Melihat halaman 230
Melihat halaman 230
Hud
.11
Hud
[ساره] گفت: «ای وای بر من! آیا در حالی که خودم پیرزنم و این شوهرم پیرمردی [فرتوت] است، فرزند میزایم؟ به راستی، این امری شگفتآور است».
[فرشتگان] گفتند: «آیا از فرمان الله تعجب میکنی؟ رحمت الله و برکاتش بر شما اهل خانه [نبوت] باد. بیتردید، او [تعالی در ذات و صفات و افعالش] ستودهای بزرگوار است».
هنگامی که ترس از [دل] ابراهیم [بیرون] رفت و بشارت [تولد فرزند] به او رسید، دربارۀ [تأخیرِ عذاب یا نجات مؤمنانِ] قوم لوط با ما به بحث [و چون و چرا] پرداخت.
به راستی که ابراهیم بردبار و بسیار نیایشگر و بازآینده [به درگاه ما] بود.
[فرشتگان گفتند:] «ای ابراهیم، از این [سخن] بگذر؛ [چرا که] به راستی فرمان [عذاب] پروردگارت فرارسیده است و مسلماً عذابی بازگشتناپذیر برایشان خواهد آمد».
و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از [تصور بیشرمىِ قومش نسبت به] آنان نگران و دلتنگ شد و گفت: «امروز، روز بسیار سختی است».
و قوم او شتابان [به قصد کامجویی از مهمانان لوط] به سوى [خانۀ] او هجوم آوردند، در حالى كه پیش از آن [نیز] مرتكب کارهای زشتى مىشدند. [لوط] گفت: «ای قوم من، اینان دختران [= زنانِ امتِ] من هستند؛ [با آنها ازدواج کنید.] آنان برای شما پاکیزهترند؛ پس از الله بترسید و مرا در [مقابل] مهمانانم شرمسار نکنید. آیا بین شما مرد خردمندی نیست [که شما را از این کار بازدارد]؟».
آنان گفتند: «تو خود میدانی که ما به دختران [= زنانِ امتِ] تو نیازی نداریم و خوب میدانی که ما چه میخواهیم».
[لوط] گفت: «کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا میتوانستم به تکیهگاهی استوار [همچون خانواده و قبیلهام] پناه ببرم».
[فرشتگان] گفتند: «ای لوط، ما فرستادگان پروردگارت هستیم. آنان هرگز به تو دست نمییابند؛ خانوادهات را در پاسی از شب،[از این شهر بیرون] ببر و هیچ یک از شما به پشت سر نگاه نکند؛ مگر همسرت که آنچه [از عذاب] که به آنان میرسد، قطعاً به او [نیز] خواهد رسید. در حقیقت، وعدهگاهشان صبح است. آیا صبح نزدیک نیست؟»
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ