Melihat halaman 226
Melihat halaman 226
Hud
.11
Hud
و [نوح] کشتی را میساخت و هر گاه بزرگانی از قومش بر او میگذشتند، مسخرهاش میکردند. [او] میگفت: «اگر ما را مسخره کنید، ما [نیز] به همان صورت که ما را مسخره میکنید، شما را مسخره خواهیم کرد.
به زودى خواهید دانست كه عذاب [الهى] سراغ چه كسى مىآید كه خوارش سازد و عذابى پایدار بر او فرود آید».
[این حالت همچنان ادامه داشت] تا زمانی که فرمان [عذاب] فرارسید و [آب از] تنور فوران كرد. [به نوح] گفتیم: «از هر [صنف حیوان] یک جفت [نر و ماده] در آن [کشتی] سوار کن و [همچنین] خاندان خود را؛ مگر کسی که وعدۀ [هلاکت] قبلاً بر او مقرر شده است و [نیز] کسانی را که ایمان آوردهاند [سوار کن]»؛ و جز [افراد] اندکی همراه او ایمان نیاورده بودند.
[نوح] گفت: «در آن [کشتی] سوار شوید. حرکت و توقفش با نام [و خواستِ] الله است. بیتردید، پروردگارم آمرزندۀ مهربان است».
و آن [كشتى،] آنان را در میان امواجى کوهپیکر [پیش] مىبُرد و نوح پسرش را كه در كنارى [ایستاده] بود صدا زد: «پسرم، با ما سوار شو و همراه كافران نباش».
[پسرِ نوح] گفت: «به کوهی پناه خواهم برد که مرا از آب محافظت کند». [نوح] گفت: «امروز هیچ نگهدارندهای در برابر فرمان الله نیست، مگر کسی که [الله] به او رحم کند» و[لی ناگاه] موج در میان آن دو فاصله انداخت؛ پس [پسر نوح نیز] از غرقشدگان گردید.
و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بَر و ای آسمان، [از باریدن] باز ایست؛ و آب فرونشست و کار به انجام رسید و [کشتی] بر [کوه] جودی قرار گرفت؛ و گفته شد: «دوری [از رحمت الهی] بر گروه ستمکاران باد!»
و نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: «پروردگارا، پسرم از خاندان من است و بیگمان، وعدۀ تو [دربارۀ نجات خاندانم] حق است؛ و تو بهترین داوری».
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ