Melihat juzuk 9
Melihat juzuk 9
Al-A'raf
.7
The Heights
اشراف [و بزرگان] قومش كه تكبر مىورزیدند گفتند: «ای شعیب، قطعاً تو و کسانی را که همراهت ایمان آوردهاند از شهرمان بیرون میکنیم؛ [پس یا بروید] یا به آیین ما بازگردید». [شعیب] گفت: «آیا [بازگردیم حتی] اگر از آن کراهت داشته [و بیزار] باشیم؟
اگر به آیین شما برگردیم پس از آنكه الله ما را از آن نجات بخشید، در حقیقت، به الله دروغ بستهایم؛ و سزاوار ما نیست كه به آن بازگردیم، مگر آنكه الله ـ پروردگار ما ـ بخواهد. علم پروردگارمان همه چیز را فراگرفته است؛ بر الله توكل كردهایم. پروردگارا، میان ما و قوممان به حق داورى كن و تو بهترین داورى».
و اشراف [و بزرگان] قومش که کافر بودند گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، قطعاً زیانکار خواهید بود».
آنگاه زلزلۀ [شدیدی] آنان را فراگرفت؛ و در خانههای خود به رویْ درافتادند [و هلاک شدند].
کسانی که شعیب را دروغگو انگاشتند [چنان از بین رفتند که] گویی هرگز در آن [دیار] نبودهاند؛ و آنان که شعیب را دروغگو انگاشتند، خود زیانکار بودند.
پس [شعیب] از آنان روى برگرداند و گفت: «اى قوم من، بیتردید، پیامهای پروردگارم را به شما رساندم و پندتان دادم. پس چگونه برای گروهى كافر [لجوج] اندوهگین باشم؟»
و ما در هیچ شهر [و دیاری] پیامبری نفرستادیم، مگر اینکه ساکنانش را به رنجها و سختیها گرفتار ساختیم؛ باشد که [به درگاه الهی، فروتنی و] تضرع کنند.
سپس به جای ناخوشی [و بدی،] نیکی [و خوشی] آوردیم تا افزون شدند و گفتند: «بیتردید، به پدران ما [نیز به حكم طبیعت،] سختی و راحتی مىرسید». پس در حالى كه بیخبر بودند، ناگهان آنان را [به عذاب سخت] گرفتیم.
و اگر اهل آن شهرها ایمان میآوردند و پروا میکردند، [درهای] برکات آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم؛ ولی [آیات و پیامهای ما را] تکذیب کردند؛ پس به [كیفرِ] آنچه میکردند، آنان را [به عذاب] فروگرفتیم.
آیا ساکنان [این] شهرها در امانند از اینکه عذاب ما [ناگهان] شبهنگام که خفتهاند به سراغشان بیاید؟
و آیا ساکنان [این] شهرها در امانند از اینکه عذاب ما نیمروز که به بازی [و امور بیهوده] سرگرمند، به سراغشان بیاید؟
آیا خود را از مكر [و تدبیر] الله ایمن دانستهاند؟ [حال آنكه] جز مردمِ زیانكار، [كسى] خود را از مكرِ الله در امان نمىداند.
مگر براى كسانى كه زمین را پس از ساكنان [پیشین] آن به ارث مىبرند، روشن نشده است كه اگر میخواستیم، آنان را به [كیفر] گناهانشان نابود میکردیم و بر دلهایشان مُهر مىنهادیم تا دیگر [ندای حق را] نشنوند؟
[ای پیامبر،] اینها شهرهایی است كه برخى از خبرهایشان را بر تو حكایت مىكنیم. بیتردید، پیامبران آنها دلایل روشن را برایشان آوردند؛ ولی آنان نمیخواستند به چیزی که پیشتر دروغ شمرده بودند ایمان بیاورند. الله بر دلهای کافران، این گونه مُهر [غفلت] مینهد.
و در بیشتر آنان وفای به عهد نیافتیم و اکثرشان را جداً نافرمان یافتیم.
سپس بعد از آنها موسی را با آیات خویش به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم؛ ولى آنها به آن [آیات] كفر ورزیدند؛ پس بنگر که سرانجامِ تبهکاران چگونه بوده است.
و موسی گفت: «ای فرعون، من فرستادهای از [سوی] پروردگار جهانیانم.
سزاوار است كه در مورد الله جز [به راستى و] حق سخن نگویم. بیتردید، من دلیل [و معجزهای روشن] از پروردگارتان برای شما آوردهام؛ پس بنیاسرائیل را همراه من بفرست».
[فرعون] گفت: «اگر معجزهای آوردهای [و] اگر راست میگویى، آن را بیاور».
پس [موسی] عصایش را انداخت و ناگهان [تبدیل به] اژدهایی آشکار [و بزرگ تبدیل] شد.
و دستش را [از گریبان] بیرون آورد و ناگهان براى تماشاگران سپید [و درخشان] مینمود.
اشراف [و بزرگان] قوم فرعون گفتند: «حقا که این [مرد] جادوگری داناست».
[فرعون گفت:] «او میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ پس نظرتان چیست؟»
آنان گفتند: «کارِ او و برادرش را به تأخیر بینداز و مأمورانِ جمعآوری را به [همۀ] شهرها بفرست؛
تا همۀ جادوگران دانا [و ماهر] را نزدت بیاورند».
و [سرانجام،] جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: «آیا اگر ما پیروز شدیم، [نزد تو] پاداشی خواهیم داشت؟»
[فرعون] گفت: «آری، قطعاً شما از مقرّبان [درگاهم] خواهید بود».
[در روز موعود، جادوگران مغرورانه] گفتند: «ای موسی، یا تو نخست [عصایت را] بیفکن یا ما [ابزار خود را] میافکنیم».
[موسی] گفت: «شما بیفکنید». هنگامی که [ابزارشان را] افکندند، چشمان مردم را افسون کردند و آنان را سخت ترساندند و جادویی بزرگ [پدید] آوردند.
و [ما] به موسی وحی کردیم که: «عصایت را بینداز». ناگهان آن [عصا، به مار بزرگی تبدیل شد و] آنچه را به دروغ ساخته بودند، فرو بلعید.
پس حقیقت آشكار گردید و آنچه مىكردند باطل شد.
و [فرعون و فرعونیان همگی در] آنجا شکست خوردند و خوار گردیدند،
و جادوگران به سجده افتادند.
گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛
پروردگار موسی و هارون».
فرعون گفت: «پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعاً این نیرنگى است كه در شهر به راه انداختهاید تا ساکنانش را از آن بیرون كنید. پس به زودى [نتیجۀ کارتان را] خواهید دانست.
یقیناً دست و پایتان را بر خلافِ یكدیگر [از چپ و راست] قطع مىكنم و همگی شما را به دار مىآویزم».
آنان گفتند: «بیتردید، ما [پس از مرگ] به سوی پروردگارمان بازمیگردیم
و [ای فرعون،] تو از ما ایراد نمىگیری جز به این سبب كه به معجزات پروردگارمان ـ آنگاه که به ما رسید ـ ایمان آوردیم. پروردگارا، بر ما شکیبایی [و استقامت] ببار و ما را در حالی بمیران که تسلیم [فرمان تو] هستیم».
و بزرگان قوم فرعون [به او] گفتند: «آیا موسی و قومش را رها میکنی تا در این سرزمین فساد کنند و تو و معبودانت را رها كنند؟». [فرعون] گفت: «[هرگز؛ بلکه] پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را [برای کنیزی] زنده خواهیم گذاشت؛ و ما بر آنان چیرهایم».
موسی به قومش گفت: «از الله یاری بجویید و شکیبایی [و استقامت] پیشه کنید. بیتردید، زمین از آنِ الله است [و] آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد، به میراث میدهد؛ و سرانجام نیک، از آنِ پرهیزگاران است».
[بنیاسرائیل] گفتند: «پیش از آنکه نزد ما بیایی و [حتی] پس از آنکه نزد ما آمدی، [از ستمهای فرعون] آزار و اذیت دیدهایم». [موسی] گفت: «امید است که پروردگار شما دشمنتان را هلاک کند و شما را در زمین جانشین [آنان] سازد؛ آنگاه بنگرد که چگونه رفتار میکنید».
و بیتردید، ما فرعونیان را به خشكسالى و كمبود محصولات دچار كردیم؛ باشد كه پند گیرند [و توبه کنند].
اما وقتی نیکی [و فراوانیِ نعمت] به آنان میرسید، میگفتند: «این به سبب [شایستگىِ] خود ماست» و اگر بدی [و خشکسالی] به آنان میرسید، به موسی و کسانی که همراهش بودند، شگونِ بد میزدند. آگاه باشید! سرنوشتِ شوم آنان، تنها نزد الله [و به قضا و قدر او] است؛ اما بیشتر آنان نمیدانند.
و [پیروان فرعون به او] گفتند: «هر [معجزه و] نشانهای برایمان بیاوری تا ما را با آن جادو کنی، [هرگز] به تو ایمان نمیآوریم».
پس [بلاهایی همچون] طوفان و ملخ و شته و قورباغهها و [رودِ پر] خون بر آنان فرستادیم [که] نشانههایی جدا [از هم و پیاپی] بودند؛ اما [باز هم] گردنکشی کردند و گروهی گناهکار بودند.
و هنگامی که عذاب بر آنان واقع شد، گفتند: «ای موسی، از پروردگارت برای ما بخواه، بنا به پیمانی که با تو دارد [تا این عذاب و بلا را از ما دور کند]. اگر این عذاب را از ما برداری، قطعاً به تو ایمان میآوریم و بنىاسرائیل را همراه تو روانه میکنیم».
اما چون عذاب را تا مدت معینی که [پیش از هلاکت] فرصت داشتند از آنان دور کردیم، باز هم پیمانشکنی کردند.
پس از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم؛ زیرا آیات [و معجزات] ما را دروغ میانگاشتند و از آن غافل بودند.
و به آن گروهى كه همواره مورد ستم واقع مىشدند، [بخشهای] شرقی و غربیِ سرزمین [شام] را ـ كه به آن بركت بخشیده بودیم ـ به میراث عطا كردیم و به پاداش آنكه شکیبایی كردند، وعدۀ نیكوى پروردگارت به بنیاسرائیل [= یاریِ ستمدیدگان] تحقق یافت و آنچه را كه فرعون و قومش میساختند و برمیافراشتند [یکسره] ویران كردیم.
و بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم و [در راه] به قومى رسیدند كه برای [عبادت] بُتهایشان گرد آمده بودند؛[در این هنگام بنیاسرائیل] گفتند: «اى موسى، همان گونه كه آنان معبودانی دارند، براى ما [نیز] معبودی تعیین کن». [موسی] گفت: «بیتردید، شما گروهی هستید که جهالت [و نادانى] مىكنید [و عظمتِ الله را نمیدانید].
یقیناً آیین [مشرکانۀ] اینها نابودشدنى است و آنچه میکنند [نیز] باطل است».
[سپس] گفت: «آیا به جز الله معبودی [دیگر] برایتان بجویم در حالی که او شما را بر جهانیان [همعصرتان] برتری داده است؟»
و [به یاد آورید] زمانی که شما را از [آسیبِ] فرعونیان نجات دادیم [که] بدترین [و خفتبارترین] عذاب را بر سرتان میآوردند: پسرانتان را میکشتند و زنانتان را [برای کنیزی] زنده نگه میداشتند؛ و در این [عذاب و نجات،] آزمایشی بزرگ از جانب پروردگارتان برای شما بود.
و با موسی سی شب [برای مناجات] وعده نهادیم و آن را با ده شب [دیگر] کامل کردیم؛ به این ترتیب وعدۀ پروردگارش [با او] در چهل شب تمام شد. و موسی [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش و [امورشان را] اصلاح کن و از راهِ مفسدان پیروی نکن».
و هنگامی که موسی به وعدهگاهِ ما آمد و پروردگارش [بیواسطه] با او سخن گفت. [موسی] عرض کرد: «پروردگارا، خود را به من نشان بده تا به تو بنگرم». [الله] فرمود: «[در دنیا] هرگز مرا نخواهی دید؛ ولی به این کوه بنگر؛ اگر در جای خود برقرار باقی ماند، تو [نیز] مرا خواهی دید». پس چون پروردگارش بر [آن] کوه تجلی کرد، آن را متلاشی [و پراکنده] ساخت و موسی مدهوش افتاد و چون به هوش آمد، عرض کرد: «[بار الها،] تو پاک و منزّهی. به درگاهت توبه كردم و بیتردید، من [میان قومِ خود] نخستین مؤمن هستم».
[الله] فرمود: «ای موسی، [بدان که] من تو را به پیامها و کلام [بیواسطۀ] خویش، بر مردمان برگزیدم. آنچه به تو میبخشم بگیر و سپاسگزار باش».
و در الواح [تورات] براى او در هر موردى پندى [آوردیم] و براى هر امری شرحی نگاشتیم [و به موسی فرمودیم:] «آن را با جدیّت بگیر و به قومت دستور بده که نیکوترین آنها را فراگیرند [و به آن عمل کنند]؛ و به زودی [جایگاه و] سرای نافرمانان را به شما نشان خواهم داد».
به زودی کسانی را که به ناحق در زمین [برتریجویی و] تکبر میکنند، از [فهمِ] آیات خویش باز خواهم داشت [چنان كه] اگر هر نشانهاى [از قدرتم] را بنگرند، به آن ایمان نیاورند و اگر راهِ حق را ببینند، آن را در پیش نگیرند و اگر راهِ گمراهی را ببینند آن را برگزینند. این [مجازات،] برای آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند.
و کسانی که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، کارهایشان تباه گشته است. آیا جز [در برابر] آنچه مىكردند مجازات میشوند؟
و قوم موسی پس از [رفتنِ] او [به کوه طور،] از زیورهایشان مجسمۀ گوسالهای را ساختند [و عبادت کردند] که صدایی [همچون صدای گوساله] داشت. آیا نمیدیدند که [آن پیکرِ بیجان] با آنان سخن نمیگوید و آنان را به راهی هدایت نمیکند؟ آن را [معبود] گرفتند و [به خاطر این شرک، نسبت به خویش] ستمكار بودند.
و چون [از کردۀ خویش] پشیمان شدند و دیدند که به راستی گمراه شدهاند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، مسلّماً زیانکار خواهیم بود».
و چون موسی به سوی قومش بازگشت [و آنان را بر شرک و گمراهی یافت،] با خشم و اندوه گفت: «پس از من، چه بد جانشینی کردید! آیا از حکم پروردگارتان پیشی گرفتید؟» و [آنگاه] الواح را انداخت و [ریش و موی] سرِ برادر خود را گرفت و به سوی خود کشید. [هارون] گفت: «ای پسرِ مادرم، به راستی این قوم، مرا ناتوان پنداشتند [و تحقیر کردند] و نزدیک بود مرا بکشند؛ پس دشمنان را با [سرزنش] من شادمان نکن و مرا در زمرۀ گروه ستمکار [و نافرمان] قرار نده».
[موسی] گفت: «پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه] رحمت خویش درآور؛ و تو مهربانترین مهربانانی».
بیتردید، کسانی که گوساله را [معبود] گرفتند، به زودی خشمی از پروردگارشان و ذلّتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و ما دروغپردازان را اینچنین کیفر میدهیم.
و کسانی که مرتکب کارهای ناشایست [= کفر و گناه] شدند، سپس بعد از آن توبه نمودند و ایمان آوردند، بیگمان، پروردگارت از آن پس، آمرزندۀ مهربان است.
و چون خشم موسی فرونشست، الواح [تورات] را برگرفت و در نوشتههایش برای کسانی که از پروردگارشان میترسند، هدایت و رحمتی [بزرگ] بود.
و موسی از قومش، هفتاد مرد را برای وعدهگاهِ ما [در طور سینا] برگزید [تا به خاطر شرک و گناه قومشان به درگاه الهی توبه کنند]. هنگامی که [به دلیل نافرمانی و درخواستِ رؤیت الله،] زلزله [شدید] آنان را فراگرفت [و همگی مردند، موسی] گفت: «پروردگارا، اگر میخواستی، آنان و مرا پیش از این هلاک میکردی. آیا ما را به خاطر آنچه افراد بیخبر ما کردهاند هلاک میکنی؟ این [عذاب، چیزی] نیست، مگر آزمایش تو؛ به [وسیلۀ] آن هر کس را بخواهی، گمراه میسازی و هر کس را بخواهی، هدایت میکنی. تو [دوست و] کارسازِ مایی؛ پس ما را بیامرز و بر ما رحم آور؛ و تو بهترین آمرزندهای.
و در این دنیا و در سرای آخرت، نیکی برایمان مقرر فرما [که] بیتردید، ما به سوی تو بازگشتیم». [الله] فرمود: «عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و رحمتم همه چیز را فراگرفته است؛ پس آن را برای کسانی مقرر خواهم داشت که پروا پیشه میکنند و زکات میدهند و [همچنین برای] کسانی که به آیات ما ایمان میآورند.
همان کسانی که از فرستاده و پیامبرِ درسناخوانده [= اُمّی] پیروی میکنند؛ [همان] که نام [و نشانههای] او را نزد خود در تورات و انجیل نوشتهشده مییابند؛ [همو] که آنان را به نیکیها فرمان میدهد و از زشتیها [و کارهای ناپسند] باز میدارد و پاکیزهها را برایشان حلال میگردانَد و پلیدیها را بر آنان حرام میکند و اعمال مشقتبار و قید و بندهایی را که بدان مکلف شده بودند از [عهدۀ] آنان برمىدارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و گرامیاش داشتند و یاریاش کردند و از نوری که با او نازل شده است پیروی نمودند، آنانند که رستگارند».
بگو: «ای مردم، من فرستادۀ الله به سوی همۀ شما هستم؛ همان [پروردگاری] که فرمانرواییِ آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ معبودی [بهحق] جز او نیست؛ زنده میکند و میمیراند؛ پس به الله و فرستادهاش ـآن پیامبرِ درسناخواندهای که به الله و سخنانش باور داردـ ایمان بیاورید و از او پیروی کنید؛ باشد که هدایت شوید».
و گروهی از قوم موسی هستند که [مردم را] به [راه] حق هدایت میکنند و بر اساس آن [نیز قضاوت و] عدالت میکنند.
و آنان را به دوازده قبیله [که هر کدام] شاخهای از نوادگان [یعقوب] بودند تقسیم کردیم؛ و به موسی ـ آنگاه که قومش از او آب خواستند ـ وحی کردیم که: «عصایت را بر سنگ بزن»؛ بهناگاه دوازده چشمه از آن جوشید [و] هر گروهی آبشخورِ خود را شناخت؛ و ابر را بر [سرِ] آنان سایهگستر نمودیم و تَرَنجَبین و بلدرچین بر آنان فروفرستادیم [و گفتیم:] «از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید». آنان [با نافرمانی و مخالفت، در حقیقت] به ما ستم نکردند؛ بلکه به خویشتن ستم مینمودند.
و [یاد کن از] هنگامی که به آنان گفته شد: «در این شهر [= بیتالمقدس] ساکن شوید و [از نعمتهای] آن ـ از هر جا [و هر وقت] که - خواستید- بخورید و [برای عذرخواهی] بگویید: «[پروردگارا،] گناهانمان را فرو ریز» و با فروتنی از دروازه[ی شهر] وارد شوید تا گناهانتان را بیامرزیم؛ [و پاداش دنیا و آخرتِ] نیکوکاران را خواهیم افزود».
اما افرادی از آنها که [نافرمان و] ستمکار بودند، سخن را به چیزی غیر از آنچه كه به آنان گفته شده بود تبدیل کردند [و به جای طلب آمرزش، کلمات تمسخرآمیزی گفتند]؛ پس به [کیفرِ] آنکه ستم میکردند، عذابی از آسمان بر آنان فروفرستادیم.
و [ای پیامبر،] از آنان دربارۀ [ساکنان] شهری که نزدیک دریا بود بپرس؛ هنگامی که آنان از [حکمِ تحریمِ صید در روز] شنبه تجاوز میکردند، و ماهیهایشان در روزهای شنبه [که روز تعطیل و عبادت بود] روی آب ظاهر میشدند و روزهای غیرشنبه به سوی آنان نمیآمد. آنان را به [خاطر] آنکه نافرمانی میکردند، اینچنین آزمودیم.
و [یاد کن از] هنگامی که گروهی از آنان [به گروه دیگر] گفتند: «چرا قومی را پند میدهید [که سرانجام،] الله آنان را هلاک خواهد کرد یا به عذابی شدید گرفتار خواهد نمود؟» [ناصحان] گفتند: «این [پند و نهی، در حُکمِ] معذرتی به درگاه پروردگار شماست و باشد که پروا کنند».
اما چون آنچه را به آنان پند داده بودند به فراموشی سپردند، كسانى را كه از [كارِ] بد بازمىداشتند نجات دادیم و كسانى را كه [با نادیده گرفتن حکمِ الهی به خود] ستم کرده بودند ـ به سزاى آنكه نافرمانى مىكردند ـ به عذابى شدید گرفتار نمودیم.
و چون در برابر آنچه از آن نهى شده بودند [لجاجت و] سرپیچى كردند، به آنان گفتیم: «به صورت بوزینههایی [خوار و] راندهشده درآیید».
و [یاد کن از] هنگامی که پروردگارت فرمود یقیناً تا روز قیامت، کسی را بر آنان [=یهود] خواهد گماشت که همواره بدترین [و خفتبارترین] عذاب را بر سرشان بیاورد. بیگمان، پروردگارت زودکیفر است، و[لی] او تعالی قطعاً آمرزندۀ مهربان است.
و آنان را در زمین به صورت گروههایی [مختلف] پراکنده ساختیم. [برخی] از آنان نیکوکار اند و [برخی میانهرو هستند و گروهی نیز] غیر از اینند؛ و آنان را با خوشیها و ناخوشیها آزمودیم؛ باشد که [به راه حق] بازگردند.
و پس از آنان، جانشینان [ناشایستی] آمدند که کتاب [تورات] را به ارث بردند. آنان [ثروت و] کالای این [دنیای] پست را میگیرند [که سخنان الله را تحریف و به ناحق حکم کنند] و میگویند: «بخشیده خواهیم شد»؛ و اگر کالایی [دیگر] همانند آن برایشان بیاید، آن را [نیز] میگیرند. آیا در کتاب [آسمانی] از آنان پیمان گرفته نشده است که دربارۀ الله جز [سخن] حق نگویند؟ [پس نافرمانیشان از روی نادانی نیست؛ زیرا بارها تورات را خواندهاند] و آنچه را که در آن است آموختهاند؛ و سرای آخرت برای کسانی که پروا پیشه کنند بهتر است. آیا نمیاندیشید؟
و کسانی که به کتاب [الله] تمسّک میجویند و نماز را برپا میدارند، به یقین [بدانند که] ما پاداش نیکوکاران را تباه نمیکنیم.
و [یاد کن از] هنگامی که کوه [طور] را [از جای برکندیم و] همچون سایبانی بر فرازشان برافراشتیم و پنداشتند که بر آنان فرود میآید [و در این حالت، از آنان عهد گرفتیم و گفتیم:] «آنچه را که به شما دادهایم، با نیرو [و جدیّت] بگیرید و آنچه را که در آن است به یاد داشته باشید [و به آن عمل نمایید]؛ باشد که پروا کنید.
و [یاد کن از] هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، نسلشان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] «آیا من پروردگار شما نیستم؟» آنان گفتند: «آری؛ [بر این حقیقت] گواهی میدهیم». [الله فرمود: «از شما اقرار گرفتم] تا مبادا روز قیامت بگویید که "ما قطعاً از این [امر] بیخبر بودیم".
یا [مبادا] بگویید که پدرانمان پیشتر شرک آورده بودند و ما نیز فرزندانی پس از آنان بودیم. آیا ما را به [سزای] آنچه [کافران و] باطلاندیشان انجام دادند، هلاک میکنی؟»
و اینچنین آیات [خود] را به تفصیل بیان میکنیم [تا آنها را بفهمند] و باشد که [به توحید] بازگردند.
و [ای پیامبر،] سرگذشت کسی را بر آنان حکایت کن که آیات [و نشانههای] خویش را به او دادیم و [او حقانیت این آیات را درک کرد؛ ولی] از آنها جدا [و عاری] گشت؛ پس شیطان به دنبالش افتاد [و بر وی مسلط گردید] و او از گمراهان شد.
و اگر میخواستیم، [مقام و منزلت] او را به خاطر [پایبندی و عمل به] آن [آیات] بالا میبردیم؛ ولی او به دنیا [و پستی] گرایید و از هوای نفس خویش پیروی کرد. پس مَثَل او [در دنیادوستی] همچون مَثل سگ است که اگر به او حمله کنی [و او را برانی]، زبان از دهان بیرون میآورد و اگر او را [به حال خود] واگذاری، [باز هم] زبان از دهان بیرون میآورد [چنین شخصی را نیز چه پند بدهی یا پند ندهی، تفاوتی ندارد]. این، مَثَلِ گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را [برایشان] حكایت كن؛ باشد كه بیندیشند.
چه زشت است داستان گروهى كه آیات ما را تکذیب کردند و به خویش ستم نمودند!
کسی که الله او را هدایت کند، هدایتیافته [واقعی] است؛ و کسی که الله او را گمراه سازد، آنانند که زیانکارند.
و بیتردید، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریدهایم؛ [زیرا] دلهایی دارند كه با آنها [حقایق را] درک نمىكنند و چشمانى دارند كه با آنها [نشانههای توان و تدبیر الهی را] نمىبینند و گوشهایی دارند كه با آنها [سخنان حق را] نمىشنوند. آنان همچون چهارپایانند، بلكه [از آنها هم] گمراهتر. [آرى،] آنانند که [از آخرت] غافلند.
و الله زیباترین نامها را دارد؛ پس او را به آن [نامها] بخوانید و کسانی را که در [مورد] نامهایش بيراهه میروند [و آنها را تحریف میکنند] رها کنید. آنان به [سزاى] آنچه مىکردند، مجازات خواهند شد.
و از [میان] کسانی که آفریدهایم، گروهی هستند که [مردم را] به حق هدایت مینمایند و بر [اساسِ] آن، به عدالت رفتار میکنند.
و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، [درهای روزی را به رویشان میگشاییم تا بیشتر در گناه غرق شوند، و اینگونه] آنان را به تدریج از جایى كه نمىدانند [به كیفر خود] گرفتار خواهیم ساخت.
و به آنان مهلت میدهم. به راستی که تدبیرِ من، استوار [و حسابشده] است.
آیا نیندیشیدهاند که همنشینِ آنان [= رسول الله] هیچ جنونی ندارد؟ او جز بیمدهندهای آشکار نیست.
آیا در فرمانرواییِ آسمانها و زمین و آنچه الله آفریده است نمینگرند و اینکه چه بسا هنگام مرگشان نزدیک شده باشد؟ پس بعد از این [قرآن] به کدام سخن ایمان میآورند؟
هر کس که الله او را گمراه کند، [هیچ] راهنمایی برایش نیست و آنان را در سرکشیِ خویش سرگردان رها میکند.
[ای پیامبر، کافران مکه] دربارۀ قیامت از تو میپرسند [که] چه زمانی واقع میشود؟ بگو: «بیتردید، دانش آن فقط نزد پروردگار من است و هیچ کس جز او تعالی [نمیتواند] آن را در وقت معیّنش پدیدار سازد؛ این امر [= ظهور قیامت] بر اهل آسمانها و زمین دشوار است و جز به طور ناگهانی به سویتان نمیآید». [آنان چنان] از تو میپرسند که گویی تو خود مشتاق [دانستن زمان] آن هستی [حال آنکه تو دربارۀ زمان وقوعش هیچ نمیپرسی]. بگو: «دانش آن فقط نزد الله است؛ ولی بیشتر مردم نمیدانند».
[ای پیامبر،] بگو: «من مالکِ سود و زیان خویشتن نیستم، مگر آنچه را که الله بخواهد؛ و اگر غیب میدانستم، خیر [و سود] بسیاری [برای خود] فراهم میساختم و هیچ بدی [و زیانی] به من نمیرسید. من [کسی] نیستم، مگر بیمدهنده و بشارتبخشی [دلسوز] برای گروهی که ایمان دارند.
[ای مردم،] او ذاتی است که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرام گیرد. پس [نظام تولد و تناسل آغاز شد؛] چون شوهری با همسرش آمیزش نمود، زن به حملی سبک باردار شد، و [نخستین ماههای بارداری را] گذرانید؛ و چون سنگینبار شد، زن و شوهر، الله ـ پروردگار خود- را [به دعا] خواندند كه: «اگر [فرزندى تندرست و] شایسته به ما عطا كنى، قطعاً سپاسگزار خواهیم بود».
اما هنگامی که [الله، فرزندى تندرست و] شایسته به آنان داد، در این نعمت که به آنها بخشیده بود، شریکانی برایش قرار دادند؛ و الله از آنچه که شریک [و همتای] او میسازند برتر و منزه است.
آیا چیزهایی را شریک [الله] قرار میدهند که چیزی نمیآفرینند و خود آفریده میشوند؟
و نه میتوانند آنان را یاری کنند و نه به خویشتن یاری میرسانند.
و [ای مشرکان،] اگر آنها [= معبودها] را به [راه] هدایت دعوت کنید، از شما پیروی نمیکنند. چه آنها را دعوت کنید و چه خاموش باشید، برایتان یکسان است [و پاسخی نخواهید شنید].
بیگمان، آنهایی که به جای الله [به یاری و دعا] میخوانید، بندگان[و آفریدگان]ی همچون خودتان هستند؛ پس آنها را [در سختیها به یاری و دعا] بخوانید. اگر راست مىگویید، باید پاسخ شما را بدهند.
آیا آنها پاهایی دارند که با آنها راه بروند یا دستهایی دارند که با آنها [یاریتان دهند و از شما] دفاع کنند؟ آیا چشمانی دارند که با آنها ببینند یا گوشهایی دارند که با آنها بشنوند؟ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «شریکانتان را بخوانید، سپس [علیه من] تدبیر [و نیرنگ] کنید و به من مهلت ندهید.
بیتردید، [دوست و] کارسازِ من الله است که [این] کتاب را نازل کرده است و او برای شایستگان [دوستی و] کارسازی میکند.
و کسانی را که [شما مشرکان] به جای او [به یاری و دعا] میخوانید، نه میتوانند شما را یاری کنند و نه به خویشتن یاری رسانند.
و اگر آنان را به [راه] هدایت دعوت کنید، [سخنانتان را] نمیشنوند؛ و آنان را میبینی که [ظاهراً] به تو نگاه میکنند، در حالی که نمیبینند».
[ای پیامبر، با آنان] مدارا کن و به نیکی فرمان بده و از نادانان روی بگردان.
و اگر وسوسهای از سوی شیطان به تو رسید، به الله پناه ببر [که] بیتردید، او شنوای داناست.
در حقیقت، كسانى كه [از الله] پروا میکنند، چون وسوسهاى از جانب شیطان به آنان برسد، [الله را] به یاد میآورند و آنگاه [نسبت به حقیقت] بینا میشوند.
و برادرانشان [= برادران كافران و مشركان که شیاطین هستند] آنان را به گمراهی میکشانند و [هرگز در این کار] کوتاهی نمیکنند.
و [ای پیامبر،] هنگامی که [نزول وحی به تأخیر میافتد و] تو آیهای برایشان نمیآوری، میگویند: «چرا تو خود آن را نمیسازی؟». بگو: «من فقط از چیزی پیروی میکنم که از سوی پروردگارم به من وحی میشود. این [قرآن، شامل] روشنگریهایی از سوی پروردگارتان است و برای گروهی که ایمان میآورند، هدایت و رحمت است.
و هنگامی که قرآن خوانده میشود، به آن گوش فرادهید و خاموش باشید؛ باشد که مشمول رحمت شوید».
و پروردگارت را در دل خویش با تضرّع و ترس، بدون آواى بلند [در] بامدادان و شامگاهان یاد كن و [از یاد الله] غافل نباش.
[ای پیامبر،] كسانى كه نزد پروردگار تو هستند [= فرشتگان] یقیناً از عبادت وی [سرکشی و] تكبر نمىورزند و او را به پاكى مىستایند و برایش سجده مىكنند.
[ای پیامبر،] از تو دربارۀ [تقسیمِ] انفال [= غنایم جنگی] میپرسند؛ بگو: «انفال از آنِ الله و پیامبر است؛ پس از الله پروا کنید و با یكدیگر سازش نمایید و اگر ایمان دارید، از الله و پیامبرش اطاعت کنید.
بیتردید، مؤمنان فقط کسانی هستند که وقتی الله یاد میشود، دلهایشان هراسان میگردد و هرگاه آیاتش بر آنان خوانده میشود، بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکل میکنند.
همان کسانی که نماز برپا میدارند و از آنچه روزیشان کردهایم انفاق میکنند.
آنان هستند كه به راستی مؤمنند. براى آنان نزد پروردگارشان، درجاتی [والا] و آمرزش و روزىِ نیكو خواهد بود.
[ای پیامبر، اختیار کاملِ تو بر غنایم، موجب ناخشنودی برخی افراد است؛ درست] همان طور که پروردگارت تو را بهحق از خانهات [در مدینه به سوی میدان بدر] بیرون آورد و قطعاً گروهی از مؤمنان [از جنگیدن] ناخشنود بودند.
آنان پس از آنکه حقیقت آشکار شد، دربارۀ حق [= جهاد] با تو مجادله میکنند؛ گویى آنان را به سوى مرگ مىرانند در حالی که خود [به مُردنشان] مىنگرند.
و [ای مجاهدان، به یاد آورید] هنگامی که الله به شما وعده داد که [غنایمِ] یکی از دو گروه [= کاروان تجاری یا لشکر] نصیبتان خواهد شد و شما دوست داشتید که کاروانِ غیرنظامی [= تجاری] برای شما باشد؛ و[لی] الله میخواست با سخنان خویش [دربارۀ کشتار کفار]، حق [= اسلام] را پایدار گردانَد و ریشۀ کافران را قطع کند.
[الله اسلام را پیروز کرد] تا حق را ثابت نماید و باطل را از میان بردارد؛ هر چند که گناهکاران [مشرک] ناخشنود باشند.
[روز بدر را به یاد آورید؛] آنگاه كه از پروردگارتان فریادرسى [و یارى] مىخواستید و او [درخواستِ] شما را پذیرفت [و فرمود:] «بیگمان، شما را با هزار فرشته که پیاپی فرود میآیند یاری میکنم».
و الله این [یاری] را جز مژدهای [برای شما] قرار نداد تا دلهایتان با آن آرام گیرد؛ و [بدانید که] پیروزی جز از جانب الله نیست. به راستی که الله شکستناپذیرِ حکیم است.
[و به یاد آورید] هنگامی که [الله آن] خواب سبک را که [امنیت و] آرامشی از سوی او تعالی بود، بر شما افکند و آبی از آسمان برایتان فروفرستاد تا شما را با آن پاک کند و پلیدی [= وسوسههای] شیطان را از شما دور سازد و دلهایتان را محکم بدارد و گامهایتان را با آن استوار نماید.
[و ای پیامبر، به یاد آور] هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: «من با شما هستم؛ پس کسانی را که ایمان آوردهاند، ثابتقدم دارید. به زودی در دل کسانی که کفر ورزیدند، هراس میافکنم؛ پس [ای مجاهدان، شمشیر خویش را] بر فرازِ گردنهایشان بزنید و همۀ انگشتانشان را قطع کنید [تا سلاح برنگیرند].
این [کیفر] به خاطر آن است که آنان با الله و رسولش مخالفت کردند؛ و هر کس با الله و رسولش مخالفت کند، [بداند که] الله سختکیفر است.
[ای کافران،] این [عذاب دنیا] را بچشید و [بدانید که] برای کافران [در قیامت،] عذاب آتش است.
اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هر گاه [در میدان جنگ] با انبوهِ كافران روبرو شدید، به آنان پشت نكنید [و نگریزید].
و هر کس در آن هنگام به آنان پشت كند ـ مگر آنكه [انگیزهاش فریب دشمن یا] كنارهگیرى براى نبردى [دوباره] یا پیوستن به گروهی [دیگر از سپاه مسلمانان] باشد ـ قطعاً به خشم الله گرفتار میگردد و جایگاهش دوزخ است؛ و چه بد سرانجامى است!
پس [ای مؤمنان، در روز نبرد با مشرکان در بدر] شما [با نیروی خود] آنان را نکشتید؛ بلکه الله آنان را کشت؛ و [ای پیامبر،] هنگامی که [به سویشان خاک و سنگ] میانداختی، [در حقیقت،] تو نینداختی؛ بلکه الله انداخت تا مؤمنان را به آزمایشی نیکو از جانب خود بیازماید. بیتردید، الله شنوای داناست.
این [شکست و فرارِ مشرکان و سرافرازیِ مؤمنان، همه از جانب الله] بود و الله نیرنگِ كافران را سست [و بیاثر] مىگردانَد.
[اى مشركان،] اگر خواهان پیروزی [بر مسلمانان و فرارسیدنِ عذاب الهی هستید]، اینک پیروزى [اسلام، که بزرگترین رنج و عذاب شماست] به سراغتان آمد؛ و اگر [از کفر و دشمنى با پیامبر] دست بردارید، آن [کار] برایتان بهتر است؛ و[لی] اگر [به جنگ با مسلمانان] برگردید، ما نیز برمىگردیم؛ و [این را بدانید] كه گروه شما ـ هر چند زیاد باشدـ هرگز نمیتواند شما را از چیزی بینیاز کند و [دیگر] اینكه [همواره] الله با مؤمنان است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از الله و رسولش اطاعت کنید و از [احکام و فرمانهای] او روی نگردانید؛ در حالی که [آیات قرآن و سخنان پیامبر را] میشنوید.
و مانند کسانی نباشید که گفتند: «[آیات الهی و سخن رسولان را] شنیدیم»؛ حال آنکه نمیشنیدند.
بیگمان، بدترین جنبندگان نزد الله، آن [کسانی هستند که در برابر حق] كر و گُنگ هستند [و حقا] که نمیاندیشند.
و اگر الله خیری در آنان سراغ داشت، [در برابر کلام حق] شنوایشان مینمود؛ و[لی حتی] اگر آنان را شنوا میساخت، باز هم پشت میکردند و رویگردان میشدند.
اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هر گاه الله و پیامبر، شما را به چیزى فراخواندند كه به شما زندگی مىبخشد، [فرمان] آنان را اجابت كنید و بدانید كه الله میان انسان و دلش حایل میشود [و از اسرار آگاه است] و اینکه [در قیامت، همگی] نزد او گِرد آورده میشوید.
و [ای مؤمنان،] از عذابی بپرهیزید كه تنها دامن ستمکارانتان را نمیگیرد؛ و بدانید که الله سختکیفر است.
و به یاد آورید زمانی را که شما در سرزمین [مکه] اندک و ناتوان بودید [و] میترسیدید که مردمان [مشرک،] شما را بربایند؛ ولی الله شما را [در مدینه] پناه داد و با یاری خویش نیرومندتان ساخت و از چیزهای پاکیزه به شما روزی بخشید؛ باشد که سپاسگزاری کنید.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، [با سرپیچی از اوامر و نَواهی،] به الله و پیامبر خیانت نکنید و [همچنین] در امانتهایتان خیانت نکنید، در حالی که میدانید [این کار، گناه است].
و بدانید که بیتردید، اموال و فرزندانتان [وسیلۀ] آزمایش [شما] هستند و پاداشی بزرگ نزد الله است.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر از الله پروا کنید، براى شما [نیروى] تشخیص [حق و باطل] قرار مىدهد و گناهانتان را از شما مىزداید و شما را مىآمرزد؛ و الله داراى بخشش بزرگ است.
و [ای پیامبر، به یاد آور] آنگاه که کافران درباره تو دسیسه میکردند که تو را به زندان بیفکنند یا بکشند یا تو را [از مکه] بیرون کنند. آنان مکر میاندیشیدند و الله [نیز تدبیر و] مکر میکرد؛ و الله بهترینِ مکرانگیزان است.
و چون آیات ما بر آنان خوانده شود، میگویند: «به خوبى شنیدیم. اگر مىخواستیم، ما نیز قطعاً همانند این [سخنان] را مىگفتیم. این [قرآن، چیزی] نیست، مگر افسانههاى [خیالی] پیشینیان».
و [به یاد آور] آنگاه که گفتند: «پروردگارا، اگر این [قرآن] به راستی، حق و از جانب توست، سنگهایی [ویرانگر] از آسمان بر ما ببار یا عذابی دردناک بر ما بفرست».
و[لى ای محمد،] تا تو در میان آنان هستى، الله بر آن نیست كه عذابشان كند و تا زمانی که [از درگاه الهی] آمرزش میطلبند، الله عذابكنندۀ آنان نیست.
و چرا الله آنان را [در آخرت] عذاب نكند، با اینكه آنان [مردم را] از [طواف و عبادت در] مسجدالحرام بازمىدارند؟ و [مشرکان] هرگز دوستان الله نبودهاند؛ [زیرا] دوستان الله کسی جز پرهیزگاران نیستند؛ ولى بیشتر آنان نمىدانند.
و نمازشان نزد خانه [کعبه] چیزی جز سوتکشیدن و کفزدن نبود؛ پس به سزای آنکه کفر میورزیدید، عذاب [شکست و اسارت در بدر] را بچشید.
کسانی که کفر ورزیدند، اموالشان را خرج میکنند تا [مردم را] از راه الله بازدارند؛ پس به زودی همه را خرج میکنند، آنگاه [این کار، مایۀ] حسرت و پیشمانیشان میگردد و سپس شکست میخورند؛ و [سرانجام،] کسانی که کفر ورزیدند، به سوی [آتش] دوزخ کشانده میشوند.
تا الله، پلید را از پاکیزه جدا کند و پلیدان را روى يكديگر نهد و همگی را متراكم سازد، سپس [یکجا] در دوزخ قرار دهد. اینان همان زیانکاران [واقعی] هستند.
[ای پیامبر،] به کسانی که کفر ورزیدند بگو [که] اگر [از شرک و دشمنی] دست بردارند، گذشتههایشان بخشوده میشود و[لی] اگر [به رفتار گذشتۀ خود] بازگردند، سنت [و عذاب الهى كه در مورد] پیشینیان گذشت [تكرار خواهد شد].
و [ای مؤمنان،] با آنان پیکار کنید تا فتنه [ی شرک] ریشهکن شود و [عبادت و] دین، همه از آنِ الله گردد. پس اگر آنان [از شرک و آزار] دست برداشتند، [رهایشان کنید؛ چرا که] بیتردید، الله به آنچه میکنند بیناست.
و اگر [از اوامر الهی] سرپیچی کردند، بدانید که الله [دوست و] کارسازِ شماست. چه نیکو کارساز و چه نیک یاوری است!
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ