Melihat halaman 389
Melihat halaman 389
Al-Qasas
.28
The Stories
هنگامی که موسی [آن] مدت [معیّن] را به پایان رساند و همراه خانوادهاش [از مدین به سوی مصر] حرکت کرد، [ناگهان در تاریکیِ شب،] از سوی [کوه] طور آتشی دید؛ به خانوادهاش گفت: «[اینجا] بایستید كه من آتشى [از دور] دیدم. شاید خبری از آن برایتان بیاورم یا شعلۀ آتشی [بیاورم] تا گرم شوید».
وقتی به آن آتش نزدیک شد، در کنارۀ راست آن سرزمین، در منطقۀ پربرکت [طور]، از [میان] یک درخت ندا داده شد که: «ای موسی، بیتردید من الله، پروردگار جهانیانم.
و عصایت را بیفکن». وقتی [موسی عصایش را افکند و] آن را دید که همچون ماری مىجنبد، [از ترس] پشت کرد و گریخت و بازنگشت. [ندا آمد:] «ای موسی، پیش آی و نترس. قطعاً تو از [آسیب خطرات] ایمن شدهای.
و دستت را در گریبانت فرو بر [تا] سپید و بدون عیب [و بدون بیماری پیسی] خارج شود؛ و [براى رهایى] از این ترس، دستانت را به سمت خود جمع كن [و به سینهات بچسبان]. این دو [معجزۀ عصا و ید بَیضا] دو دلیل [روشن] از سوی پروردگارت برای فرعون و بزرگانِ [قومِ] اوست. به راستی که آنان گروهی نافرمانند».
[موسی] گفت: «پروردگارا، من یکی از آنان را [بدون عمد] کشتهام؛ میترسم که [به قصاص آن قتل،] مرا بکشند.
و برادرم ـ هارونـ زبانش از من شیواتر است؛ پس او را همراهم بفرست تا یاورم باشد و راستگوییام را تأیید کند؛ زیرا میترسم مرا تكذیب کنند».
[الله] فرمود: «تو را با [پیوستنِ] برادرت تقویت خواهیم نمود و سلطه و برتری برایتان قرار میدهیم که [فرعونیان هرگز] به شما دست نیابند؛ و به [برکتِ] معجزاتمان [که در اختیار دارید] شما و هر کس که از شما پیروی کند، پیروزید».
Akhir Surah
The system theme automatically adapts to your light/dark mode settings
Gaya Uthmani lalai Quran.com
Pratonton
بِسْمِ ٱللَّهِ