
سپس [شاه]رگِ قلبش را قطع میکردیم،
و هیچیک از شما نمیتوانست مانع [عذابِ] او گردد.
یقیناً این [قرآن،] پند و تذکری برای پرهیزگاران است.
و ما یقیناً میدانیم که برخی از شما، تکذیبکنندگان [این کلام الهی] هستید.
و همانا این [قرآن،] بر کافران مایۀ حسرت و ندامت است.
و بیگمان، این [قرآن،] حقیقتِ راستین است.
پس [ای پیامبر،] با [ذکرِ] نامِ پروردگار بزرگت [او را] تسبیح گوی.
درخواستکنندهای [به تمسخر] تقاضای عذابی را کرد که وقوعش [در قیامت] حتمی است،
[این عذاب،] برای کافران است [و] هیچ دفعکنندهای ندارد.
از سوی الله [به وقوع میپیوندد که دارای عُلُو و] صاحبِ مراتب و درجات والاست.
فرشتگان و روح [= جبرئیل] به سوی او عروج میکنند، در روزی که مقدارش [در مقیاس بشری،] پنجاه هزار سال است.
پس تو [ای پیامبر، در برابر تمسخرشان] صبرِ نیکو پیشه کن.
بیگمان، آنها آن [روز] را دور میبینند
و ما آن را نزدیک میبینیم.
[همان] روزی که آسمان چون مسِ گداخته شود،
و کوهها مانند پشم رنگین [متلاشی و پراکنده] شود.
و هیچ دوست صمیمی [و خویشاوندی] از [حال] دوست صمیمی [و خویشاوندش] نمیپرسد.
[در حالی که] آنان به یکدیگر نشان داده میشوند، گناهکار [دوست دارد و] آرزو میکند که فرزندان خود را در ازای [رهایی] از عذاب آن روز بدهد،
و [همچنین] زنش و برادرش را
و قبیلهاش را که [همیشه] به او جا و پناه میداد.
و [همچنین] همۀ کسانی را که روی زمین هستند [فدا کند] تا نجات یابد.
[اما] هرگز چنین نیست [که برایش راه نجاتی باشد]! بیگمان، آن شعلههای [آتشِ] سوزان است
[که] پوست از سر برمیکَند.
کسانی را که [به فرمان الله] پشت کردند و [از حق] روی گرداندند، [به سوی خود] فرامیخوانَد.
و [نیز کسانی را که] اموال را جمعآوری و ذخیره کردند [و حق آن را نپرداختند].
یقیناً انسان، کمطاقت [و حریص] آفریده شده است.
هر گاه بدی [و مصیبتی] به او رسد، بیتابی میکند،
و هر گاه خوبی به او رسد، بازدارنده [و بخیل] میگردد.
مگر نمازگزاران؛
همان کسانی که بر نمازهایشان همیشه پایداری میکنند.
و کسانی که در اموالشان، حق [معیّن و] معلومی است
برای مستمند و محروم؛
و [همان] کسانی که روز جزا را تصدیق میکنند؛
و کسانی که از عذاب پروردگارشان میترسند.
[چرا که] بیگمان، از عذاب پروردگارشان نمیتوان ایمن بود.
و کسانی که شرمگاههایشان را نگه میدارند؛
مگر با همسران و کنیزانی که مالک آنها هستند، که [در این صورت،] سرزنشی بر آنها نیست.
اما هر کس فراتر از اینها را بخواهد، آنان متجاوزان هستند.
و کسانی که امانتها و پیمانهایشان را رعایت میکنند،
و کسانی که به شهادتهای خود متعهدند،
و کسانی که بر نمازشان پایداری میکنند.
اینان در باغهای [بهشت] گرامی داشته میشوند.
پس [ای پیامبر،] کافران را چه شده که به سوی تو میشتابند؟
[و] از راست و چپ، گروهگروه [بر مخالفت تو جمع میشوند و بر تو هجوم میآورند؟]
آیا هر کدام از آنها [با آن اعمال ناپسندش] طمع دارد که در بهشت پرنعمت [الهی] درآورده شود؟
هرگز چنین نیست! بیگمان، ما آنها را از آنچه [خود] میدانند آفریدهایم.
به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند میخورم که قطعاً ما تواناییم
بر اینکه [کسان دیگری] بهتر از اینان را جایگزین کنیم؛ و ما [برای انجام این کار،] درمانده و ناتوان نیستیم.
پس [ای پیامبر،] آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فروروند و بازی کنند، تا به روزی برسند که به آنان وعده داده شده است.
[همان] روزی که شتابان از قبرها خارج میشوند؛ گویی به سوی بتها [و معبودانشان] میدوند.
[در حالی که] چشمهایشان [از شرم و وحشت] به زیر افتاده و ذلت [و خواری،] آنان را پوشانده است. این همان روزی است که به آنان وعده داده میشد.
بیگمان، ما نوح را به سوی قومش فرستادیم [و گفتیم]: «قوم خود را ـ پیش از آنکه عذاب دردناک به سراغشان آید ـ هشدار ده [و بترسان].
[نوح] گفت: «ای قوم، من بیمدهندهای آشکار برایتان هستم،
که الله را عبادت کنید، و از او بترسید، و مطیع [دستورهای] من باشید.
[که اگر چنین کردید، الله] گناهانتان را میآمرزد و تا زمان معیّنی به شما مهلت میدهد؛ زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد، تأخیر نخواهد داشت، اگر میدانستید».
و نوح [پس از نصیحت و دعوت] گفت: «پروردگارا، به راستی که من قومِ خود را شب و روز [به ایمان] دعوت کردم؛
ولی دعوت من، جز بر گریزشان [از حق] نیفزود
و من هر چه دعوتشان کردم تا سرانجام آنان را بیامرزی، انگشتان خود را در گوشهایشان فرو کردند و لباسهایشان را [به خود] پیچیدند و [در مخالفت] اصرار [و پافشاری] کردند و به شدت، گردنکشی و تکبر نمودند.
سپس آنها را با صدای بلند [و آشکار] دعوت کردم.
به علاوه، آشکارا برایشان گفتم و در نهان برای [هرکدام از] آنان بیان کردم.
گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بخواهید [که] بیگمان، او بسیار آمرزنده است.
تا از آسمان [باران] پیاپی بر شما بفرستد.
و شما را با اموال و فرزندانِ بسیار یاری کند، به شما باغهای [سرسبز] بدهد و جویبارها[ی جاری] برایتان قرار دهد.
شما را چه شده است که از عظمت [و شکوه] الله نمیترسید؟
در حالی که شما را طی مراحل گوناگون آفرید.
آیا نمیبینید که الله چگونه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید؟
و ماه را در میان آسمانها مایۀ روشنایی قرار داد، و خورشید را چراغ [فروزانی] گردانید؟
و الله شما را همچون گیاهی از زمین رویانید.
سپس شما را به آن [زمین] بازمیگرداند و بار دیگر شما را بیرون میآورَد.
و الله زمین را برای شما گسترده ساخت.
تا از راههای پهناورِ آن [به سوی مقصد خود] رفت و آمد کنید».
نوح گفت: «پروردگارا، آنها از من نافرمانی نمودند و از کسی پیروی کردند که مال و فرزندش، چیزی جز زیانکاری بر او نیفزوده است.
و [آن پیشوایان گمراه،] نیرنگِ بزرگی به کار بردند
و گفتند: معبودان خود را رها نکنید؛ و [به خصوص] «وَدّ» و «سَواع» و «یَغوث» و «یَعوق» و «نَسر» را [رها نکنید].
به راستی آنها بسیاری را گمراه کردند؛ و [تو ای پروردگار،] ستمکاران را جز گمراهی میفزای».
[سرانجام، آنان] به کیفرِ گناهانشان [همگی] غرق شدند؛ آنگاه در آتش [دوزخ] درآورده شدند و در برابر [عذاب] الهی، یاور [و مددکاری] برای خود نیافتند.
نوح گفت: «پروردگارا، هیچیک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار.
چرا که اگر آنها را باقی گذاری، بندگانت را گمراه میکنند و جز [نسلی] بدکار و کافر به وجود نمیآورند.
پروردگارا، مرا و پدر و مادرم و هر کسی را که با ایمان وارد خانۀ من شود، و [تمام] مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز؛ و ستمکاران را جز هلاکت [و نابودی] میفزای».
[ای پیامبر،] بگو: «به من وحی شده است که گروهی از جنیان [به این قرآن] گوش فرا دادند، و [پس از بازگشت به میان قوم خویش، به آنان] گفتند: بیگمان ما قرآنی شگفتآور شنیدیم
که به راه راست هدایت میکند؛ پس ما به آن ایمان آوردیم و هرگز کسی را با پروردگارمان شریک قرار نمیدهیم؛
و اینکه شأن و عظمت پروردگارمان، بس [عظیم و] بلند است. او [هرگز برای خود] همسر و فرزندی انتخاب نکرده است؛
و اینکه سفیه [و نادانِ] ما [= شیطان] دربارۀ الله سخنان ناروایی میگفت؛
و ما [چنین] گمان میکردیم که هرگز انس و جن بر الله دروغ نمیبندند؛
و اینکه مردانی از آدمیان، به مردانی از جنّیان پناه میبردند و [اینگونه] بر گمراهی و سرکشیِ آنان میافزودند؛
و اینکه آنان [= کافران] گمان میکردند ـ همان گونه که شما [جنیان] میپنداشتید ـ که الله هیچ کس را [دوباره] زنده نمیگردانَد؛
و اینکه ما آسمان را [در پی شنیدن خبرها] جستجو کردیم؛ و آن را پر از محافظان نیرومند و تیرهای شهاب یافتیم.
و اینکه در [گذشته] جاهایی [در آسمان] براى شنیدن، به كمین مىنشستیم؛ [اما] اكنون هر کس بخواهد گوش دهد، تیر شهابى در كمین خود مىیابد؛
و اینکه ما نمیدانیم آیا برای اهل زمین شرّی اراده شده، یا پروردگارشان خیر و هدایتِ آنان را خواسته است؛
و اینکه در میان ما افرادی صالح و افرادی نادرستند، ما گروههایی متفاوت [و گوناگون] هستیم.
و اینکه ما یقین داریم که هرگز نمیتوانیم در روی زمین، الله را عاجز و ناتوان کنیم؛ و هرگز با گریز نمیتوانیم او را ناتوان سازیم [و راه فراری از عذابش نداریم].
و اینکه ما هنگامی که [سخن] هدایت را شنیدیم، به آن ایمان آوردیم؛ پس هر کس که به پروردگارش ایمان آورَد، نه از نُقصان میهراسد و نه از ستم [بیم دارد].
و اینکه گروهی از ما، مسلمان، و گروهی، کافر [و ظالم] هستند؛ هر کس که اسلام آورده، آنانند که راه رستگاری را جستجو کرده [و برگزیده]اند.
و اما کافران [و ستمکاران] هیزم [آتش] جهنم خواهند بود».
و اینکه اگر آنها بر راه راست [اسلام]، پایداری کنند، البته با آبِ فراوان سیرابشان میکنیم
تا آنها را با آن [نعمتها] بیازماییم؛ و هر کس از یاد [و ذکر] پروردگارش روی برتابد، [الله] او را به عذابی سخت گرفتار میسازد؛
و اینکه مساجد از آنِ الله است؛ پس کسی را [در مساجد] با الله [به عبادت] نخوانید؛
و اینکه هنگامی که بندۀ الله [محمد صلی الله علیه وسلم به عبادت] برخاست تا او را بخوانَد، نزدیک بود که [از ازدحام بر گِرد او] بر سرِ هم فروریزند».
[ای پیامبر، به آنها] بگو: «من تنها پروردگارم را میخوانم و کسی را با او شریک نمیسازم».
بگو: «بیگمان، من نه میتوانم زیانی به شما برسانم و نه خیر و سودی».
بگو: «[اگر من نیز بر خلاف فرمانش رفتار کنم] هیچ کس مرا در برابرِ او حمایت نمیکند و پناهگاهی جز او نمییابم.
[وظیفۀ من،] تنها ابلاغی از جانبِ الله و [رساندن] پیامهای اوست. و هر کس از الله و پیامبرش نافرمانی کند، بیگمان، آتش جهنم از آنِ اوست؛ جاودانه در آن خواهد ماند».
[کار کفار همچنان ادامه دارد] تا زمانی که آنچه را به آنها وعده داده شده، ببینند. آنگاه خواهند دانست که چه کسی یاورش ناتوانتر، و جمیعتش کمتر است.
[ای پیامبر،] بگو: «من نمیدانم آیا آنچه که به شما وعده داده شده نزدیک است یا پروردگارم زمانی [دور] برای آن قرار میدهد».
[الله] دانای غیب است و هیچ کس را بر [اسرارِ] غیبِ خود آگاه نمیسازد؛
مگر رسولانی که آنان را پسندیده [و برگزیده] است؛ که بیگمان، از پیش روی او و پشت سرش، نگهبانی [از فرشتگان برای محافظت از وی] میگمارد،
تا [پیامبر] بداند که [پیامبران پیش از او نیز] رسالتهای پروردگارشان را ابلاغ کردهاند؛ و [الله] به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد؛ و هر چیزی را به عدد برشمرده است.
ای جامهبهخودپیچیده،
شب را ـ جز اندکیـ به پا خیز [و عبادت کن].
نیمهای از آن را، یا اندکی از آن کم کن.
یا اندکی بر [نصف] آن بیفزای، و قرآن را با ترتیل [و تأمل] بخوان.
یقیناً ما به زودی سخنی سنگین بر تو نازل خواهیم کرد.
بیگمان، شبزندهداری [بر نفس] دشوار است، و برای گفتار [و نیایش،] مناسبتر و استوارتر است.
و یقیناً تو در روز، مشغلۀ بسیار داری.
و نام پروردگارت را یاد کن و [با خالص نمودن عبادت] تنها به او دل ببند.
[همان] پروردگار مشرق و مغرب که معبودی [بهحق] جز او نیست؛ پس او را کارساز [و نگهبان خود] برگُزین.
و بر آنچه [مشرکان] میگویند، شکیبا باش، و به شیوۀ نیکو [و شایسته] از آنان دوری کن،
و مرا با این تکذیبکنندگان مرفّه واگذار و کمی به آنان مهلت ده.
بیگمان، نزد ما قید [و بندهایی] سنگین و [آتش] دوزخ است،
و غذایی [ناگوار و] گلوگیر و عذابی دردناک.
روزی که زمین و کوهها به لرزه درآید و کوهها [متلاشی شوند و] همچون تودۀ شنِ نرم [و روان] گردند.
یقیناً ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که بر شما شاهد [و گواه] است؛ همانگونه که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم.
آنگاه فرعون از آن پیامبر نافرمانی [و با او مخالفت] کرد، و ما او را به شدّت مجازات کردیم.
پس اگر کافر شوید، چگونه خود را [از عذاب] در امان میدارید [در] روزی که [از هول و سختی] کودکان را پیر میگرداند؟
[در آن روز،] آسمان شکافته میشود [و] وعدۀ او قطعاً به وقوع میپیوندد.
بیگمان، این [آیات،] پند [و هشداری] است تا هر کس بخواهد، به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد.
[ای پیامبر،] یقیناً پروردگارت میداند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند، نزدیک دو سوم شب و [یا] نصف [یا] یکسومِ آن را به [نماز] برمیخیزید؛ و الله شب و روز را اندازهگیری میکند. [او] میداند که شما نمیتوانید شمارشِ آن را [دقیق] محاسبه کنید؛ و شما را بخشید. پس اکنون هر چه از قرآن [برای شما] میسّر باشد، بخوانید. [الله] میداند که برخی از شما بیمار خواهند شد، و گروهی [دیگر] برای به دست آوردن فضل و نعمتِ الله، در زمین سفر میکنند، و گروهی [نیز] در راه الله جهاد میکنند؛ پس آنچه از آن میسر باشد بخوانید و نماز بر پا دارید و زکات دهید و به الله قرض نیکو دهید؛ و [بدانید که] آنچه از کارهای خیر پیشاپیش برای خود میفرستید، [آن را] نزد الله به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از الله آمرزش بخواهید، که همانا الله آمرزندۀ مهربان است.
ای جامهبرسرکشیده،
برخیز و بیم ده،
و پروردگارت را بزرگ شمار،
و جامهات را پاکیزه بدار،
و از پلیدی [عبادت معبودان باطل] دوری کن.
به این هدف بذل و بخشش مکن که افزونطلبی کنی؛
و برای [رضایت] پروردگارت شکیبا باش.
هنگامی که در «صور» دمیده شود.
آن روز، روزِ سخت [و دشواری] است.
بر کافران آسان نیست.
[ای پیامبر،] مرا با کسی که او را تنها [و بدون اموال و اولاد] آفریدهام واگذار؛
[همان کسی که] مال فراوانی برایش قرار دادم،
و فرزندانی که همیشه [در خدمت او و] با او هستند.
و همۀ وسایل [و امکانات] زندگی را در اختیارش قرار دادم.
باز [هم] طمع دارد که [بر آن] بیفزایم.
هرگز، [چنین نخواهد شد.] بیگمان، او نسبت به آیات ما دشمنی دارد،
و به زودی او را به مشقّت و سختی میاندازم؛
زیرا او [برای مبارزه با قرآن] اندیشید و محاسبه کرد.
پس مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟
باز [هم] مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟
سپس نظر افکند؛
آنگاه چهره در هم کشید و روی ترش کرد،
سپس [به حق] پشت نمود و تکبر ورزید؛
آنگاه گفت: «این [قرآن،] چیزی جز جادویی که [از جادوگران پیشین] نقل شده، نیست؛
و این [چیزی] جز گفتار بشر نیست».
به زودی او را به دوزخ درخواهم آورد.
و تو چه دانی که دوزخ چگونه است؟
[آتش سوزانی است که] نه [چیزی را] باقی میگذارد و نه [چیزی را] رها میکند.
پوست را [دگرگون کرده و] میسوزانَد.
بر آن [آتش،] نوزده [فرشته] گمارده شده است.
ما مأموران دوزخ را فقط از فرشتگان قرار دادیم، و شمار آنها را تنها برای آزمایش کافران معیّن کردهایم تا اهل کتاب یقین کنند و کسانی که ایمان آوردهاند بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، گرفتار شک و تردید نشوند؛ و تا کسانی که در دلهایشان مرض [نفاق] است و [نیز] کافران بگویند: «هدف الله از این مَثل [و توصیف] چیست؟» اینگونه، الله هر کس را بخواهد، گمراه میسازد و هر کس را بخواهد، هدایت میکند؛ و [شمارِ] لشکریان پروردگارت را [کسی] جز [خود] او تعالی نمیداند؛ و این جز پند و اندرزی برای انسانها نیست.
آری؛ سوگند به ماه [که هرگز اینچنین نیست که آنان تصور میکنند].
و [سوگند به] شب، هنگامی که پشت کند.
و به صبح، هنگامی که روشن شود.
که آن [آتش دوزخ،] یکی از [عذابهای] بزرگ [و هولناک] است.
برای انسان، بیمدهنده است.
برای کسی از شما که بخواهد [با انجام کارهای نیکو] پیش افتد، یا [با ارتکاب گناه] عقب بماند.
هر کس در گروِ اعمال خویش است؛
مگر اصحاب یمین [= مؤمنان]
که در باغهای [بهشت] هستند و میپرسند
از گناهکاران:
چه چیز شما را به دوزخ درآورد؟
[دوزخیان] میگویند: «ما از نمازگزاران نبودیم
و بینوا[یان] را اطعام نمیکردیم
و پیوسته همراه یاوهگویان [و اهل باطل] همصدا میشدیم.
و همواره روزِ جزا را تکذیب میکردیم،
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ