Melihat juzuk 3
Melihat juzuk 3
Al-Baqarah
.2
The Cow
این پیامبران [که نام برخی از آنان گذشت] برخی از آنان را [در دریافت وحی و تعداد پیروان] بر برخی دیگر برتری دادیم. از [میان] اینان کسی [مانند موسی] بود که الله با او سخن گفت و درجات برخی [دیگر] از آنان را بالا برد؛ و به عیسی - پسر مریمـ نشانههای روشنی [بر اثبات نبوتش] دادیم و او را توسط روح القُدُس [= جبرئیل] تأیید [و تقویت] کردیم؛ و اگر الله میخواست، کسانی که بعد از آنها آمدند پس از آن [همه] نشانههای روشنی که برایشان آمد، با یکدیگر نمیجنگیدند؛ ولی [با هم] اختلاف کردند و برخی از آنان ایمان آوردند و برخی کفر ورزیدند؛ و اگر الله میخواست، [هرگز] با هم نمیجنگیدند؛ ولی الله آنچه را میخواهد، انجام میدهد.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرارسد که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی و شفاعتی؛ و کافران [به سببِ کفرشان] همان ستمکارانند.
الله [معبودِ راستین است؛] هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست؛ زندۀ پاینده [و قائم به ذات] است؛ نه خوابی سبک او را فرا میگیرد و نه خوابی سنگین؛ [و لحظهای از تدبیر جهان هستی، غافل نمیماند]؛ آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ اوست. کیست که نزد او جز به فرمانش شفاعت کند؟ گذشته و آیندۀ آنان [= بندگان] را میداند و [آنان] به چیزی از علم او احاطه [و آگاهی] نمییابند، مگر آنچه خود [الله] بخواهد. کرسیِ او آسمانها و زمین را در بر گرفته است و نگهداشتنِ آنها بر او [سنگین و] دشوار نیست و او بلندمرتبه [و] بزرگ است.
در [پذیرش] دین، هیچ اجباری نیست؛ به راستی که راه راست [و هدایت] از راه انحراف [و گمراهی] روشن شده است؛ پس هر کس به طاغوت [= هر آنچه به جای الله عبادت میشود] کفر بورزد و به الله ایمان بیاورد، قطعاً به محكمترین دستاویز چنگ زده است كه هرگز نخواهد گسست؛ و الله شنواى داناست.
الله یاور [و کارسازِ] کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبَرد؛ و کسانی که کافر شدند، [کارساز و] یاورشان طاغوت است [که] آنان را از نور [ایمان و علم] به سوی تاریکیها[ی کفر و نادانی] بیرون میبَرد. آنان اهل آتش هستند [و] در آن جاودانند.
[ای پیامبر،] آیا [داستان] آن شخص [= نمرود] را ندانستهای که از [سرمستیِ] آنکه الله به او فرمانروایی بخشیده بود با ابراهیم دربارۀ پروردگارش مجادله میکرد؟ هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگار من ذاتی است که زنده میکند و میمیرانَد». [نمرود] گفت: «من [نیز] زنده میکنم و میمیرانم». ابراهیم گفت: «الله خورشید را از مشرق [بیرون] میآورَد؛ پس تو آن را از مغرب بیاور». [آنگاه] آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت شد [و از ارائه دلیل ناتوان ماند]؛ و الله ستمکاران را هدایت نمیکند.
یا همچون آن کس که از شهری [ویران و متروک] که سقفها و دیوارهایش فروریخته بود گذشت، [و با خود] گفت: «چگونه الله [اهالی] این [دیار] را پس از مرگشان زنده میکند؟» پس الله او را [به مدت] صد سال میراند سپس او را زنده کرد [و به او] فرمود: «چه مدت [در این حال] ماندهای؟» گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز [در این حال] ماندهام». فرمود: «چنین نیست؛ صد سال [در چنین حالی] ماندهای. به خوردنی و نوشیدنیات بنگر که [رنگ و طعم آن] با گذشت زمان دگرگون نشده است و به اُلاغِ خود بنگر [که چگونه متلاشی شده است. ما چنین کردیم تا به سؤالت پاسخ گوییم] و تو را برای مردم نشانهای [در مورد معاد] قرار دهیم. [اکنون] به استخوانهای آن [مرکب سواری خود] نگاه کن که چگونه آنها را برداشته و به هم پیوند میدهیم و سپس گوشت بر آن میپوشانیم». پس هنگامی که [قدرت الهی بر زنده کردن مردگان] برایش آشکار شد، گفت: «[به یقین]میدانم که الله بر هر کاری تواناست».
و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگارا، به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟» [الله] فرمود: «مگر ایمان نیاوردهای؟» گفت: «بله؛ ولی [میخواهم] قلبم آرام بگیرد». فرمود: «پس چهار پرنده بگیر [و آنها را ذبح] و ریزهریزه كن [و درهم بیامیز]، سپس بر هر كوهى پارهاى از آنها را بگذار [و] آنگاه آنها را [به سوی خود] فراخوان؛ [خواهی دید که زنده میشوند و] شتابان به سوی تو میآیند؛ و [ای ابراهیم،] بدان که الله شکستناپذیرِ حکیم است».
مَثَل [اجر و ثواب] کسانی که اموال خود را در راه الله انفاق میکنند، همانند دانهای است که هفت خوشه میرویانَد که در هر خوشه یکصد دانه است؛ و الله برای هر کس بخواهد [پاداش او را] چند برابر میکند و الله گشایشگرِ داناست.
کسانی که اموالشان را در راه الله میبخشند و در پیِ بخشش خود، منّت و آزار روا نمیدارند، پاداش آنان نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند.
سخنی پسندیده [در برخورد با نیازمندان] و گذشت [از اصرار و تندیِ آنان]، بهتر از صدقهای است که آزاری در پی دارد؛ و الله بینیازِ بردبار است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدقههای خود را با منت و آزار باطل نکنید همچون کسی که مال خود را برای نمایش دادن به مردم انفاق میکند و به الله و روز قیامت ایمان ندارد؛ پس مَثَل او همچون مَثل سنگ صافی است که بر روی آن [اندکی] خاک نشسته است؛ آنگاه بارانِ تندی بر آن میزند [و همۀ خاکها را از سنگ میشوید] و آن را صاف [و بدون خاک] رها میکند. آنان [= ریاکاران] از آنچه که انجام دادهاند، چیزی به دست نمیآورند؛ و الله گروه کافران را هدایت نمیکند.
و مَثَل کسانی که اموال خود را در طلب رضایت الله و به خاطر باوری که در دلهایشان [به پاداشِ الله] دارند انفاق میکنند، همچون باغی بر بالای تپهاى است كه باران فراوانی بر آن ببارد و حاصلی دو چندان دهد؛ و اگر باران فراوانی هم به آن نرسد، بارانی سبک [نیز برایش کافی است و زمین پاکش را پرثمر میسازد]؛ و الله از آنچه مىكنید آگاه است.
آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها جویبارها[ی گوارا] روان است و هر گونه میوه برایش به بار میآورَد و[لی] در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی [خردسال] و ناتوان دارد، ناگهان گردبادی آتشین در آن زنَد و [همۀ باغ] بسوزد؟ [حالِ کسانی که صدقههای خود را با منت و آزار و ریا باطل میکنند نیز چنین است]. الله بدین گونه آیات [خود] را برای شما روشن میسازد؛ باشد که بیندیشید.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از چیزهای پاکیزهای که به دست آوردهاید و از آنچه از زمین برای شما برآوردهایم، انفاق کنید؛ و به سراغ [مالِ] ناپاک نروید که از آن انفاق نمایید؛ در حالی که خودتان حاضر به پذیرفتنش نیستید، مگر با چشمپوشى [و بیمیلی] نسبت به آن؛ [پس چگونه چیزی را که برای خود نمیپسندید، برای الله روا میدارید؟] و بدانید كه الله بىنیاز [و در ذات و صفات و افعالش] ستوده است.
شیطان، شما را [به هنگام انفاق میترساند و] وعدۀ فقر [و تنگدستی] میدهد و شما را به زشتیها [= ارتکاب گناه] امر میکند؛ ولی الله از جانب خود به شما وعدۀ آمرزش و افزونی [نعمت] میدهد و الله گشایشگرِ داناست.
[الله] به هر کس بخواهد حکمت [= راستی در گفتار و کردار] میدهد و بیتردید، به هر کس حکمت داده شود، يقيناً خیرِ فراوانی [به او] عطا شده است؛ و جز خردمندان، کسی [از آیات الهی] پند نمیگیرد.
هر نفقهای [کم یا زیاد] انفاق کنید یا هر نذری که [با خود] عهد کنید، قطعاً الله آن را میداند. [هر کس از اجرای اوامر الهی جلوگیری کند، ستمکار است] و ستمکاران [در آخرت،] هیچ یاوری ندارند.
اگر صدقهها را آشکار کنید، چه نیکوست! و اگر آنها را پنهان دارید و به نیازمندان بدهید، برایتان بهتر است و [این گونه صدقۀ خالصانه و پنهانی، بخشی] از گناهانتان را میزداید؛ و [بدانید که در هر حال،] الله به آنچه میکنید آگاه است.
[ای پیامبر،] هدایتِ آنان بر عهدۀ تو نیست؛ بلکه الله هر کس را بخواهد هدایت میکند؛ و [ای مؤمنان،] آنچه از مال [خود] انفاق میکنید، به سودِ خودتان است و [به یاد داشته باشید که] جز برای رضایت الله انفاق نکنید؛ و آنچه از مال انفاق میکنید، [پاداش آن] به طور کامل و تمام به شما داده میشود و [هرگز] به شما ستم نخواهد شد.
[صدقات شما] برای افراد تنگدستی است که خود را وقف [جهاد] در راه الله کردهاند و نمیتوانند [برای تأمین هزینههای زندگی] در زمین سفر کنند. از شدت [نجابت و] خویشتنداری، افرادِ بیاطلاع [از حالشان]، آنان را بینیاز میپندارند. اینان را از نشانههایشان [که در لباس و وضعیت ظاهریشان آشکار است، به وضوح] میشناسی [و آنان هرگز] با اصرار [چیزی] از مردم نمیخواهند؛ و آنچه از مال انفاق میکنید، قطعاً الله از آن آگاه است.
کسانی که اموال خود را شب و روز، پنهان و آشکار انفاق میکنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند.
کسانی که ربا میخورند [روز قیامت از قبر] برنمیخیزند؛ مگر مانند برخاستن کسی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده است [و نمیتواند تعادل خود را حفظ کند]. این، به خاطر آن است که آنان [= رباخواران] گفتند: «داد و ستد نیز مانند رباست [و هر دو، مال را افزون میکند]»؛ در حالی که الله، داد و ستد را حلال و ربا را حرام نموده است. پس هر کس که از [جانب] پروردگارش پندی به او برسد و [از رباخواری] دست بردارد، آنچه گذشته و [سودهایی که قبل از نزولِ حکمِ ربا دریافت کرده است] از آنِ اوست و [در مورد آینده نیز] کارش به الله واگذار میشود؛ و[لی] کسانی که [به رباخواری] بازگردند، اهل آتش [دوزخ] هستند و در آن جاودانند [= مدت طولانی در آن خواهند بود].
الله ربا را نابود [و بیبرکت] میگردانَد و صدقات را [با افزودن بر ثوابش] افزایش و [برکت] میدهد؛ و الله هیچ کافرِ لجوج و گناهکاری را دوست ندارد.
کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند و نماز برپا داشتهاند و زکات پرداختهاند، پاداش آنان نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از الله پروا کنید و اگر مؤمن هستید، آنچه را که از [مطالبات] ربا باقی مانده است رها کنید.
اگر [چنین] نکردید، بدانید که الله و رسولش با شما پیکار خواهند کرد؛ و اگر توبه کردید، اصلِ سرمایههایتان از آنِ شماست؛ نه [با گرفتنِ سودِ سرمایهتان به کسی] ستم میکنید و نه [با چشمپوشی از آن سودِ حرام] بر شما ستم میرود.
و اگر [شخصِ بدهکار،] تنگدست بود، تا [هنگام] گشایش [و تواناییِ بازپرداخت، به او] مهلت دهید و [اگر توانایی پرداخت نداشت،] بخشیدن آن [بدهی] برایتان بهتر است، اگر [ثواب این کار را] بدانید.
و از [عذابِ] روزی بترسید که در آن به سوی الله بازگردانده میشوید؛ سپس به هر کس [پاداش] آنچه انجام داده است به طور کامل داده میشود و به آنان ستم نخواهد شد.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر به یکدیگر وامی [پرداختید یا معاملۀ نسیهای انجام] دادید که سررسیدِ معیّنی داشت، آن را بنویسید؛ و باید نویسندهای [قراردادِ این کار را] بر اساسِ عدالت بین شما بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتنش خودداری کند، همانگونه [و به شکرانۀ آن] که الله به او آموزش داده است؛ و کسی که وام بر عهدۀ اوست [= بدهکار] باید املا [و اقرار] کند و او [= نویسنده] بنویسد؛ و باید از الله، که پروردگارِ اوست، بترسد و از [مبلغ و مدتِ] آن [وام] چیزی نکاهد. اگر کسی که وام بر عهدۀ اوست سَفیه [=کمخرد]، یا [به سبب خردسالی یا بیماری یا پیری] ناتوان است، یا خود نمیتواند املا کند، باید قَیِّمِ او با [رعایت] عدالت املا کند و دو شاهد از مردانتان را [بر آن قرارداد] گواه بگیرید. اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن از میان گواهانی که [به عدالت آنان] رضایت دارید [گواه بگیرید] تا اگر یکی از آن دو [زن] فراموش کرد، دیگری به او یادآوری کند؛ و هنگامی که شاهدان [برای ادای شهادت] دعوت شدند، نباید [از آمدن] خودداری کنند. و از نوشتن [بدهی] تا سررسیدش [سستی نکنید و] دلگیر نشوید خواه [مبلغ آن] کم باشد خواه زیاد. این [کار،] در نزد الله به عدالت نزدیکتر و برای گواهیدادن، استوارتر است و برای آنکه [در مقدار و مدتِ وام] دچار تردید نشوید، [به احتیاط] نزدیکتر است؛ مگر اینکه داد و ستدی نقدی باشد که بین خود دست به دست میکنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید؛ و هنگامی که داد و ستد [نقدی] کردید، گواه بگیرید و [در این میان] نباید به نویسنده و گواه [هیچ] رنج و زیانی برسد؛ و اگر [چنین] کنید بیشک [بیانگر] نافرمانیِ شما خواهد بود؛ و [ای مؤمنان،] از الله پروا کنید [و معاملات را به همان شکلی که امر میکند انجام دهید]. الله [آنچه را که برای دنیا و آخرتتان سودمند است] به شما آموزش میدهد و الله به همه چیز داناست.
اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید [که سندِ وام را بنویسد، چیزی] گرو بگیرید و اگر یکی از شما دیگری را امین دانست [و چیزی گرو نگرفت و نوشته و گواه نیز نداشت]، آن که امین شمرده شده است، باید امانت [و بدهی] خود را بازپس دهد و باید از الله، که پروردگار اوست، پروا کند؛ و شهادت را کتمان نکنید و [بدانید که] هر کس آن را کتمان کند، بیشک، قلبش گناهکار است؛ و الله به آنچه میکنید، داناست.
آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ الله است. اگر آنچه را در دل خود دارید، آشکار کنید یا پنهانش نمایید، الله شما را بر [اساسِ] آن محاسبه میکند؛ آنگاه [بر اساس بخشش و رحمت خویش] هر کس را بخواهد میبخشد و [از روی عدالت و حکمتش نیز] هر کس را بخواهد عذاب میکند؛ و الله بر [انجام] هر کاری تواناست.
رسول [الله] به آنچه از [سوی] پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان [نیز] همگی به الله و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش ایمان آوردهاند؛ [و رسول و مؤمنان گفتند]: «میان هیچیک از پیامبرانش فرق نمیگذاریم [و به همه شان ایمان داریم]. و گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا، آمرزش تو را [خواهانیم] و بازگشت [تمام امور] به سوی توست».
الله هیچ کس را جز به اندازۀ توانش مکلّف نمیکند. آنچه [از خوبی] به دست آورده است به سودِ اوست و آنچه [بدی] کسب کرده است به زیان اوست. [پیامبران و مؤمنان گفتند:] «پروردگارا، اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را بازخواست نکن. پروردگارا، بارِ گران [و تکلیف سنگین] بر [دوش] ما مگذار؛ چنان که آن را [به مجازات گناه و سرکشی،] بر [دوش] کسانی که پیش از ما بودند [= یهوديان] نهادی. پروردگارا، آنچه که تاب تحملش را نداریم بر [دوش] ما مگذار و از ما درگذر و ما را بیامرز و به ما رحم کن. تو یار [و کارسازِ] مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان».
الم [= الف لام میم].
الله [معبودِ راستین است؛] هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست؛ زندۀ پاینده [و قائم به ذات] است.
این کتاب [= قرآن] را که تأییدکنندۀ کتابهای [آسمانی] پیشین است، به حق و راستی بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را
پیش از آن برای هدایت مردم نازل کرد؛ و [نیز] فرقان را [که جداکنندۀ حق از باطل است] نازل نمود. کسانی که به آیات الله کافر شدند، عذاب سختی [در پیش] دارند؛ و الله شکستناپذیر [و] انتقامگیرنده است.
بیتردید، هیچ چیز ـ [نه] در زمین و نه در آسمان ـ از الله پوشیده نمیمانَد.
اوست که شما را هر گونه که بخواهد در رحِمها شکل میدهد. هیچ معبودی [بهحق] جز آن ذاتِ شکستناپذیرِ حکیم نیست.
[ای پیامبر،] اوست که کتاب [= قرآن] را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که آنها اساسِ کتابند و [بخشی] دیگر متشابهات است [که تأویلپذیرند]؛ اما کسانی که در دلهایشان انحراف است، برای فتنهجویی [و گمراه کردن مردم] و به خاطرِ تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابهِ آن پیروی میکنند؛ حال آنکه تأویلش را [کسی] جز الله نمیداند؛ و راسخان در علم [= علمای دین] میگویند: «ما به همۀ آن [آیات ـ چه محکم و چه متشابهـ] ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست»؛ و جز خردمندان کسی پند نمیگیرد.
آنان میگویند: «پروردگارا، بعد از آنکه ما را هدایت فرمودی، دلهایمان را [از راه حق] منحرف مگردان و از سوی خود، رحمتی به ما ارزانی دار [که] بیتردید، تو بسیار بخشندهای.
پروردگارا، بیشک، تو مردم را برای روزی که در [آمدنِ] آن تردیدی نیست جمع خواهی کرد. قطعاً الله در وعدۀ [خود] خلاف نمیکند».
در حقیقت، کسانی که کفر ورزیدند، اموال و فرزندانشان چیزی از [عذاب] الله را از آنان دور نخواهد کرد و آنان خود هیزم آتش [دوزخ] هستند.
[شیوۀ این کافران] همچون شیوۀ خاندان فرعون و [روشِ] کسانی است که پیش از آنها بودند: آیات ما را تکذیب کردند؛ پس الله آنان را به [سزای] گناهانشان عذاب کرد؛ و الله [نسبت به کافران] سختکیفر است.
به کسانی که کفر ورزیدند بگو: «به زودی [از مؤمنان] شکست خواهید خورد و [سپس در قیامت] به سوی جهنم محشور میشوید؛ و چه بد جایگاهی است!».
قطعاً در [رویاروییِ] دو گروهی که [در بدر] با هم روبرو شدند، [عبرت و] نشانهای برای شما بود؛ یک گروه در راه الله میجنگید و [گروهی] دیگر کافر بودند. [مؤمنان] با چشم خود، آنان [=کافران] را دوبرابر خود [و کمتر از تعداد واقعیشان] میدیدند؛ و الله هر کس را بخواهد با یاری خود تأیید میکند. به راستی در این [ماجرا] برای اهل بینش، عبرتی است.
دلبستگی به خواستنیهای [مادی،] از [جمله] زنان و فرزندان و اموال هنگفت ـ از طلا و نقره و اسبهای نشاندار و دامها و کشتزار[ها]ـ برای مردم آراسته شده است. [امّا تمام] این[ها، لذتها و] کالای [زودگذرِ] زندگی دنیاست و [حال آنکه] سرانجام نیک، نزد الله است.
[ای پیامبر، به آنان] بگو: «آیا [میخواهید] شما را از چیزی آگاه کنم که از این [داراییها و لذتهای مادی] بهتر باشد؟» کسانی که تقوا پیشه کردهاند، نزد پروردگارشان باغهایی دارند که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است؛ جاودانه در آن خواهند بود و همسرانی پاکیزه [و بیعیب دارند] و [همچنین از] خشنودی الله [برخوردارند]؛ و الله به [احوالِ] بندگان بیناست.
[این بهشتیان] کسانی [هستند] که میگویند: «پروردگارا، به راستی که ما ایمان آوردهایم؛ پس گناهانمان را بیامرز و ما را از عذاب آتش نگه دار».
آنان [در برابر مشکلات و در راه اطاعت و ترک گناه] شکیبایی میورزند و [در گفتار و رفتارشان] راستگو هستند و [در برابر اوامرِ الهی] فرمانبردارند و [برای خشنودی باری تعالی] انفاق میکنند و در سحرگاهان آمرزش میطلبند.
الله، که [در جهان هستی] برپادارندۀ عدل است، گواهی داده است که معبودی [بهحق] جز او نیست و فرشتگان و علما [نیز بر یگانگی و عدالتِ الهی گواهی میدهند]. معبودی [بهحق] جز او نیست [که] شکستناپذیرِ حکیم است.
در حقیقت، دین [پسندیده] نزد الله همان اسلام است؛ و كسانى كه كتاب [آسمانى] به آنان داده شده است، با یكدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم برایشان [حاصل] آمد [و حجت بر آنان تمام شد]. آن [اختلاف و تفرقه] هم به خاطر سرکشی و حسدى [بود] كه میانشان وجود داشت؛ و هر کس به آیات الله کفر بورزد، [بداند که] الله در حسابرسی سریع است.
[ای پیامبر،] اگر [دربارۀ اسلام و توحید] با تو مجادله کردند، بگو: «من در برابر الله [و اوامر و احکامش] تسلیم شدهام و پیروانم [نیز چنین هستند]»؛ و به اهل کتاب [= یهود و نصاری] و مشرکان بگو: «آیا شما هم تسلیم شدهاید؟» اگر تسلیم شوند، قطعاً هدایت یافتهاند و اگر رویگردان شدند [و سرپیچی کردند، اندوه مدار؛ زیرا] تو وظیفهای جز رساندن [وحی] نداری؛ و الله به [احوال] بندگان بیناست.
به راستی، کسانی که به آیات الله کفر میورزند و پیامبران را به ناحق [و فقط از روی ستم و دشمنی] میکشند و [نیز] کسانی را که به عدالت امر میکنند، به قتل میرسانند، آنان را به عذابی دردناک بشارت ده!
آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است و [در آخرت] هیچ یاوری ندارند.
[ای پیامبر،] آیا داستان كسانى را كه بهرهاى از كتاب [تورات] یافتهاند ندانستهاى كه چون به [بازگشت به] سوى كتاب الله فراخوانده مىشوند تا میانشان حكم كند، گروهى از [علما و بزرگان] آنان [که حقیقت را خلاف میل و منفعت خود میبینند] به حال سرپیچی روى برمىتابند؟
این [رویگردانی از حق،] به سبب آن است که [به خیال خام خود] گفتند: «آتش [دوزخ] جز چند روزی به ما نخواهد رسید»؛ و این [افتراها] و دروغهایی که میبافتند آنان را در دینشان فریفته ساخت.
پس [حال پشیمانیشان] چگونه خواهد بود؟ [آری، در بدترین حال خواهد بود] آنگاه که آنان را برای روزی که [هیچ] تردیدی در [وقوع] آن نیست گرد آوریم و به هر کس [پاداش] آنچه که فراهم کرده است به تمام و کمال داده شود و به آنان ستم نخواهد شد.
[ای پیامبر،] بگو: «بار الها، ای فرمانروایِ هستی، هر کس را بخواهی حکومت میبخشی و از هر کس بخواهی حکومت را بازپس میگیری؛ و به هر کس بخواهی عزت [و قدرت] میدهی و هر کس را بخواهی خوار میداری. [پروردگارا،] خوبی به دست توست و بیگمان، تو بر هر چیزی توانایی.
شب را به روز در مىآورى و روز را به شب در مىآورى [و از طولِ یکی میکاهی و بر دیگری میافزایی] و [موجودِ] زنده را از [مادۀ] بیجان بیرون مىآورى [= رویشِ گیاه از دانه] و [مادۀ] بیجان را از [موجود] زنده خارج مىسازى [= بیرون آمدنِ تخم از پرندگان] و به هر کس بخواهی، بیشمار روزی میدهی».
مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان، دوست خود بگیرند؛ و هر کس چنین کند، هیچ پیوندی با الله ندارد [و الله از او بیزار است]؛ مگر آنکه [ضعیف باشید و ناچار شوید با نرمی در گفتار و رفتار،] خویشتن را از [آزارِ] آنان در امان دارید [و به خاطر حفظ جانتان احتیاط کنید]؛ و الله شما را از [نافرمانی] خویش برحذر میدارد؛ و بازگشت [همه] به سوی الله است.
[ای پیامبر، به مؤمنان] بگو: «اگر هر آنچه [از دوستی و محبتِ کافران که] در دلهایتان است، پنهان دارید یا آشکارش کنید، الله آن را میداند [و نیز] آنچه را که در آسمانها و زمین است میداند؛ و الله بر هر چیزی تواناست».
[روز قیامت،] روزی [است] که هر کس آنچه را از کار نیک [و بد] انجام داده است حاضر میبیند و آرزو میکند میان او و اعمال بدی که انجام داده است فاصلۀ زیادی باشد؛ و الله شما را از [نافرمانی و کیفر] خود بر حذر میدارد؛ و الله نسبت به بندگان [خود] دلسوز است.
[ای پیامبر،] بگو: «اگر الله را دوست دارید، از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد؛ و الله آمرزندۀ مهربان است»
[ای پیامبر،] بگو: «از الله و پیامبر [او] اطاعت کنید»؛ پس اگر پشت کردند [و سرپیچی نمودند]، قطعاً الله کافران را دوست ندارد.
به راستی که الله، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید.
فرزندانی که برخی از آنان، از [نسلِ] برخی دیگرند؛ [توحید، اعمال صالح، و اخلاق والا را از یکدیگر به میراث بردهاند]؛ و الله شنوای داناست.
[ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که همسر عمران گفت: «پروردگارا، من آنچه را در شکم دارم برای تو نذر کردم که آزاد [از همه چیز، در خدمت بیتالمقدس و عبادتکننده تو] باشد؛ پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی».
پس هنگامی که او را به دنیا آورد، گفت: «پروردگارا، من او را دختر زادهام ـ ولی الله به آنچه او به دنیا آورده بود، داناتر بود ـ و پسر همانند دختر نیست، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از [شرِ] شیطانِ راندهشده، در پناه تو قرار مىدهم».
آنگاه پروردگارش او [= مریم] را به نیکویی پذیرفت و [نهالِ وجودش را] به شیوۀ شایستهای پرورش داد و سرپرستیاش را به زکریا سپرد. هر گاه زکریا وارد عبادتگاه [او] میشد، نزدش غذایی مییافت [پس با شگفتی] میگفت: «ای مریم، این [غذا] از کجا برایت آمده است؟» [مریم] میگفت: «این [غذا] از جانب الله است. بیگمان، الله به هر کس بخواهد، بیشمار روزی میبخشد».
آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا، از جانب خویش فرزندى پاک و پسندیده به من عطا كن [که] بیتردید، تو شنوندۀ دعایی».
پس در حالی که او [= زکریا] ایستاده در عبادتگاه [خود] نماز میخواند، فرشتگان او را ندا دادند که: «الله تو را به [ولادتِ] یحیی بشارت میدهد [که] تصدیقکنندۀ کلمۀ الله [= عیسی] است و [در علم و عبادت، بر قوم خویش] سرور است و پارساست [= به شهوات توجهی ندارد] و پیامبری از شایستگان است».
[زکریا] گفت: «پروردگارا، چگونه فرزندی خواهم داشت، حال آنکه پیری به سراغم آمده و همسرم [نیز] نازاست؟» [الله] فرمود: «[امر آفرینش] چنین است [که] الله هر چه بخواهد، انجام مىدهد».
[زکریا] گفت: «پروردگارا، برایم نشانهای قرار بده»؛ [الله] فرمود: «نشانهات این است که سه [شبانه] روز، [بدون اینکه بیمار باشی] جز با اشاره، قادر به سخن گفتن با مردم نیستی [پس صبور باش] و پروردگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و صبحگاهان [او را] تسبیح گوی».
و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم، الله تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را [در عصرِ خودت،] بر زنان جهان برتری داده است.
ای مریم، [همواره] عبادتگرِ پروردگار خویش باش و [برای او] سجده بگزار و همراه رکوعکنندگان رکوع کن».
[ای پیامبر،] این [خبر،] از خبرهای غیبی است که به تو وحی میکنیم. و تو هنگامی که [علمای مذهبی یهود] قلمهایشان را [برای قرعهکشی به آب] میافکندند تا [تعیین کنند] کدامیک سرپرستی مریم را به عهده گیرد، نزدشان نبودی؛ و [نیز] وقتی که [بر سر این موضوع] با یکدیگر کشمکش میکردند، کنارشان حضور نداشتی.
و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم، الله تو را به کلمهای از جانب خویش بشارت میدهد که نامش مسیح ـ عیسی پسر مریم ـ است؛ در حالی که [او] در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان [درگاه الهی] است.
او در گهواره [به اعجاز،] و در میانسالی [به وحی الهی] با مردم سخن میگوید و از شایستگان است».
[مریم] گفت: «پروردگارا، چگونه فرزندی خواهم داشت در حالی که [هیچ] بشری به من دست نزده است؟» [فرشته] گفت: «الله بدینسان هر چه را بخواهد میآفریند [و] هر گاه چیزی را اراده کند، فقط به آن میگوید: "باش" آنگاه آن [چیز بیدرنگ] موجود میشود».
و [نیز بشارت داد كه الله] به او نوشتن و حکمت و تورات و انجیل میآموزد.
و پیامبری به سوی بنیاسرائیل است که [به آنان میگوید:] «من از سوی پروردگارتان برای شما نشانهای آوردهام: من از گِل برایتان [چیزی] به شکل پرنده میسازم؛ آنگاه در آن میدَمم و به فرمان الله [آن گِلِ بیجان، تبدیل به] پرندهای میشود؛ و [همچنین] به فرمان الله، کورِ مادرزاد و مبتلایان به پیسی را بهبودی میبخشم و مردگان را زنده میکنم و از آنچه میخورید و در خانههایتان ذخیره میکنید به شما خبر میدهم. مسلماً اگر ایمان داشته باشید، در این [معجزات] نشانهای برای شماست [که نبوّتم را باور کنید].
و [مىگوید: «آمدهام تا] تصدیقكنندۀ تورات باشم كه پیش از من [نازل شده] است؛ و [فرستاده شدهام] تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده بود، حلال کنم؛ و نشانهای از طرف پروردگارتان برای شما آوردهام؛ پس از الله پروا نمایید و مرا اطاعت کنید.
به راستی که الله، پروردگار من و پروردگار شماست؛ پس او را عبادت کنید [که] راه راست این است».
سپس چون عیسی به کفر آنان پی برد گفت: «چه کسانی یاوران من [در راه دعوت] به سوی الله هستند؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دینِ] الله هستیم؛ به الله ایمان آوردهایم و [تو نیز ای عیسی،] گواه باش که ما تسلیم [او] هستیم.
پروردگارا، به آنچه نازل کردهای ایمان آوردیم و از فرستادۀ [تو] پیروی نمودیم؛ پس ما را در زمرۀ گواهان [به حق و مؤمنان به پیامبرت] بنویس».
[پس از مدتی کافران بنیاسرائیل برای کشتن عیسی] مکر ورزیدند و الله [نیز در پاسخشان] تدبیر نمود و الله بهترینِ تدبیرکنندگان است.
[یاد کن از] هنگامی که الله [به عیسی] فرمود: «ای عیسی، من تو را [از زمین] برمیگیرم و به سوی خویش بالا میبرم و تو را از [آلایش و تهمتِ] کسانی که کفر ورزیدند، پاک میگردانم و تا روز رستاخیز، کسانی را که از تو پیروی کردند [و به محمد ایمان آوردند]، برتر از کسانی قرار میدهم که کفر ورزیدند. سپس بازگشتتان به سوی من است؛ آنگاه در [مورد] آنچه در آن اختلاف میکردید، میانتان داوری میکنم.
اما کسانی را که کفر ورزیدند، در دنیا و آخرت به عذابی سخت مجازات میکنم و یاورانی نخواهند داشت.
و اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، [الله] پاداششان را به طور کامل به آنان خواهد داد؛ و الله ستمکاران را دوست ندارد.
[ای پیامبر،] اینها که [از ماجرای عیسی] بر تو میخوانیم، از نشانهها[ی روشن] است [که بر راستگوییِ تو] و [درستیِ این] اندرز حکمتآمیز [= قرآن] دلالت دارد.
در حقیقت، مَثَل عیسی نزد الله، همچون مَثل [خلقتِ] آدم است [که] او را از خاک آفرید سپس به او فرمود: «باش»؛ پس [بیدرنگ] موجود شد.
[آنچه دربارۀ عیسی بیان کردیم،] حقیقتی از جانب پروردگار توست؛ پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.
پس [ای پیامبر،] هر کس [از نصرانیهای نَجْران] پس از آن دانشى كه دربارۀ او [= عیسی] برایت [حاصل] آمده است با تو بحث و جدل كند، [به آنها] بگو: «بیایید [همگی را] فرابخوانیم: پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و خود ما و شما [نیز حاضر شویم]؛ سپس به [درگاه الهی تضرّع و] دعا كنیم و لعنتِ الله را بر دروغگویان قرار دهیم».
این همان داستان حقیقی [مسیح] است، و هیچ معبودی [بهحق] جز الله نیست و بیگمان، الله ذات شکستناپذیر [و] حکیم است.
پس اگر [از سخن حق] روی گردانند، [بدان که] الله از [حال] مفسدان آگاه است.
[ای پیامبر،] بگو: «ای اهل کتاب، به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما عادلانه است [و انحرافی از حق در آن نیست:] که جز الله را عبادت نکنیم و چیزی را [در قدرت و تدبیر] با او شریک نسازیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای الله، معبود نگیرند». اگر آنان [از این دعوت] روی گرداندند، پس [ای مؤمنان، به آنان] بگویید: «گواه باشید كه ما تسلیم [اوامر الهی] هستیم».
ای اهل کتاب، چرا دربارۀ ابراهیم مجادله میکنید؛ در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شده است؟ آیا نمیاندیشید؟
هان! شما [اهل کتاب] کسانی هستید که دربارۀ آنچه نسبت به آن آگاهی و علم داشتید، بحث و ستیز میکردید؛ پس چرا [اینک] در مورد چیزی که به آن علم ندارید [و در کتابهایتان نیامده است] بحث و ستیز میکنید؟ در حالی که الله [حقایق امور را] میداند و شما نمیدانید.
ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه حقگرایی مسلمان بود و هرگز از زمرۀ مشرکان نبود.
به راستی، سزاوارترین مردم به ابراهیم همان کسانی هستند که از او پیروی کردهاند؛ و [از جمله] این پیامبر [شما محمد] و کسانی که [مسلمانند و به او] ایمان آوردهاند؛ و الله [یار و] کارسازِ مؤمنان است.
[ای مؤمنان،] گروهی از اهل کتاب آرزو میکردند کاش شما را گمراه میکردند؛ در حالی که جز خودشان [کسی] را گمراه نمیکنند و[لی] نمیفهمند.
ای اهل کتاب، چرا به آیات الله کافر میشوید، در حالی که خود [به درستیِ آن] گواهی میدهید؟
ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل میآمیزید و حقیقت [= پیامبریِ محمد] را پنهان میکنید در حالی که خود میدانید؟
گروهی از [علمای] اهل کتاب [به یکدیگر] گفتند: «در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده است ایمان بیاورید و در پایان [روز] کافر شوید؛ شاید آنان [نیز تردید کنند و از اسلام] برگردند.
و [اینکه] ایمان نیاورید مگر به کسی که از دین شما پیروی میکند». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «در حقیقت، هدایت [راستین]، هدایتِ الله است. [دوباره گفتند: «هرگز چیزی به مسلمانان نیاموزید و اجازه ندهید] به کسی نظیر آنچه به شما داده شده است، داده شود یا [دلیلی در اختیارشان نگذارید که بتوانند] در پیشگاه پروردگارتان با شما بحث کنند». [ای پیامبر،] بگو: «بیتردید، فضل [و برتری] به دست الله است؛ آن را به هر کس بخواهد میبخشد؛ و الله گشایشگرِ داناست.
رحمت خویش را به هر کس بخواهد اختصاص میدهد؛ و الله دارای بخشش بزرگ [و بیاندازه] است».
از اهل کتاب کسی هست که اگر مال فراوانی به او امانت دهی، آن را به تو بازمیگرداند؛ و از [میان] آنان کسی هست که اگر او را بر دیناری امین بشماری، آن را به تو بازنمیگردانَد؛ مگر آنکه پیوسته بر [دریافتِ] آن ایستادگى كنى. این به سبب آن است که آنان میگویند: «در مورد [خوردن اموالِ] امّیها [= غیر یهود]، گناهی بر ما نیست»؛ و [بدین گونه، آنان] در حالی که [حقیقت را] میدانند، بر الله دروغ میبندند.
آری، [این کار، گناه است؛ اما] هر کس به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری نماید، [بداند که] بیتردید، الله پرهیزگاران را دوست دارد.
کسانی که پیمان الله [دربارۀ اجرای احکام] و سوگندهای خود [دربارۀ پیروی از محمد] را به بهای ناچیزی میفروشند، یقیناً بهرهای در آخرت نخواهند داشت و الله روز قیامت با آنان سخن نمیگوید و به آنان نمینگرد و آنها را [از گناه] پاک نمیسازد و عذاب دردناکی [در پیش] دارند.
و گروهی از آنان [= یهود] هستند که زبان خود را به [هنگام تلاوت] کتاب [تورات] چنان میگردانند [و آن را تحریف میکنند] که گمان کنید [آنچه میخوانند واقعاً] از [مطالبِ آن] کتاب [آسمانی] است، در حالی که از آن کتاب نیست؛ و [باز به دروغ] میگویند: «آن [جملات] از جانب الله است»؛ در صورتی که از جانب الله نیست و بر الله دروغ میبندند، در حالی که خود [نیز حقیقت را] میدانند.
برای هیچ بشری سزاوار نیست که الله به او کتاب و حُکم [= دانش و فهم] و پیامبری دهد، سپس او به مردم بگوید: «به جای الله، بندگان من باشید». بلکه [سزاوار است که پیامبران به مردم بگویند:] «به خاطر آنکه کتاب [تورات] را آموزش میدادید و از آنجا که [عقاید و احکام آن را] فرا میگرفتید، [فقیهان و دانشمندان] الهی باشید».
و نه اینکه به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را [به جای الله،] صاحباختیار [معبود] بگیرید. آیا [این شخص] شما را پس از آنکه مسلمان شدید، به کفر فرمان میدهد؟
و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامى كه الله از پیامبران پیمان گرفت [و فرمود:] «هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم و آنگاه فرستادهاى [= محمد] به سویتان آمد كه آنچه را با شماست تصدیق كرد، باید به او ایمان آورید و یاریاش کنید». [آنگاه] فرمود: «آیا اقرار کردید و پیمان محکم مرا در این باره پذیرفتید؟» [آنان] گفتند: «اقرار کردیم». [الله] فرمود: «پس [بر خود و امتهایتان] گواه باشید و من [نیز] با شما از گواهانم».
پس هر کس بعد از این [پیمان، از عهد خویش] روی بگردانَد، آنانند که فاسقند».
آیا [کافران، آیینی] جز دین الله را میجویند؟ حال آنکه هر کس [و هر چه] در آسمانها و زمین است ـ خواه ناخواه ـ سر به فرمان او نهاده است و [همگی] به سوی او بازگردانده میشوند.
[ای پیامبر،] بگو: «به الله و آنچه بر ما نازل شده است ایمان آوردیم و [همچنین به] آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و [پیامبرانی که از] نوادگان [یعقوب بودند] نازل گردیده است و آنچه به موسی و عیسی و [دیگر] پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده است؛ میان هیچیک از آنان فرقی نمیگذاریم و تسلیمِ او هستیم».
هر کس دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است.
چگونه الله قومی را هدایت میکند که بعد از ایمانشان و [پس از آنکه] گواهی دادند به اینکه پیامبر [اسلام] بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، کافر شدند؟ و قطعاً الله قوم ستمکار را هدایت نمیکند.
جَزایشان این است که لعنتِ الله و فرشتگان و مردم، همگی بر آنهاست.
در آن [لعنت،] جاودانه میمانند؛ نه عذاب از اینان کاسته میشود و نه مهلت [عذر و توبه] مییابند.
مگر کسانی که پس از آن توبه کردند و [با درستکاری، رفتارشان را] اصلاح نمودند؛ که بیگمان، الله آمرزندۀ مهربان است.
به راستی، کسانی که پس از ایمان خود کافر شدند و بر کفر [خویش] افزودند، هرگز توبۀ آنان پذیرفته نخواهد شد و آنان قطعاً گمراهند.
کسانی که کفر ورزیدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر زمین پر از طلا باشد و [بتوانند] آن را به عنوان فدیه [و کفّارۀ اعمال بدِ خویش] بپردازند، هرگز از هیچیک از آنها پذیرفته نخواهد شد و مجازاتی دردناک [در پیش] دارند و یاورانی نخواهند داشت.
[ای مؤمنان،] هرگز به [منزلت و ثواب] نیکوکاری دست نمییابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و بیتردید، الله به آنچه انفاق میکنید داناست.
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ